تبلیغات

آزادكیش - كتل

نویسنده :سروش
تاریخ: سه شنبه 8 فروردین 1396 11:06 ق.ظ
كُتَل*ی بود، چندان شیبدار و بلند ك در یك راهپیمایی چند دقیقه ای ك هر روز تكرار میشد، عرقش را در میآورد. صبح زود این دامنه را پایین میرفت و غروب یا شب ك از سر كار برمیگشت، تن خسته اش را باید از آن بالا میكشید. این سختی و عرق ریزی روزانه را ب گذشتن از میان درختان، گیاهان، شكوفه ها، برگها، برفهای زمستان، طراوتهای باران، سنگ چین باغها، كنار جویها، دیدن سنجابها، سگها و توله ها و... و همچنین تأثیری ك بر تندرستی دارد، شیرین میكرد.
ایام گذشت و كتل همچنان پا برجا بود. لیك در انبوه دیوارهای افراشته، نه باغی ماند، نه شاخی، نه جنبده ای، نه جویی... و چنان ك افتد و دانی، از این گردش روزگار تنش رنجور گشت، زانوان فرسود، كمر ناگیر شد و آمد شدن همچنان ناچاری روزانه!

* پشته ی بلند خاكی، تپه.


ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :