تبلیغات
آزادكیش - ساوه

آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : جمعه 25 اسفند 1396 10:41 ب.ظ

دو ساعت از تهران تا ساوه راه است. بزرگراهی هم به نام همین شهر از تهران تا مقصد وجود دارد. جاده ی پررفت و آمدی است. چه كه هم ساوه شهر صنعتیی است و ارتباطش با تهران بسیار، هم در میانه ی مسیر شهرهای و مناطق پرجمعیت و مهمی چون اراك، همدان و... است. شهر را در احاطه ی بیابانها یافتم، تقریبا موید همان تصاویری كه جسته گریخته و عموما در مطالعات تاریخی از این شهر در ذهنم نقش بسته بود. آب ساوه هم كمی مزه ی شوری میدهد و به القای ذهنیت بیابانی كمك میكند.

به نسبت جمعیت دویست و اندی هزار نفریش، خیابانهای ساوه را شلوغ یافتم. البته دهه ی محرم بود و دسته های عزاداری هم خیلی زود (ساعت تقریبا 16 در نخستین روزهای پاییز) در خیابانها ظاهر میشدند. به گمانم بسیاری از مردم حاضر در خیابان نیز به تماشای ایشان آمده بودند. ساوه، با آنكه از لحاظ جمعیتی با شهری چون سیرجان قابل مقایسه است اما در برابر مثلا همان سیرجان، بازار مختصرتری دارد. در راسته كار ما (آرایشی بهداشتی)، این تفاوت آشكار بود و اینجا فروشگاهها عموما كوچك و كم جنس و یا با جنسهای كم ارزشتر بودند. سر و وضع خیابانها و پیاده روهای شهر نیز عموما فرسوده و درب و داغان بود. البته شاید دقیقتر این باشد كه بگویم بعضی جاهایش چندان آباد نیست. با توجه به صنعتی بودن این شهر، تصورم از سر و وضع شهر چیز دیگری بود. اما در میان كسانی كه به ایشان مراجعه كردم، چند نفر گفتند اینجا بافت كارگری دارد و از نظر اقتصادی مردمش ضعیفند. اگر بخواهیم همه ی این مشاهدات را در كنار هم درست فرض كنیم، شاید باید اینگونه گفت كه ساوه شهر صنعتیی است نزدیك تهران و كارگرهایش در خود شهر ساكنند و مدیران و مالكان در تهران. و همچنین نزدیكی به تهران باعث شده بازار شهر چندان رشد نكند و مردم خیلی از خریدهایشان را در تهران انجام دهند. اما همین نزدیكی، در پوشش بسیاری از ساوجیان اثر كرده و از شهرهای با بعد جمعیتی مشابه، به آزادی و شیكی پوشش تهرانیان نزدیكترند.

در چند جای شهر بافت تاریخی را دیدم كه هر كدام به دوره ای تعلق داشتند؛ سلجوقیان، ایلخانان، صفویان و... . دست كم ساخته شدن از آجر و طاق و سقفهای ضربی، از عناصر مشترك همه ی این ساختمانها بود. بازار سرپوشیده ی سنتی نیز اینجا هست و معماری و نمایَش تركیبی از سنتی و دوران امروز است. آب انبارهای چندی در شهر دیدم كه نه تنها دیگر كار نمیكنند كه تقریبا مخروبه اند و جایگاه آشغال! مسجد جامع شهر نیز پس از گذشت تقریبا هزار سال از ساختش، همچنان پابرجاست و مركزی است برای مومنان. در حیاط مسجد، دقایقی قدم زدم و برای گوش سپردن به تركی دو پیرمرد ساوجی و یافتن شباهتهایش با تركی خراسان، دقایقی جایی بر صفه ی در مسجد نشستم.

آنچه در بافت قومی-زبانی شهر غلبه دارد، تركی است. اگرچه نه بسیار اما قیافه های تركی-مغولی با شدتهای متفاوت را میتوان در شهر دید. تركان پرشمارترین گروه قومی-زبانی این شهرستانند و با اینكه تركان امروزی این منطقه –دست كم همه- از نسل موج اولیه ی مهاجران نیستند اما به گمانم ساوه یكی از قدیمیترین سكونتگاههای تركان در فلات داخلی ایران باید بوده باشد. تركیشان نیز از لحاظ آوایی به غلظت آذربایجانی نیست و برای چون منی –كه اهل خراسانم- قابل فهمتر بود. كردهای مهاجر نسل اخیر هم كم نیستند كه عموما برای كار در كارخانه ها و محیط صنعتی این شهر آمده اند. افغانستانیها هم در خیابانهای مركزی ساوه دیده میشوند اما تك و توك. همانهایی كه دیدم نیز از پوشش و سر و ضعشان به نظر میرسید در میان ایرانیان حل شده اند. این را خاصه از پوشش بانوان ایشان میگویم كه چادر و روسری و مقنعه و مانتوی ایرانی بر سر و در بر داشتند. در این قیاس، از آن رو میگویم "ایرانیان" و نمیگویم "مردم محلی" كه ساوه را شهری با جمعیت نابومی بسیار یافتم. اما در بافت پایین شهر (دور و بر مسجد جامع) افغانستانیها بسیارند و لباسهای خیلیهاشان نیز متمایز و بومی خودشان است. گویا این شهر صنعتی یكی از كانونهای قدیمی حضور افغانستانیها در ایران به شمار میرود. از بسیاریِ جمعیت ایشان، در این محل اردوگاه افغانستانیها را ایجاد كرده اند كه شنیدم ساكنانش همگی پشتونند. از مردم محلی شنیدم خیلی از افغانستانیها در روستاهای اطراف ساوه ساكنند.

لهجه ی ساوجیان شبیه قمیها است گویا. لهجه ی قمیها و ساوجیان و شهرهای این حوالی، پیشتر به گوشم آشنا نبود چه كه با این گروه مردم ارتباط اندكی داشته ام. مردم این شهر –حتی محلیها- فارسیشان خیلی تحت تأثیر تهران است اما تك و توك لهجه ی فارسی ساوه ای هم به گوشم خورد كه برایم تازگی داشت و بعضی شباهتها با لهجه ی اصفهانی و بعضی شباهتها با لهجه ی مردمان غرب ایران و... داشت. نمیدانم اصلا میتوان تا پیش از دوران معاصر لهجه ی فارسی ساوه ای را دارای موجودیت دانست یا نه اما آنچه من از تفاوتهای این لهجه با لهجه های فارسی پرگویشوری چون تهرانی و اصفهانی و... گمان میكنم، در آواها و آهنگ ادای واژگان و جمله ها است.

بر خلاف استان كرمان و حتی خیلی جاهای دیگر، سرعت و كاركرد اینترنت در ساوه خیلی خوب بود و این باید از بركات نزدیكی به تهران باشد.

هنگام ترك هتل، از پله ها كه پایین میآمدم، نگاهم به نگاه چهره ای آشنا در لابی هتل گره خورد و بی درنگ شناختمش؛ ناصر ابراهیمی، مربی پیشین پرسپولیس و تیم ملی. پیرمرد افتاده و مودبی بود؛ تا از نگاهم خواند كه شناخته امش، روی از من برنگرداند و سلام و لبخندم را پاسخ داد و از جا بلند شد!



پنجشنبه 23 فروردین 1397 08:39 ب.ظ
نوشته هاتان زیباست
سروش :
شما لطف دارین.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر