آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 01:29 ب.ظ
3 مولفه است ك باید مد نظر داشته باشیم؛
1. اهداف. اهدافی ك من و خیلیهای دیگر برای این آب و خاك و مردمش آرزومندیم، توسعه، رفاه، اقتدار ملی در منطقه، تأثیرگذاری بر مناسبات جهانی از طریق قدرت اقتصادی و فرهنگی و... و چیزهایی از این دستند.
2. برنامه ها. برای دست یافتن ب چنان اهدافی باید تنش زدایی با همه ی كشورها، ایجاد زمینه و ثبات برای سرمایه گذاریهای داخلی و خارجی، مطبوعات آزاد و دسترسی آزاد مردم ب اطلاعات، شفافیت اداری و مالی و... و برنامه هایی از این دست را چید.
3. كارنامه (ها). شعارها بسیارند و گاه فریبنده و حتی متناقض با سابقه ی شعار دهنده و یارانش. برای سنجش توان و اراده ی عمل ب برنامه ها برای رسیدن ب چنان اهدافی باید سراغ سابقه و كارنامه ی شعار دهنده و اطرافیانش رفت.
یك آلت دست خسارت آفرینی، سالها پیش گفت "مگر مشكل مملكت ما حجاب خانمها است" و وعده داد اصلا وارد چنین مسائلی نمیشود ك وظیفه ی رئیس دولت چیز دیگری است. و همان موقع ك ایستاده بر در نمازخانه ی خوابگاه دانشجویی، این سخنان را بر تلویزیون نمازخانه با دو چشم خود دیدم و با دو گوشم شنیدم، در دل گفتم یا دروغ گفت یا اگر صادقانه گفت، این جمع دور و برش فردا چنین شعاری را زیر پا میگذارند. آن ك وعده ی مبارزه با فساد میدهد، جدای از برنامه اش، سابقه اش را نیز در این راه باید بگوید. آن ك كسری از این جامعه را زالوصفت و بهره ور نامشروع مینمایاند و خود را جزو آن كسر دیگر میداند ك محرومشان میخواند، دست كم باید بگوید امروز ظهر چ بر سر سفره داشته است. آن ك مدیریتها را ضعیف و ناتوان میداند، باید بگوید خود در همه ی سالهایی ك مدیر بوده، چ ترازی در بهره وری دارد.
این روزها، با این ك چندان پیگیر تبلیغات انتخاباتی نیستم، اما شدیدا از یك مشكل رنج میبرم و آن یله بودن انتخاب شوندگان و انتخاب كنندگان در فضای انتخابات است. یعنی شدیدا جای خالی یك ساز و كاری را حس میكنم ك از طریق آن اهداف، برنامه ها، كارنامه ها و پشتوانه ها مشخص باشند. سرراست بگویم، كشورهای پیشرو، برای این ساز و كار حزب درست كرده اند. حال اگر در آب و خاك ما مصالح برخی بر این است ك همه چیز همیشه آشفته و بی شكل و توده ای بماند، یكی داستان است پر آب چشم. این آهن فروشی ك در عالم سیاست، زیر بته عمل آمده، میخواهد در یك شورای شهر چند نفره، چگونه تعامل داشته باشد تا پیگیر اهداف بلندبالا و برنامه هایش باشد؟ پشتوانه و كارنامه اش چیست؟ آن كاپیتان نیروی دریایی، ك احتمالا خوب دریافته پشت دریا شهری است، تخصصش در عالم سیاست و مسائل اجرایی و شهری چقدر است ك در خود احساس وظیفه و توانایی و تمایل كرده در شورای شهر خدمت كند؟! آن بانوی پریچهره ك انشاءالله از كمالات هم بی بهره نیست، در كدام اداره دولتی یا دستگاه سیاسی یا حتی انجمن مردم نهاد تجربه اندوخته ك شورای شهر را عرصه ی خدمات رسانی خویشتن یافته است؟ آن كلانتری ك ب تصدی بالاترین مقام اجرایی كشور چشم طمع دوخته، چقدر سابقه ی اجرایی دارد؟ چقدر سابقه ی كار سیاسی دارد؟ در دیگ كدام تشكل و حزب برنامه هایش پخته شده؟ فولاد حكمرانیش در كدام كوره آب دیده است؟ چرا در عموم جاهای كوچك ك چند قطبیهای جمعیتی نیست، هر كسی با هر نیتی نامزد انتخابات شده و بر آشفتگی این بازار افزوده است؟ آیا نباید ورود و حضور افراد در عالم سیاست پیشگی را مقید ب شناسنامه و كارنامه كرد؟ آیا نباید تشنگان قدرت و شیفتگان ثروت را در قالب احزاب قرار داد تا هم بپرورانندشان و هم برای سواری دادن ب ملت، رامشان كنند؟ آیا نباید برای راه یافتن ب یك شورای چند نفره یا یك مجلس شورای ملی، افراد ب صورت گروهی و ائتلافی ب میدان بیایند؟ این ك هر كسی خر مراد خود را براند، جز ب اتلاف نیروها و صرف شدنشان در راه خنثی سازی یكدیگر نمیانجامد. این جیب حال و آینده ی من و مای مردم است ك هزینه های این بازیهای اشتباه را میپردازد. و این میشود ك كسر بزرگی از  مردم شعور تحلیل مناسبات سیاسی و اهداف حاضران و رقیبان این عرصه را ندارند و نه برنامه ها را درست میدانند و نه حتی كارنامه ها را چندان توجه میكنند و نقش ارتباطهای عاطفیی ك یك طرفه و دورادور با كاندیداها برقرار میكنند، در رأی دادنشان پررنگ میشود!
هی فلانی، بدان و آگاه باش حتی در سیستم حزبی هم میشود خط قرمزهایی تعریف و اعمال كرد ك "من و تو ما نشویم"، خانه ات آبادان، كمی هم در اندیشه حال و آینده ی این آب و خاك باش.