آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : شنبه 25 فروردین 1397 07:43 ب.ظ

11.  ارتباط با انگلستان:

"باید به پرسشی بپردازم كه حیرت بسیاری را برانگیخته است: چگونه با سیاستهای انگلیسی پیوند خوردم و كدام انگیزه های اصلی سبب شده تا به مدافع سرسخت علایق بریتانیا در آسیا بدل شوم؟". و گویا جواب وامبری برای این پرسش، "مأموریت متمدن سازی ما (دولت بریتانیا) در شرق" میباشد! این ادعا، در میان قدرتها رقیب معارضانی داشته است؛ "روسها به اضافه هواخواهان آنان، بخشی از آلمانها و نیز برخی از روزنامه نگاران فرانسوی –كه یا به علت بدهضمی عقیده در مورد مأموریت متمدن سازی ما در شرق و یا از سر دشمنی پوچ و حسادت نسبت به انگلیسیها مدام به نظرات من حمله كرده اند و همیشه آماده بوده اند تا نوشته های ضد روسی مرا یا به عداوت به اصلاح ضدروسی مربوط سازند و به رغبت من به انگلیسیها ارتباط دهند".

وامبری در پایان با ژستی خیرخواهانه میگوید "بلی مردم آسیای میانه وحشیهای خشنی هستند، نور فرهنگ غربی ما در آنجا بسیار لازم است؛ اما اگر در میان مشعل داران انتخابی صورت گیرد، من انگلیسیها را ترجیح میدهم؛ ملتی كه (...) بی تردید در رأس تمدن ما قرار گرفته است".

 

12.  در انگلستان:

در انگلستان وامبری برای سفری كه داشته و شرح آنها بسیار مورد توجه و عنایت از سوی بسیاری كسان قرار گرفته است.

 

13.  روسیه در آسیای میانه:

از دستاوردهای حضور روسیه در آسیای میانه، برانداختن ملوك الطوایفی و ایجاد امنیت و از میان بردن برده فروشی بوده است. این دستاوردها قطعا بر زندگی مردم خراسان نیز تأثیر مثبت داشته اند. وامبری میگوید حتی در انگلستان هم با آنكه "اظهارات ضد روسی بسیار بلندتر" از اظهارات همدلانه بوده است اما مثلا در یك انجمن حكومتی "رئیس عالیقدر انجمن به حمایت كسانی برخاست كه با روسیه همدلی میكردند و پیشرفت روسیه در آسیای میانه را بركتی به نفع تمدن میشمردند". یا در جای دیگر از زبان برخی از انگلیسها در باب پیشروی روسیه در آسیای میانه میگوید "او به تمدن خدمت میكند و حتی اگر موفق به تصرف بخارا هم شود ما به آن اهمیتی نمیدهیم". البته پیداست كه این رویكرد غالب در انگلستان نسبت به روسیه نبوده است.

در باب آثار مثبت تسلط روسیه در آسیای میانه، وامبری میگوید "خوشحالم كه بگویم این سوداگری نفرت آور (برده فروشی) بعد از سفر من به بخارا هر چند كاملا متوقف نشده اما به یقین كاهش فراوان یافته است و احتمال فراوان میرود از این پس دیگر برده فروشی در آسیای میانه به كلی موقوف شود. در قطع این داد و ستد هولناك مدیون روسیه هستیم زیرا تجارت برده را در مایملك آسیاییش و نیز در ممالك تحت حمایتش ممنوع ساخته است. به علاوه تركمنها، این آدم رباهای واقعی، دیگر نمیتوانند مثل گذشته به داخل ایران تجاوز كنند (احتمالا به خاطر تسلط روسها) تا رمه ها و آدمها را بربایند".

پیداست در زمان سفر وامبری، حتی آبهای جنوب دریای مازندران تحت نفوذ روسیه میباشد. با توجه به سنت غارتگری و برده فروشی تركمنها، برایم عجیب بود كه وامبری گزارش میدهد روسها با برده گیری و برده فروشی تركمنها مقابله میكرده اند؛ "به رغم تلاش سرسختانه حاكم نظامی روسی این منطقه، بارها شمار زیادی از ایرانیهای بداقبال در زنجیر اسارت به گمش تپه (واقع در ساحل جنوب شرقی دریای مازندران) كشیده شده اند كه البته اسارت ملوانان روسی نیز چندان كم اتفاق نیافتاده است. كشتیهای روسی شب و روز در آبهای تركمن گشت میزنند (...) در چنین مواقعی كشتی را به دقت برای یافتن اسیر و سلاح و سایر اقلامی كه حمل آنها قدغن است جستجو میكنند".

وامبری در آسیای میانه "كالاهای ساخت اروپای غربی را خیلی كم و اجناس ساخت روسیه را به وفور" یافته و این نشانگر حضور پررنگ روسیه در این ناحیه، حتی در آن زمان میباشد.

 

14.  در ارتباط با روسیه:

وامبری میگوید "بی گمان به عنوان فردی مجار هیچ دلیلی ندارم تا عاشق روسیه شوم زیرا در اوایل زندگیم آنان را دیده ام كه سركوبگر آرزوهای ملی ما برای آزادی و استقلال كشورمان شده اند". ولی با این حال وامبری مدعی است كه حس منفیش نسبت به روسیه را وارد نوشته هایش در باب آسیای میانه نكرده است.

 

15.  روم:

دست كم تا روزگار معاصر، آسیای صغیر برای مسلمانان و شرق اسلامی، قرنها عنوان "روم" داشته است. وامبری نیز برای آن كه وطن خود را آسیای صغیر یاد كند و بگوید كه تبعه ی عثمانی است، از این منطقه با عنوان "روم" یاد مینماید. در شرح سفر ایران به آسیای میانه نیز میگوید همسفران تركستانیم هنگام چاووش خوانی، همراهی نكردن من را "عمل بی موردی تعبیر نمیكردند زیرا واقف بودند كه مردم روم، همانند مردم تركستان بر اساس دقیق شریعت بار نمیآیند". گفتنی است وامبری در این سفر خود را یك مسلمان سنی مذهب اهل استانبول جا زده بوده. همچنین جالب است كه مترجم در پرانتز، "مردم روم" را "ساكنان بخش اروپایی عثمانی" توضیح داده كه بی شك توضیح درست و دقیقی نیست.

در سفر به آسیای میانه نیز یكی از همراهان تركستانی برای گفتن توصیه ای به وامبری، كشور وی را "كشور روم" یاد میكند. این نكته نشان میدهد در میان مردم آسیای میانه و تركستان نیز قلمروی عثمانی را با نام روم میشناخته اند. در جایی دیگر، یكی از روحانیان تركمن در دیدار وامبری خدا را بسیار شكر میگوید كه این قسمت را نصیب وی كرده تا در وجود "مسلمانی از اهالی روم (وامبری)، سرچشمه ی حقیقی دیانت را زیارت كند". و نیز وامبری از تركمنها درباره ی خودش نقل میكند كه "حاجی شَل رومی (وامبری شل بود)، رفیقی شاد و شنگول است".

 

16.  در ضعف مترجم:

ماههاست از خواندن این كتاب میگذرد و اكنون كه شرح مختصر آن را مینویسم، ضعفهای مترجم كه نشان از عدم تسلطش به مباحث مورد ترجمه میباشد، چندان در نظرم نمانده اند؛
1. روم را بخش اروپایی قلمروی عثمانی دانسته.

2. "تقصیر" را كه در آسیای میانه برای عذر تقصیر خواستن گفته میشده، همان گونه كه وامبری نوشته و نوشتار از روی تلفظ بوده، "تخسیر" نوشته و توضیحی نیز نیاورده كه این همان واژه ی تقصیر است در حالی كه شرح داده "این جمله به معنای ببخشید آقا است".



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر