تبلیغات
آزادكیش - استقلال كوردستان

آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : یکشنبه 5 شهریور 1396 01:51 ب.ظ
در باب موضوع همه پرسی برای استقلال كوردستان از عراق:
ایجاد بحث در چارچوب آكادمیك و شروع آن از تعریف واژگان كلیدی، از حوصله ی نگارنده و این مجال بیرون است.
1. حق تعیین سرنوشت برای گروههای انسانی، ب باور من امروزه ذاتا محلی از چون و چرا ندارد. لذا یك گروه مردم فی نفسه حق دارد تصمیم بگیرد چ زبانی داشته باشد، چ قوانینی داشته باشد، چ حكومتی و... . اما شرایط و ضوابطی نیز بر این حق مترتب میباشند ك بدون رعایت آنها، اعمال این حق چ بسا ك ناحق باشد. و مهمترین این مولفه ها شاید زیر پا نگذاشتن حقوق دیگران در حوزه های مشترك است. همان مثال قدیمی مناسب است ك یكی در كشتی نشسته بود و داشت جای خودش را سوراخ میكرد و... . اما یك كشور -ك امروزه یك واحد سیاسی مشخص در یك محدوده ی جغرافیایی معین است- در همه ی حوزه ها و نمودهای وجودیش ملك مشا محسوب میشود؟ مثلا آیا مردم خوزستان حق دارند جداگانه در موردش نفتشان تصمیم بگیرند یا این ك ورود ب این مسئله حق همه ی باشندگان ایران است؟ پاسخ ب این سوال مهم لزوما فلسفی و دارای بعد صرفا نظری و مطلق نیست و میتواند موردی باشد و ب تاریخ و نحوه ی شكل گیری آن كشور و مناسبات داخلیش -فارغ از قوانین موجود آن كشور و جنبه ی حقوقی مسئله بر طبق این قوانین- مربوط باشد. این ك خوزستان چگونه و طی چ پروسه و فعل و انفعالاتی در چارچوب كشور ایران قرار گرفته و این ك بافت قومی و مردمی این خطه چ تناسبی با دیگر نقاط ایران دارد و... میتوانند از مولفه های موثر و تعیین كننده باشند و در نفس داشتن یا نداشتن حق تصمیم گیری نمیتونن خللی ایجاد كنند.
اما بپردازیم ب عراق. در تاریخ، یك عراق عرب داریم و دیگری عراق عجم است. بین النهرین گویا عراق عرب بوده و قسمتهای كوهستانی شرق و تا حدودی شمالش عراق عجم. عراق، معرب اراك میباشد و این واژه با واژه های آریا، ایر و ایران از یك ریشه اند. ب زبان ساده، میتوان اراك و عراق را سرزمین آریاییها یا ایرانیها معنا كرد (البته این ك این اسم كی و چگونه ب این منطقه اطلاق شده، بماند. فقط یادمان باشد ك دست كم عراق عرب موجودیتی عموما سامی تبار داشته از دوره ی باستان تا كنون). نه تنها در معنای امروزی ملت-دولت-كشور بلكه حتی در معنای یك قلمروی صرفا سیاسی مستقل هم عراق (عرب) موجودیتی تاریخی ندارد. برای كشوری چون ایران میتوان در طول تاریخ ریشه ها و موجودیتی هویتی پیدا كرد اما عراق -مثلا- خلق الساعه است و در پی توافق قدرتهای بین المللی پس از جنگ اول جهانی برای تقسیم قلمروی جهانشاهی عثمانی ب وجود آمده. در توافق اولیه قرار بوده یك كشور كورد نشین هم ایجاد شود اما لابی قدرت توركهای جوان، پریشانی قدرتهای محلی كورد و قطعا مسائل چند دیگری در محقق نشدن تشكیل كشور كوردستان نقش داشته اند. و این چنین، سرزمینهای كوردنشین میان كشورهای جدیدالتأسیس تقسیم شد. كشورهایی ك پیش از تشكیل، هم سابقه ی هویتی مشخص و مستمری نداشته اند و هم تشكیلشان بر مبنای محوریت یك قوم -قوم اكثریت- و نادیده گرفتن دیگر گروههای قومی-زبانی استوار بوده؛ تركیه، سوریه، عراق! همچنین در تاریخ چند ده ساله ی این كشورها، تبعیضها، تنگ نظریها، بی حق كردنها، جنگها و... پی در پی و همیشگیی وجود داشته و داره ك كوردها را ب عنوان موجودیتی دارای روح قومی متفاوت نگه داشته و در خودشان حل نكرده اند.
2. تأثیر تشكیل كشور كوردستان با استقلال اقلیم كوردستان از عراق، باعث میشود مسئله ی جدا شدن سرزمینهای عرب سنی نشین غرب و شمال عراق هم جدیتر مطرح شود و ب وقوع نزدیكتر گردد. خود استقلال كوردستان و ب دنبال آن استقلال اعراب سنی، بی هیچ شكی ب جنگها و درگیریهای داخلی عراق دامن خواهد زد. كسی در وقوع چنین درگیریهایی شك ندارد، فقط عمق و مدت آنها است ك محل اختلاف نظر میتوانند بود. جدای از تنش زا بودن نفس مسئله ی استقلال، حوزه های مشا نیز میتوانند كانونهای درگیری همیشگی باشند. مثلا شهر كورد-عرب نشین كركوك را چگونه باید تقسیم كرد؟! تصور كنید در ایران ما مسئله ی استقلال كورد و تورك در شرف وقوع باشد، شهرهای اورمیه، سلماس، نقده، شاهین دژ و... را با كدام معیار ب كدام سرزمین باید متعلق دانست؟!
همچنین از یاد نبریم ك عراق، اكنون در ضعیفترین و پریشانترین وضعیتش از ابتدای تشكیل تا كنون ب سر میبرد و همچنین اقلیم كوردستان در بهترین وضعیت خود از تشكیل عراق تا كنون. هم از این رو شاید این فرصت تاریخی برای تشكیل كشور كوردستان دیگر دست ندهد. هیچ تضمینی نیست ك عراق در آینده اگر قوی شود، داشته ها و خودمختاریهای اقلیم كوردستان را نقض نكند.
جدای از تأثیرهای درون اقلیمی عراق امروزی، تأثیرهای فرامرزی مسئله هم جدی است و دست كم كوردهای سه كشور تركیه، سوریه و ایران تكاپوی بیشتری برای كسب استقلال و شاید پیوستن ب كشور كوردستان (عراق) از خود نشان دهند و كشورهای یاد شده نیز با بحران روبرو خواهند شد یا بحرانهایی ك از این ناحیه متوجهشان است، تشدید میگردند. استقلال كوردستان از عراق، نه تنها میتواند بر كوردهای كشورهای همسایه تأثیر بگذارد بلكه میتواند الهام بخش تجزیه طلبان خوزستان و آذربایجان در كشوری چون ایران نیز باشد.
3. اگر ما ایران را چ با رویكرد قومی-زبانی باستانگرا و چ با رویكرد اصل گرفتن بافت موجود دارای هویتی بدانیم، قطعا بخشهایی از سرزمینها و مردم حامل این هویت در خارج از مرزهای ایران امروزی قرار میگیرند؛ مثلا افغانستان و تاجیكستان، كوردها، آذربایجانیها، بلوچها، بخارا، سمرقند و... . مسلما استحاله ی گروههای مردمیی ك حامل هویت ایرانی در هویتهای انیرانیند (یا ب زعم ما چنینند)، برای ایران پرستان پذیرفتنی نیست و از آن طرف هم كسب استقلال توسط این گروهها یا ساز و كارهایی ك هویت ایرانی را در این گروهها زنده نگه میدارد، مورد تأیید ایران پرستان است قطعا.
نگارنده خود را ایران پرست میداند و از این رو قویا از استقلال كوردستان -فی نفسه- خوشنود است و حمایت میكند (پرستیدن در زبانهای ایرانی متفاوت از رابطه عبد و رب میباشد و در پیوند با واژگانی و مفاهیمی چون پرستار، دوست داشتن، فدایی و... است).
4. ب عنوان كسی ك رگ و ریشه ی كوردی هم دارم و همواره ب این زبان و این مردم عرق داشته ام، نمیتوانم در قبال مسئله ی استقلال كوردستان بی نظر و بی تفاوت باشم. البته گفتنی است عرق و تعصب یادشده، همواره ذیل و در راستای ایران پرستی برایم معنا داده و میدهد و اگر جایی این دو در تناقض با هم بیفتند، تكلیف من مشخص است.
***
و انجام كلام اینكه اینجا خاورمیانه است و مناسبات بسیار پیچیده و مردم نابالغ. زیاده خواهی و در عین حال مسئولیت ناپذیری عمومی و شرایط زیست محیطی منطقه و نقش گاه توطئه آمیز ابرقدرتها، همه چیز را حساستر از خیلی جاهای دیگر دنیا كرده است. درست است ك مردم كوردستان حق دارند تصمیم بگیرند مستقل باشند و این دل ما ایران پرستان خو كرده ب ذلت تحقیر قرون اخیر را نیز شاد میكند اما شاید مصلحت خودشان حتی اقتضا كند استفاده از این حق را فعلا مسكوت بگذارند.