آزادكیش
 
نویسندگان
منم و یك دست راست؛ تكیه گاه من است در كارهای سخت و سنگین و حتی در كارهای ظریف و ساده. مثلا در مسواك زدن، مسواك را برای بعضی قسمتهای دندانهایم وقتی ناچار ب دست چپ میدهم، پی میبرم دست راستم چ مهارتی در كارش دارد. جالب این ك سالهاست تقریبا هر شب مسواك میزنم اما همچنان مهارت و راحت بودن دست راست در انجام این كار، چیز دیگری است. در ناخن گرفتن هم همین داستان است.
وقتی قرار است باری را بردارم، ناخودآگاه، دست راستم این كار را میكند. پوست دست راستم ضخیمتر است و انگشتانش زمختتر. دست راستم، بیشتر كار میكند و كارهای سختتر را انجام میدهد. از این رو بیشتر زخم و زیلی میشود. اصلا دست راستم سختی كشیده است. حتی جان فداست؛ یك بار ك در كودكی در سراشیبی، تند میدویدم، ناگهان ب مانع ك رسیدم، دست راستم بود ك حایل شد تا ب مانع برخورد نكنم. دست راستم در آن حادثه در رفت.
دنیای عجیبی است اما. با این همه زحمتی ك برایش دارم، اما این نه دست راست ك دست چپ است ك بیشتر استراحت میكند، كمتر كار میكند، كمتر در معرض خطر و زخمی شدن است، در سرما درون جیب جا میگیرد -در عین حال ك ممكن است دست راست حتی باری را حمل كند- بیشتر با شصت ب جیب شلوارم آویزان میشود و از حمل بار خود نیز معاف میگردد!

[ جمعه 22 بهمن 1395 ] [ 01:10 ق.ظ ] [ سروش ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب