آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : شنبه 2 بهمن 1395 12:09 ق.ظ
ساختمانی بزرگ، مهم، قدیمی و ناایمن طعمه آتش شد و فروریخت. جانهای بسیاری در این ساختمان تباه شدند. حسرتبارترینشان آنان ك ب نشاندن آتش شتافته بودند و افسوس برنیانگیزترینشان، آنان ك برای تماشا و ثبت تصویر در محل ازدحام كرده بودند. این فاجعه ی بزرگ میتواند كوچك جلوه كند وقتی ب لختی درنگ درمیابیم ناایمنیهای سراپای قواره ی ناتوان و بی تدبیر ما چ كلانند و تهدیدها چ نزدیك و مخوف! شهری اینچنین ناایمن و مردمی اینچنین نایار و دم و دستگاهی ك نتوانست از پس آتش این ساختمان برآید و جان جان بركفان میهن را نیز در این گذارِ نه صعب هدر كرد، زلزله ی تهران را ك همین الان هم امكان وقوع دارد و احتمالا كم شدت هم نخواهد بود، چگونه تاب خواهد آورد؟ شیرازه ی این آب و خاك ب تب یا اسهال مركز از هم میگسلد، از پا افتادنش را چ تدبیر توانیم كرد؟! ترس و تبعیض و ب تبع آنها تمركز است دیگر، چاره ای شاید نیست، نفسها را تا وقوع میتوان در سینه حبس كرد.
فارغ از اینها، مرثیه ای است بر میهن و آتش نشانانش؛

قراری در نمیگیرد در این دلهای جوشانت
امیدی ره نمیابد ب جانهای پریشانت

روان كن ابر پرباران میان مزرع سوزان
تبه گشتی، كجا تدبیر؟ عطا كن چشم گریانت

چ آمد بر سرت میهن، سراپا آهی و آتش
كجا گم كرده ای روح و تن آتش نشانانت؟!

پی نوشت: در ساعات اولیه ك چشم و گوشم با سیمای میلی بود، متولی قلب و دغل و مصلحت، علیرغم نشان دادن فروریختن ساختمان، چنان ب مجروحان و شمار ایشان میپرداخت ك اساسا منظور، كتمان كشتگان بود!
پی نوشت 2: اگر برای دولت ما، تعطیل كردن یك روز ب خاطر كسی یا حادثه ای، نشانه ی احترام است، یعنی حادثه ای چنین خسارتبار و جانخراش و شهادت جانبازان میهن در آن، كمتر از كوتاه شدن دست خواص بی بصیرتِ اینك ب عنایت، دوباره یار دیرین شده از دنیایند؟!


پنجشنبه 7 بهمن 1395 09:50 ق.ظ
سلام بر سروش خان عزیز

من دیروز هرچی کامنت بود رو تایید کردم
از شما کامنتی نداشتم، نه عمومی نه خصوصی ...
بلاگفا گاهی در ثبت کامنت اهمال و کم کاری میکنه
فکر کنم بوی مسئولین مملکت به مشامش خورده !!!
سروش :
بلاگفا، داغت نبینُم!
پنجشنبه 7 بهمن 1395 09:49 ق.ظ
این چند روز اینقدر غصه خوردم و اشک ریختم و بغضم رو فرو خوردم که دیگه نایی برای گریه کردن برام نمونده ...

متاسفم
از صمیم قلب متاسفم که بر اثر بی تدبیری و بی خیالی یک مشت آدم نالایق و منفعت طلب که اسم خودشون رو مسئول گذاشتن، این حادثه ینقدر تلخ و جانگداز تموم شد ...

این فاجعه میتونست فقط به آوار شدن چند تٌن سنگ و آهن و سیمان ختم بشه..

نه به قیمت داغدار شدن یک ملت برای از دست دادن قهرمانانشون ...

جایی که خسارت فقط خسارت مالی باشه جایی برای جبران هست ...
اما جون آدما ...
سروش :
نگین باجی، بی اون ك بخوام مسئولیت مسئولان ر نادیده بگیرم و این طایفه ی رذیله ر تطهیر كنم، یك نكته میگم و اون این ك مشكلات ما عمیقتر و گسترده تر از اونیند ك با چند سال تدبیر و باخیالی چند خروار آدمهای لایق و منفعت نطلب حل بشن!
چهارشنبه 6 بهمن 1395 11:16 ق.ظ
سلام. ببخشید که اینقدر دیر به دیر سر میزنم. میدونید که شرایط روحی و ... مساعد نیست چندان.
فکر میکنم ایرانی بودن و باور به تئوری توطئه خیلی نقش داره توی برداشت ما از حوادث. اینکه نه حرف تلویزیون ملی رو قبول داریم و نه حرف کانالهای ماهواره رو. حق هم داریم. از جفتشون به وفور دروغ شنیدیم. در هر صورت واقعا باید به آتشنشانها تسلیت و خدا قوت گفت. امیدوارم باعث بشه چارشنبه سوری بی دغدغه تری براشون باشه
سروش :
دوست بزرگوار، خیلی خوشحالم ك سر زدین، خاصه با این حال و هوایی ك درگیرشین.
ب شخصه، خوشبختانه در حادثه ی اخیر دچار توهم توئه و عمدی بودن حادثه و... ندارم و مدعیان هم باید سند ارائه كنن تا سخنشون برای چون منی قابل تأمل بشه. در همراهی با شما، باید بگم امیدی، این حادثه ی تلخ اثرهای مثبتی هم داشته باشه. از جمله چارشنبه سوری مسئولانه تری ر ب جا بیاریم.
سه شنبه 5 بهمن 1395 11:59 ب.ظ
ستاره بانوی عزیز، الان جایی نوشته ای دیدم ك تهش این بود. دیدم خیلی ب نقطه نظر من در خصوص واقعه ی پلاسكو نزدیكه، گفتم گذاشته باشمش؛
این پلاسكو نبود كه فروریخت. این ما بودیم كه آوار شدیم.
این بی توجهی ما بود نسبت به اهمیت مدیریت شهری
این خودخواهی زشت ما بود در سلفی گرفتن
این عدم توجه ما بود به امنیت و ایمنی و بیمه
این ما بودیم كه آتش گرفتیم و فروریختیم.
گریه نكنیم، تغییر كنیم!
سه شنبه 5 بهمن 1395 09:37 ق.ظ
سلام انتظار داشتم از پلاسكو بنویسید اینم میدونید كه هر ساختمانی با هر میزان مقاومت بعد از یك ساعت درگیری با آتشسوزی احتمال ریزشش زیاده و جالبه كه اگر یك نفر متخصص و مسول همون ساعات اولیه اونجا حضور پیدا میكرد طبعا باید ساختمان رو تخلیه از نفرات انسانی میكرد حتی آتش نشانها چرا كه می فهمید فرو ریختن و آوار شدن این همه طبقه حتمیه و باز هم دلیل اینهمه مرگ و میر و تلفات خواب آلودگی مسولین و ضعف بزرگ بروكراسیه!!!
سروش :
ستاره بانوجان، خوشحالم ك پس از مدتها شما ر اینجا زیارت میكنم.
متن ر دوباره بخونین لطفا. اگر اشتباه نكرده باشم، از پلاسكو نوشتم! و اگه درست فهمیده باشم، نقطه نظرهای شما در این متن گنجانده شده!!
شنبه 2 بهمن 1395 09:43 ب.ظ
تعطیلات از اون دست ،به درد جمع کردن بساط و رفتن شمال میخوره،این نوع ،ولی تعطیلی نمیخواد ،با عشق میریم سر کار و از عمق وجود غمگینیم.
سروش :
البته من اكیدا مخالف تعطیل كردن برای مناسبتها، ب خاطر احترام گذاشتن استم. من امروز مشكی پوشیده بودم و صورتم ر هم اصلاح نكرده بوم. یعنی آداب عرفی عزاداری ر ب جا آوردم. اما از چند نفری ك تو شركت ازم پرسیدن چرا سیاه پوشیدی، ندیدم كسی تأیید كنه این حركت ر و كس دیگه ای هم هیچ آدابی ر در این خصوص ب جا نیاورده بود. اما همه تو شركت داشتن در مورد این فاجعه و كوتاهیها و افسوسها و... حرف میزدن!
شنبه 2 بهمن 1395 05:17 ب.ظ
فکر میکنم حالا متوجه منظورتون شدم. ببخشید. تقصیر خودتونه که سخت مینویسید.
خواص بی بصیرتِ دوباره یار دیرین شده!!! (نه خوب گفتید انصافا)
الان ثابت کردم که دیگه واقعا متوجه شدم یا بازم بنویسم؟
سروش :
خواهش میكنم، من ب سواد و دقت شما ایمان دارم زریماه جان.
شنبه 2 بهمن 1395 05:15 ب.ظ
الحق که حادثه ی درد اوری بود.
بگوییم امیدواریم که دیگر شاهد چنین حوادثی نباشیم؟ میشود یعنی؟
امان از کوتاهی و غفلت متولیان امر! کسانی که اخطارهای جدی را پشت گوش انداخته اند و حالا...
امید که درس عبرتی شود که ان را هم گمان نکنم.

خواص بی بصیرت؟؟؟؟!!!! شما هم؟!
سروش :
والا من از زاویه ی دیگر، آن سفركرده را خواص بی بصیرت میبینم و اصلا مستنداتی دال بر نابغه سیاسی بودنش نمیابم. بگذریم، این وبلاگ جای مباحث سیاسی نیست.
امیدی این حادثه ی تلخ نكته های مثبتی هم داشته باشه از جمله سفت و سختتر شدن نظارت بر ایمنی اماكن عمومی.
شنبه 2 بهمن 1395 11:11 ق.ظ
من هم به این موضوع فکر کردم که هر بلایی در تهران می تونه به فاجعه ای عظیم تبدیل بشه مخصوصا مناطق مرکز که ساختمان های سر به فلک کشیده با واحدهای زیاد و بیخ هم ساخته شدن!
افسوس و صد افسوس از ما مردم
سروش :
اون چیزی ك فراموش كردم تو نوشته م بگم، این بود ك ب نظر من زلزله ای ك قراره تو تهران بیاد، احتمالا بزرگترین فاجعه ی تاریخ بشر ر رقم خواهد زد و چند میلیون انسان یكباره و ب تدریج در چند روز تلف خواهند شد!
شنبه 2 بهمن 1395 08:35 ق.ظ
آتش بگیر تا که بفهمی چه می کشم.


احساس سوختن به تماشا نمی شود.
شاعر؟
سروش :
خانه ام آتش گرفته است...
شنبه 2 بهمن 1395 08:10 ق.ظ
دلم درد دارد!
سروش :
دلی دیرم ك درمانش نمیبو...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر