تبلیغات

آزادكیش - دوره آثار افلاطون

نویسنده :سروش
تاریخ: پنجشنبه 3 فروردین 1396 08:23 ب.ظ

دوره آثار افلاطون (جلد اول)

ترجمه: محمدحسن لطفی – رضا كاویانی

انتشارات خوارزمی

كتابی است شامل گفتگوها یا "گفت و شنود"های شخصیت اصلی آن –سقراط- با دیگران ك طرف گفتگو گاه یك نفر است و گاه چند نفر. هر فصل كتاب ب نام كسی ك طرفِ گفتگو است، یا شخصیت محوری از جمعی ك طرف گفتگویند، نامگذاری شده و حول موضوعی میچرخد؛ قابلیت، شجاعت، دین، زیبایی و... . در این گفت و شنودها، رشته ی كلام عموما در دست سقراط است و وی گفتگو را با سوالهای هدفدار و پشت سر هم دنبال میكند. تقریبا میتوانم مدعی باشم كوشش سقراط برای آشكار كردن دقیق نبودن مفاهیم و باورهای مردم روزگار خویش است و گامی است در جهت دقیق و بی خلل كردن آنها. سقراط گرایش خاصی ب زورآزمایی در عرصه ی اندیشه و سخن دارد و شهوت آشكاری در ب خاك رساندن پشت حریفان این عرصه از خود بروز میدهد ك دست كم برای روزگار ما، در اخلاق اهل علم و اندیشه پسندیده نمینماید.

در این كتاب، سقراط بارها اذعان میكند "من هیچ نمیدانم" و چنان ب نظرم میرسد ك این رویكرد -با وجود انكار- تلاشی است برای ب چالش كشیده نشدن و ننمایاندن نقصهای اندیشه و نظر و تعاریفش و از طرف دیگر مینمایاند ك اندیشه ها و نظرها و باورها همیشه خلل پذیرند و از كم و كاست گریزی ندارند.

ب نظر میآید واژه arête در فلسفه افلاطون جایگاه ویژه ای دارد و وی از این واژه بهره ها گرفته میشود. این واژه عموما در ترجمه های فارسی آثار افلاطون "فضیلت" ترجمه شده، و چنان ك مترجم در مقدمه توضیح داده، معادل دقیق فارسی ندارد. مترجم (لطفی) بهتر دانسته ب جای فضیلت، قابلیت را ب كار ببرد اما خود نیز اذعان دارد ك باز هم حق مطلب رسانده نمیشود. گفتنی است در ادبیات فارسی، در اشاره ها ب فلسفه افلاطون، بیشتر دیده ام ك از واژه ی "فضیلت" در این خصوص بهره گرفته شده.

در اثنای گفت و شنودها، من ب این نتیجه رسیدم در دوره ی افلاطون –دست كم در هنگام نگارش جلد یكم- فلسفه از سویی از عبارات و مفاهیم ب عنوان ابزاری فنی، تعریف شده و معین بهره نمیبرد و گویا در دوره های بعدی است ك ب این ابزار مسلح میشود و از سوی دیگر هنوز دستگاه ساز نشده و بیشتر نكته پرداز است.

كتاب ساده و روان است و در عین حال بعد از گذشت بیش از 2 هزار سال از نگارشش، ذهن انسان عامی و حتی خواص امروزی را نیز میتواند درگیر مسائل و موضوعات مطرح شده اش نماید چرا ك گویی این مسائل هنوز هم یا مسئله اند یا مسئله آفرین. همچنین نباید از نكته دانی، نكته سنجی و كنج-كاوی افلاطون –ك احتمالا بر شانه ی غولان ایستاده بوده- نیز در ایجاد چنین توجهی غافل شد. امروزه هم چیستی و تعریف و حدود هنر، شجاعت، دین و... جای جدل و گفتگو است.

در گفت و شنودهای سقراط، و در واقع در تضارب آراء طرفین این گفت و شنودها، میبینیم ك در بسیاری از باورها و نظرها چون و چرا میشود اما بسیاری باورها نیز مشمول این بازخوانی و پرسش نمیگردند و چنان ب كار میروند ك گویی همه ی طرفهای گفتگو باورشان دارند. بسیاری از این باورها عقلانی نمینمایند و بسیاریشان در شمار خرافاتند. مثلا بحث بر سر چگونگی و كیفیت رفتار برخی خدایان در میگیرد اما مثلا در وجود خدایان یا در اعتقاد ب این وجود اصلا چون و چرایی نمیشود. این نكته بر من این گونه نمایاند ك فلسفه ابزاری است ك ب كاربرنده اش تصمیم میگیرد آن را در كدام وادی ب كار گیرد. هنوز نخوانده ام اما حتی در قرنها بعدتر، ب گمانم فیلسوفان بزرگی نیز بوده اند ك در همه چیز چون و چرا نمیكرده اند. برایم عجیب است ك بسیاری بزرگان علوم جدید و فلسفه حتی در دوره های متأخر، ب خدا، دین، آموزه های دینی و... ایمان داشته اند. آیا میتوان متصور شد ك آیندگان نیز بر ما خرده بگیرند ك چرا در فلان باور و بهمان مسئله و موضوع چون و چرایی نكردیم؟!

من این كتاب را بیشتر بر روی موبایل و در رفت و آمدهای كاری، در مترو یا مینیبوس خوانده ام و افسوس ك در بسیاری جاها، تمركز لازم را نداشته ام. با این حال این را كتاب توصیه كردنیی میدانم، دست كم ب همه ی كسانی ك چون خودم آموزش فنی فلسفی نداشته اند. در خواندن این كتاب، ذهن ما ب زاویه ها و كنجهای چندی از امور و مسائل كشانده میشوند.



ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :