تبلیغات

آزادكیش - حكایت دختران قوچان

نویسنده :سروش
تاریخ: یکشنبه 9 مهر 1396 05:18 ب.ظ
كتاب "حكایت دختران قوچان" (از یاد رفته های انقلاب مشروطه)
افسانه نجم آبادی
چاپ نخست: باران، سوئد 1995
***
كتاب را كمی بر روی صفحه ی لپتاب و بیشتر بر روی گوشی خواندم. فایل PDF كتاب، اسكن صفحه های چاپ شده بود.
***
كتاب "حكایت دختران قوچان" ب موضوع ب اسارت رفتن زنان و دختران ایل باشكانلو (باشقانلو) ی قوچان توسط تركمنهای قبایل یموت و گوكلان و ماجراهای ایجاد شده حول این موضوع در سطح ملی و مجلس شورای ملی میپردازد. ماجرا از این قرار است ك آصف الدوله (حاكم خراسان، مستقر در مشهد)، حاكم بومی قوچان (شجاع الدوله زعفرانلو) را عزل كرده و پسر خود را جانشین وی میكند. حاكم وقت بژنورد (سالار مفخم شادلو، بعدها سردار معزز) نیز ك از خویشان شجاع الدوله بوده و احتمالا از طرفی دیگر نیز موقعیت خود را ب عنوان یك حاكم بومی با عزل و نصب یادشده در خطر میافته، میخواهد وضعیت منطقه را ناامن و حاكم جدید قوچان را ناتوان جلوه دهد. وی ب تركمنهای قبایل یموت و گوكلان (ك در مطالعه ی كتاب درست نفهمیدم در درون مرزهای ایران بوده اند یا بیرون آن) پیام میفرستد شما ك زمانی ب پدرم (سردار مفخم شادلو) خدمت میكردید، چرا اكنون ب ما خدمتی نمیكنید؟ و اینچنین از ایشان میخواهد ك از شمال منطقه ی بژنورد ب حدود قوچان رفته و غارتی انجام دهند. تركمنها نیز چنان ك تا سده ی اخیر هجری خورشیدی میكردند، در نوامبر 1905 میلادی از سرحد بژنورد آمده و در سرحد قوچان بر سر چادرهای ایل باشكانلو ریخته و 12 نفر را میكشند و 62 نفر ك عموما زن و دختر بوده اند را ب یغما میبرند! گویا در این راه جدای از درخواست و چراغ سبز حاكم بژنورد، تنی چند از مأموران وی نیز تركمنها را همراهی مینموده اند.
حمله ی تركمنها و ب اسارت رفتن دختران قوچانی، تنها 2-3 ماه بعد از امضای فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه صورت گرفته بود و بحثهای زیاد و پرشور و حرارتی را در مجلس شورای ملی ایجاد كرده بود. واقعه ی اخیر و بحثهای یادشده ی پیرو آن، چند وجه داشت و منشأ برخی آثار در تاریخ كشور ما شد؛
1. چنان ك گفته اند، نخستین دادگاه ملی ایران، در مجلس شورای ملی برای رسیدگی ب این مسئله و شناختن و مجازات مقصران و دست اندركاران حادثه تشكیل شد. در اینجا بحثهایی پیش آمد مبنی بر این ك وظیفه ی مجلس آیا قانون گذاری است یا رسیدگی ب دادخواهیهای مردم؟ برخی از وكلا (نمایندگان) ی مجلس گاه مطرح میكرده اند ك وظیفه ی مجلس قانون گذاری است و باید وزارت عدلیه و وزارت داخله پیگیر این ماجرا باشند و وظیفه ی مجلس فقط قانونگذاری است (در باب نیت و هدف مطرح كنندگان این موضع سخنی در كتاب گفته نشده).
2. از دیگر دغدغه های مجلس آن بود ك طرحی ك در خصوص آزادسازی دختران قوچانی و مجازات مقصران و دست اندركاران حادثه ب تصویب رسانده و ب وزارت عدلیه ابلاغ كرده بودند، با روی كار آمدن وزیر جدید، از اعتبار قانونی ساقط باشد. و در اینجا این مسئله مطرح شد ك ما با وزارت طرفیم نه با وزیر؛ وزیر اگر چ عوض میشود، وزارت پابرجا است.
3. در مذاكرات مجلس حول این قضیه، مشخص شد ضمانت اجرایی قویی برای اجرا شدن مصوبه های مجلس وجود ندارد و وزرا، عموما مجلس را سر میدواندند یا جدی نمیگرفتند. از این رو مذاكرات مجلس نیز بسیار طولانی شد و عاقبت ب نتیجه ی دقیق و مشخص و قاطعی ختم نگشت. طولانی شدن مذاكرات مجلس و حاصل نشدن نتیجه ی درخور، باعث یأس افكار عمومی و بدگمانیشان ب قاطعیت و توانایی مجلس و وكلا در پیگیری حقوق مردم و بهبود اوضاع شد. گفتنی است در مطالعه ی شرح مذاكرات مجلس مشخص میشود برای برگرداندن دختران اسیر، دو راهكار پیشنهاد میشده؛ یكی آن ك پول داده و ایشان را از تركمنها بخرند ك با این پیشنهاد مخالفتهایی میشد مبنی بر این ك از این پس تركمنها رویه شان این خواهد شد ك بیایند از ما اسیر بگیرند تا ب خودمان بفروشند و برای ایشان مایه ی درآمد و برای ما اسباب بدبختی خواهد گردید. و راه حل دیگر ك مطرح میشده، آن ك لشكركشی كرده و اسرا را پس گرفته و تركمنها را گوشمالی بدهند. جدای از عجزی ك در اظهارات صاحب منصبان برای سركوب تركمنها مشخص است، مسئله ی مهمتری مطرح میشده ك همانا ترس از دخالت نظامی دولت روسیه، در صورت شدت عمل و لشكركشی ایران بوده است.
4. كاربرد واژه "رأی" ب معنای نظر، عقیده و باور، در ادبیات فارسی سابقه ای دراز دارد و در مجلس نوپای شورای ملی و از جمله در مذاكرات حول قضیه ی دختران قوچانی، با معنای حقوقیِ رأی وكلا و مجلس ایهام ایجاد میكرده و از این رو محل اشكال میشده. مثلا وقتی نماینده ای میگفته "رأی من بر این است ك ..."، بیشتر نظر و منظورش را میخواسته بیان كند. در همین دوره است ك "رأی" شخصیت حقوقی پیدا میكند.
5. در افكار عمومی و مذاكرات مجلس و نوشته جات نشریات، دختران قوچان ب "دختران ایران" توسعه یافته و مشخصا روح ملی و احساس تعلق ب ملیت ایران در میان هموندان مرزهای جغرافیای سیاسی ایران آن روز بروز میابد. ب نظر میآید مسئله دختران قوچان در قوام یافتن و گسترش روح و هویت ملی و ایجاد خودآگاهی نسبت ب این مسئله، با توجه ب كاركرد اصل "ما و دیگری" دخیل بوده است. همچنین ب اسیری رفتن دختران قوچان، در فرهنگ مردسالار و ناموس پرست ایرانی، ب معنای بر باد رفتن نوامیس مملكت و اسلام و ب طور مشخصتر تشیع تعبیر میشد. در مذاكرات مجلس و نامه های مردم و مقاله های نشریات، غیرت مردانه برای حفظ و پاسداری از زنان مملكت را ب اسلامیت پیوند زده اند و بارها ندای وااسلاما سرداده اند. با مطالعه ی اسناد مطرح شده كاملا مشخص میشود ك یكی از وجوه ایرانیت در نظر عموم ایرانیان، اسلام و تشیع است. مسئله ی غارت شدن و ب اسیری رفتن دختران مردم شیعه توسط گروهی سنی مذهب، نمود مظلومیت ایران در برابر بیگانه است. و گفتنی است دست كم در شمال خراسان، هنوز نیز رابطه ی تشیع و تسنن، میتواند مثل ایرانی و بیگانه باشد.
در پایان كتاب، نویسنده یك نكته ی ظریف را نیز بیان میدارد ك شایان تأمل و مایه ی تأسف است؛ زنان و دختران ب اسیری رفته، با توجه ب طولانی شدن روند تلاش برای برگرداندنشان، دیگر صاحبان (شوهر) جدید پیدا كرده و از طرفی نوامیسِ بر باد رفته و بی عصمت شده اند و بودن ایشان در جمع خانواده و ایل مایه ی سرافكندگی است! نویسنده میگوید هم از این رو شاید بستگان و ایل، دیگر بیشتر ترجیح میداده اند تا ایشان باز نگردند...
نویسنده با استناد ب مذاكرات مجلس و غوغایی ك حكایت دختران اسیر قوچان در افكار عمومی ایران ایجاد كرده، ب درستی آن را یكی از وقایع مهم و موثر بر جریانهای صدر مشروطیت میداند و اظهار شگفتی میكند ك چرا در تاریخ نویسیهای دوره های بعد، این واقعه همپای وقایعی چون چوب خوردن تاجران قند، كشته شدن دو سید طلبه در تجمعهای اعتراضی، لباس روحانیت پوشیدن موسیو نوز بلژیكی و... ب عنوان عوامل زمینه ساز انقلاب مشروطه یاد نشده است. وی خود جوابهایی برای این فراموش شدگی دارد؛ از جمله این ك تاریخ مردمَدار بوده و تاریخهایی ك نوشته شده اند، تاریخ مردان بزرگ بوده اند (چون تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، مهدی ملك زاده) و یا تاریخ اندیشه های بزرگ (ایدئولوژی انقلاب مشروطه، فریدون آدمیت). نویسنده باور دارد ك تاریخ نویسان با اندیشه ی بی اهمیت بودن و "داخل آدم نبودن" زنان ب روایت و بررسی تاریخ مشروطه پرداخته اند.
***
گفتنی است چنان ك در اسناد كتاب نیز مطرح میشود، بحث دخترفروشی در زمان وقوع ب اسیری رفتن دختران قوچان، در سطح كشور مطرح بوده و بسیاری از رعایا از فرط فقر و نداری، و عموما برای تأمین مالیاتهای متنوعی ك حاكمان میگرفته اند، ب این كار دست میزده اند. مثلا دخترفروشی در خراسان، كرمان و بلوچستان، بارها در اسناد كتاب مطرح شده است. در شمال خراسان، دخترفروشی ب تركمنها معمول بوده و من نیز نمونه های بسیار متأخر دخترفروشی را تا دهه ی 60 سده ی اخیر خورشیدی ب یاد دارم! مَمّد كَل مرد بیچیزی بود در روستای ما ك عموما از گدایی و گاه دله دزدی روزگار خانواده اش را میگذرانید. در دهه ی 60 ك ما بچه بودیم، میگفتند ایشان دخترش را ب تركمنها فروخت! موارد دیگری نیز از این دست سراغ دارم.
اسنادی ك از نامه ها و مذاكرات و مقاله جات در این كتاب ذكر شده اند، نشان میدهد ك سرزمینهای آسیای میانه ك ب موجب لشكركشی روسیه و قرارداد آخال، شاه ایران دیگر ادعایی بر آنها نداشته (پیشتر نیز تسلط چندانی بر آن حدود نداشته)، نسبت ب سرزمینهای مرزی ایران امنیت و نظم بهتری یافته و از این رو ملكشان رونق داشته و ثروت و درآمد مردمش بیشتر بوده است. همچنین حكومت روسیه برخلاف حاكمان ایرانی، رعایت حال مردم را میكرده اند و مثلا در روزگار قحطی ب ایشان برای مالیات فشار نمیآورده و در رسیدگی ب رعیت خود و نجات جان و زندگی ایشان میكوشیده اند. و پیدا است ك حاكمان ایرانی ب این مسائل بی اعتنا بوده و حتی در روزگاری ك ملخ قحط سالی آورده، در گرفتن تام و تمام انواع مالیاتها از مردم بی چیز كوتاهی نكرده و برای وصول مالیاتها، تا پای آزار و شكنجه ی آنها  پیش میرفته اند ك بسیاری مجبور ب دخترفروشی میشده اند! واقعه ی حمله ی تركمنها و غارت چادرهای ایل باشكانلو و ب اسیری رفتن دخترانشان و غلغله ای ك این مسئله در افكار عمومی ایران درانداخت باعث شد مسئله ی دخترفروشی -ك همیشه و حتی بعد از آن رواج داشته- نیز ب این مسئله پیوسته شود و حاكمانی ك از جور ایشان، رعیت ناچار ب دخترفروشی شده اند، پایشان وسط آمده و مورد مواخذه قرار گیرند.
همچنان ك در ادبیات شفاهی مردم شمال خراسان (ب طور مشخص كورمانجها) نیز جاری است، در كتاب ب اسارت بسیاری از ایرانیان، جمله از زن و مرد، توسط تركمنها اشاره میشود ك در بازارهای برده فروشی خیوه و بخارا (خان نشینهای آسیای میانه، هر دو در ازبكستان كنونی) و عشق آباد (پایتخت تركمنستان) فروخته میشده اند و دیگر بازگشتی ب وطن نداشته اند. در یكی از ترانه های كورمانجی خراسان ك ب غارت تركمنها و ب اسیری رفتن زنها اشاره دارد، از زبان مرد جوان عاشقی ك نامزد یا معشوقش (گلنار) در این واقعه ب اسیری رفته و او كوه و دشت را منزل ب منزل در جستجوی محبوبش درمینوردد،  آمده؛
من ك امروز بسیار غمگینم ای یارم
در میان چادرهای ایل چشم میگردانم
نشانی از تو نمیابم گلنارم

درد دل من كاری است ای یارم
غصه ها جانم را تباه كرده اند ای جانم
دیدار ب قیامت مانده گلنارم

جوانان را كشتند، زنان را بردند ای یارم
گلنار مرا اسیر كردند ای یارم
آنها را در خیوه و بخارا فروختند...


ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :