تبلیغات

آزادكیش - غزال، مزارشریف

نویسنده :سروش
تاریخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 10:27 ب.ظ
با گوشی و فارغ از ویرایش نوشته شد.
***
الان شبکه مستند دارد برنامه‌ای نشان میدهد در مورد کشته شدگان کنسولگری ایران در مزارشریف افغانستان ب دست طالبان در سال ۱۳۷۷. کلیت ماجرا از این قرار است ک طالبان مزارشریف را محاصره و سپس تصرف میکنند و دیپلماتها و خبرنگار ایرانی مستقر در کنسولگری جمهوری اسلامی ایران این شهر را میکشند. در مستندی ک الان دارد پخش میشود، با اعضای خانواده‌های دیپلماتهای کشته‌شده و نیز تنها بازمانده ی آن کشتار گفتگو میکنند. همچنین بخشهایی از فیلم سینمایی‌ "مزار شریف" ک بر اساس داستان این ماجرا ساخته شده نیز پخش میشود.
یک نکته قابل تامل و اسف‌انگیز در این مستند مطرح شد ک شاید کمتر کسی ب آن توجه کرده باشد‌. تنها بازمانده کشتار، در مستند روایت میکند ک طالبان داشت وارد مزارشریف میشد و ما (اعضای کنسولگری) هم تمایل نداشتیم در این شهر بمانیم اما مسئولان نظرشان این بود ک شما در مزارشریف بمانید چرا ک حضورتان در آنجا مایه دلگرمی شیعیان شمال افغانستان است (نقل ب مضمون). حال سوال پیش میآید و جای این تامل در مستند پیش رو هم خالی است ک کدام مسئول یا مسئولان چنین تصمیمی را گرفته بودند و بعد از کشتار اعضای کنسولگری کسی از این مسئولان آمد بگوید مسئول این قضیه منم و مسئولیت میپذیرم؟! یا ک فقط هیاهو ب پا شد ک استکبار جهانی و ایادی منطقه‌شان جنایت کرده‌اند و...؟! آن مسئولانی ک تصمیم گرفته بودند فرزندان بی‌دفاع این ملت را در وضعیت جنگی در دهان شیر قرار بدهند، آیا خود و فرزندان و نزدیکانشان را نیز در چنین وضعیتهایی گذاشته و میگذاشتند؟! آیا مسئولانی ک چنین خسارت و بحرانی را با تدبیرشان رقم زدند، توسط افکار عمومی یا مسئولان بالاترشان مواخذه و محاکمه شدند یا طبق معمول ترفیع گرفتند بابت این شهیدپروری؟!
***
پیش از مستند بالا، مستند "غزال ایرانی" را نشان دادند ک مربوط ب ساخت خودروی خورشیدی غزال ۳ ب دست دانشجویان دانشگاه تهران و شرکت خودرو و تیم سازنده ‌اش در مسابقات خودروهای خورشیدی استرالیا بود. در میان ۱۲ تیم، غزال ۳ هفتم شد و اعضای تیم از این نتیجه راضی بودند و چشم ب آینده‌های بهتر داشتند. از این ک یک جمع دانشمند و فنی ایرانی در داخل کشور داشتند یک پروژه ی مهم و در مقیاس جهانی را امیدوارانه کار میکردند، احساس شعف و غرور میکردم. اگر چ این پروژه در ابعاد غیرصنعتی و صرفا دانشگاهی بود اما خودروهایی با انرژیهای پاک، نیاز ناگزیر سالهای پیش روی بشریت است و پیشگام بودن در این عرصه، خود امتیاز مهمی است.
گروه ایرانی در انجام پروژه با انواع مشکلات و ب ویژه مشکلات مالی و اسپانسر روبرو بودند. هزینه غزال ۳ شده بود ۲۵۰ هزار دلار، در حالی ک تیمهای برتر، میلیونها دلار هزینه کرده بودند و هر کدام دهها اسپانسر داشتند و آن هم چ اسپانسرهایی؛ غولهای خودروسازی و صنایع دیگر!
میگفتند از غزال ۱ تا ۲ و اینک ۳، پیشرفت داشته‌اند و در ۴ و ۵ و... هم پیشرفت تداوم خواهد داشت. اما با این ک مثلا پروژه غزال ۱ با پشتیبانی ایران‌خودرو انجام شده بوده اما برای غزال ۳، خودروسازها حمایتی نکرده بودند و مدیر یکی از این خودروسازان معظم داخلی گفته بوده طرح شما فانتزی است. و همچنین یکی دیگر گفته بوده اصلا خودروی خورشیدی ب چ درد ایران میخورد! یعنی در این حد احمق! اینها هم باید از همین دست مسئولان و مدیرانی باشند ک بستگی یقه‌شان و پینه‌بستگی پیشانیشان و نیز وابستگی محفلیشان، شرایط لازم و البته صلاحیت کافی  است برای نشستن بر مسند تصمیم‌سازی این نیرنگستان آریایی-اسلامی! آن وقت انتظار داریم یقه ی بسته مسئولیت اخلاقی سرش بشود؟! یا این ک پیشانی پینه‌بسته وجدان کاری میداند؟! شاید هم در محافل راه بالا بردن جوانان این مملکت از نردبام پیشرفت و توسعه ب وابستگان آموزش داده میشود؟!
آخر فیلم زیرنویس کرد ک از هر کدام از تیمهای غزال ۱ و ۲ و ۳ چ کسری از اعضاشان راه خارج کشور را پیش گرفته‌اند! و چ کم دوام بود غرور و شعف "ما هم میتوانیم" در خاطر نگران چون منی. خاصه ک ب فاجعه کنسولگری مزارشریف پیوست!


ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :