آزادكیش
 
نویسندگان
در راستای مطلب پیشین. نوشته شده در هفته ی گذشته.


نام كتاب: بیشعوری
نویسنده: خاویر كرمنت
مترجم: محمود فرجامی

با توجه ب گیر نیاوردن، كتاب "فلاسفه ی بزرگ"، علی الحساب سراغ "بیشعوری" رفتم. بیش از نیمی از كتاب را از روی نسخه ی اسكن شده، در حین رفت و آمدهای كاری، بر صفحه ی كوچك گوشی همراه خواندم و 2 روز بعد، خواستم بقیه اش را در خانه، بر صفحه ی لپ تاپ بخوانم. در حین مطالعه ی صفحاتی چند با لپ تاپ، مطمئن شدم هر چه صفحه ی پیش رویت كوچكتر باشد و خط ریزتر، سرعت مطالعه بالاتر میرود (در با چشم خواندن). از این رو باز به گوشیم مراجعه كردم. نسخه ی گوشی، حاشیه نگاریهای طعنه آمیز و طنز دست نویس یكی از خوانندگان را در خود دارد ك عموما ب خواهش مترجم در مقدمه ی مترجم مبنی بر واریز كردن حق الترجمه ی كتاب توسط خوانندگان ب حساب وی است. ناگفته نماند در این مقدمه مترجم ادعا كرده اجازه ی چاپ از طرف مسئولان ذیربط وزارت ارشاد ب ایشان داده نشده و اینچنین از حق الزحمه ی خود محروم مانده است.
چند سالی میشود تعریف و توصیف بیشعوری را از این و آن میشنوم. پررنگترین نكته ای ك از این شنیده ها و توصیفات در یادم هست، این است ك خوانندگان بی-شعوری را در اطرافیان خود رصد كرده اند! برای من هم پررنگترین نكته ی كتاب همین بود كه هنگام مطالعه، ذهنم آدمهای دور و نزدیك را جستجو میكرد! از این حیث، بیشعوری، یك چیزی در مایه های قلعه ی حیوانات است اما با این تفاوت ك مثالهایش برای همه دم دستترند. جذابیت بیشعوری برای خواننده، مانند قلعه ی حیوانات و البته بیشتر از آن، ب رو كردن دست شخصیتهای منفی ذهن و زندگی ایشان است. یك جورهایی انگار با نمایاندن كنشهای ناهنجار این شخصیتهای منفی و بیان ریشه های این كنشها و دسته بندی این جماعت در زمره ی بیشعوران، از جانب خوانندگان از اینان تقاص گرفته میشود.
بیشعوری در پی تعریف علمی از بی-شعوری نیست و پاسخش ب معترضین این نقیصه آن است ك "آن قدر اعتراض كنند تا جانشان در بیاید" (ص46)! كتاب با آن ك نتوانسته و یا اصلا در بند آن نبوده ك بخواهد تحلیلی و طبقه بندی شده در بحثش وارد شود، اما خالی از نكته، واقعیت، راه حل و... نیست و این نكات جای درنگ دارند. اگر چ زبان كتاب طنز و كنایه آمیز است، با این حال اصلا گمان ندارم نویسنده كتابش را جزو فكاهیات نوشته باشد. اما ابلها مردا ك فراتر از این ب كلیت كتاب نظر افكند! 
اگر چه ویژگیهایی چون "تكبر، وقاحت و فرومایگی" (ص161)، "غر زدن و دیگران را مقصر دانستن" (ص164)، "كینه جویی" (ص167)، "تحقیر و تمسخر" (ص169) و... برای بیشعوران ذكر شده اما خواننده نمیفهمد وجه مشترك همه ی این ویژگیها چیست ك دارندگانشان به بی-شعوری منتسب میشوند! نداشتن تعریف مشخص و دقیق برای واژه كلیدی كتاب (موضوع كتاب)، نبودن تحلیل یك دست و فقدان یك سیر منطقی در مباحث، مانع از آن میشود ك بیشعوری را جدیتر از یك لفاظی پرنكته ی یك انسان ب ستوه آمده از خود و دیگران در نظر آورم!
ب نظر میرسد نویسنده هر ویژگی منفیی را در شخصیت و رفتار انسانها –خاصه ك پررنگ باشد- بی-شعوری میداند. از این رو برای درك معنا، شاید دقیقتر آن باشد ك دست كم در زبان فارسی ب جای واژگان بیشعور و بی-شعوری، مشكلدار، مشكلداری را در نظر بگیریم. با این اوصاف، ب راحتی میتوان گفت نویسنده نیز خود بیشعور است. فقط ب همان دلیل ك انسانها، عموما یك مشكلی در شخصیت و رفتارشان دارند و هر كسی ك یك ناهنجاریی در فكر و عملش هست، بیشعور است! بماند ك با توجه ب متن، ذهن پلید نگارنده ی سطور، انگیزه ی سود مالی را در نگارش این كتاب، خیلی مهم حس میكند!
اگر چ نمونه های مشابه برای مثالهای كتاب در همه جا پیدا میشوند اما نباید از یاد برد ك این كتاب در فضای آمریكایِ زمان نگارش كتاب، نوشته شده است (حدود سال 1990 میلادی).

در این نوشته تمایز میان بیشعوری و بی-شعوری فقط برای بیان تفاوت میان نام كتاب با كلمه است.

[ پنجشنبه 2 دی 1395 ] [ 12:40 ب.ظ ] [ سروش ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب