تبلیغات
آزادكیش - روش علمی

آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : چهارشنبه 18 اسفند 1395 03:47 ب.ظ

بیننده ی برنامه - سوال تلفنی: ویژگیهای مولكول در هر یك از حالتهای ماده (جامد، مایع، گاز) چگونه است؟ چگونه میتوان ب این صفات پی برد؟

كارشناس برنامه: مبحث مولكول در علم بسیار مبحث مهمی است و از جایگاه والایی برخوردار است. چنان ك اسحاق نیوتن، آنجا ك بر شانه ی غولها ایستاده، در این باره فرموده اند "از ما نیست آن كه ب مولكول بی اعتنا باشد". همچنین حدیث متواتر است از گالیله ك "از شفاعت آتنا* ب آن كس نمیرسد ك از مولكول بیخبر باشد"! لكن باید بحث مولكول را جدی گرفت و جای بسی سعادت است امت متعلم را ك جوانانی چون شما هستند ك در پی مولكولند.

همانطور ك همه میدانیم، مولكول در هر یك از حالتهای ماده، صفات متفاوتی از خود بروز میدهد. و اما این مولكول از كجا در مباحث علمی وارد شد؟ پایه ی مبحث مهم مولكول در علم، حدیثی است از حضرت ارسطو. ایشان –ك خدایان از او شاد باشند- روزی در جمع مشائیون فرموده اند "المولقول یزید فی الحالت المیع"! حال سوال پیش میآید ك منظور از این حدیث، حقیقتا چیست؟ آیا مولكول در حالت مایع، از لحاظ تعداد زیاد میشود؟ یا آن ك حجمش زیاد میگردد؟ یا معنایی دیگر؟! در تفسیر این معنی، شیخ كوپرنیك از علمای قرون وسطی میفرماید یزید ب مولكول ارجاع دارد و كننده ی فعل، همانا مولكول است و دموكریتوس** در باره اش فرموده ك از آن كوچكتر و بنیادیتر در فیزیك نیست! از این رو كوپرنیك –ك رحمت خدایان بر او باد- تفسیر كرده ك تعداد مولكول نیست ك در حالت مایع افزایش میابد، پس این زیاد شدن باید از لونی دگر باشد ك هنوز بر ما مكشوف نمیباشد!

لكن بر این فرموده، برخی دیگر از علما اشكال كرده اند آن نه مولكول، ك مراد دموكریتوس اتم است، و اتم است ك نمیتوان آن را ب بخشهای كوچكتر تقسیم نمود. بنا بر این، این گروه نتیجه گرفتند ك میتوان مولكولی را بر دو مولكول كوچكتر تقسیم نمود و مراد از این حدیث همانا این است ك در حالت مایع، مولكولها ب اندازه های كوچكتر و در نهایت ب تعداد بیشتر تقسیم میشوند. این گروه از علما شكر را گواه آورده و گفته اند چگونه است ك وقتی شكر جامد است، جای اندكی میگیرد و شیرینیش در فضای كمتری حس میشود اما آنگاه ك در مایعی حل میشود و در واقع خود ب حالت مایع در میآید، آن شیرینی را در فضای بیشتری میتوان حس نمود!

مولانا دیوید هیوم از علمای تجربه گرای قرون روشنگری، ك هر آنچه متافیزیك را ب آتش میسپرد، میفرماید چندی بود سخت خود را مشغول گشودن معنی این حدیث میداشتم ك شبی حضرت ارسطو را ب خواب دریافتم و مكاشفه ای روی نمود. ایشان میفرماید خود را دیدم بر بستری از حریر سیاه و سپید نشسته و در آن سخت مینگرم. دیده چون از بستر باز میگرفتم و باز در آن مینگریستم، نیك میدیدم ك گاه سیاهی پارچه بر سپیدی آن فزونی میگیرد و دیگر بار سپیدی بر سیاهی! از آنچه میگذشت در وحشت میشدم و نمیدانستم چ باید كرد، ك ناگاه نوری از دور پیدا شد. در آن آشفتگی، با خود گفتم این نور با من سر چ دارد؟ خیر است یا شر؟ از عالم غیب آمده یا از همین دنیای ما؟ نور آرام آرام نزدیك شد و دیدم ك قامتی انسانی است. چون بسیار نزدیك آمد، دیدم ك مردی نیك روی است و بویی خوش از وی مشامم را مینوازد. ب راستی دریافتم ارسطو است ك اینك ب من لبخند میزند! در شگفت شدم و زود دست و پای خود را جمع كرده و تعظیم نمودم. زبانم از حیرت و خوشحالی بند آمده بود. آن حضرت ك این حال مرا دریافت، نزدیكتر آمده، دستی بر سرم كشیده و فرمودند؛ یا هیوم! دل قوی دار و ب هوش باش ك امشب سر آن معنی ك چندی است در آن فرومانده ای بر تو بنماییم. از این تفقد نیرو یافتم و ب شوق و شعف خواستم ك ب دست و پای ایشان بیافتم، لكن حضرتش مرا ب آرامی از خویش باز گرفت و فرمود وقت تنگ است و تا در روش علمی آتش نیافكنده اند، بگذار این سر را بر تو آشكار كنم...

خلاصه آن ك ارسطو -ك خدایان از او راضی باشند- ب شتاب فرموده بودند "چگونه برخی میپندارند ك نه زیادت شود آنچه سختی و جمود را رها كرده باشد؟"! و اینچنین بابی دیگر در معنای علم مولكول گشوده شد و دانش بشری گامی پیش نهاد.

 

* ایزد بانوی خرد در یونان باستان.

** از واضعان نظریه ی اتم ب عنوان بنیادیترین ذره ی تشكیل دهنده ی مواد.



شنبه 21 اسفند 1395 04:26 ق.ظ
حس می کنم دارم تو دوره حسنک وزیر زندگی می کنم!
نمی دونم ولی تازگیها متوجه نوشته هاتون نمیشم
سروش :
حسنك پیدا آمد، بی بند...
تازگیها ما هم كمتر از لطف شما بهره مند میشیم.
بی مخاطبی هم حكایتی است...
جمعه 20 اسفند 1395 09:32 ق.ظ
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند!

"حافظ"
سروش :
حدیث از مطرب و می گو و راز دهر كمتر جو
ك كس نگشود و نگشاید ب حكمت این معما را...
پنجشنبه 19 اسفند 1395 04:23 ب.ظ
سلام
نمیدونم چی بگم؟ زبانم قاصره. از دقت و ادبیات و محتوای متن که بگذریم این متن ارتباط به پست "ربکم الاعلی" داره و فکر میکنم ذهنتون در همون راستا در حال فعالیته.
سروش :
زریماه عزیز، اگر چ هر دوی این نوشته ها تخیلیین و نوعی اعتراض درشون هست اما من موافق نیستم ك این 2 نوشته در یك فضای نظری قرار دارن. همونطور ك برای "یك دوست" گفتم، این نوشته ب روشهای حصوص دانش و معرفت میپردازه.
پنجشنبه 19 اسفند 1395 02:36 ب.ظ
سلام
این پست را بار اول که خواندم بدون پیرایش بود الان که خواندم تغییر کمی احساس کردم.
برام سوال پیش آمده که این برنامه را شما کجا دیدید یا شنیدید.؟
متظور نویسنده یا همان کارشناس برنامه از استفاده از کلماتی چون حدیث،حضرت،مولانا...دقیقا چیه؟
آیا این متن یک متن طنز علمی تخیلی است؟
آیا این پست فقط زاییده ذهن سیال و مغز متفکر نویسنده"سروش حان*"است.؟
آیا قصد و غرض خاصی دارند از این پست؟
آیا گوشه و کنایه ای زدند تا به هدفی برسند؟

این سوالات و سوالهای زیاد دیگری بود که از رو بی سوادی در ذهن من متبادر شد.
این کامنت بخاطر این بود که گفته بودید در مورد متن هم کاش مینگاشتم.
موفق و پیروز و شاد باشید در پناه حق.
* یه نقطه به صلاح خود در کلمه ی "حان" قرار دهید.
سروش :
خوشحالم از توجه شما.
نقطه در زیر ح دوستانه تره.
خوشحالم ك سوالهاتون ر مطرح كردین. من ترجیح میدم نتیجه گیری ر ب خودتون واگذار كنم و چند راهنمایی داشته باشم.
مختصر پژوهشی در باب شخصیتهایی ك در این نوشته نامشون اومده داشته باشین. در باب "روش علمی" هم كمی تحقیق كنین. برخی روشهای مدعیانِ دیگر (جز علم) برای حصول دانش و معرفت هم ك در این نوشته بهشون اشاره شده و میتونین با روش علمی مقایسه كنین.
چهارشنبه 18 اسفند 1395 09:51 ب.ظ
می نگارم عجله نکنید
اجالتا همین کامنت را داشته باشید
تا سر فرصت خدمت برسم.
سروش :
لطف دارین.
چهارشنبه 18 اسفند 1395 06:17 ب.ظ
سلام
انقدر حدیث و آیه از حضرات آوردید و نوشتید که مغزمان به کل هنگید.
بابا فیلسوف،بابا فیزیکدان،بابا استاد ،ادبدان،فارسیدان
همه فن حریف،و .......
عالی بود.
سروش :
به به، ماشالا شما در من چ چیزهایی دیدین! و چ همه!
یك دوستِ جان، ای كاش در باب محتوای سخن هم سخنی مینگاشتین.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر