تبلیغات

آزادكیش - دنیای سوفی

نویسنده :سروش
تاریخ: جمعه 26 آذر 1395 12:19 ب.ظ
مدتی است ب ویژه برای پر كردن اوقات بسیارِ در راه بودنم (برای شغلم)، كتابخوانی پیشه كرده ام! البته اشتغالات مهم دیگری نیز در این بین مطرحند. دنیای سوفی نخستین كتابی است از این میان ك چیزی در موردش نوشتم. هدف از نوشتن این شرح، قرار دادن آن در گروه تلگرامیی است با عنوان "كتابهایی كه میخوانیم". و نیت از تشكیل این گروهِ فعلا كم عضو ك پیشنهادش از من بوده، درانداختن موج كار جدی است در میان دوستانِ عموما یله در فضا و گروههای مجازی ك وقت را ب نقل فكاهیات و اباطیل میگذرانیم!

***

نام كتاب: دنیای سوفی (داستانی درباره ی تاریخ فلسفه)
نویسنده: یوستین گُردر
مترجم: حسن كامشاد
چاپ نخست: 1374  -  چاپ هشتم، ویرایش جدید: 1384

توضیح عنوان كتاب، گویای همه چیز است. این داستان كه گویا فیلمی نیز از رویش ساخته شده، در بردارنده ی درسهای معلم فلسفه ای است به یك دختر نوجوان. درسها از فلاسفه ی یونان باستان و بیان ساده و همه فهم اندیشه های ایشان و نحله ها و سیر این اندیشه ها آغاز شده و تقریبا با همین چارچوب به دوران ما ختم میشود. از آنجا كه تاریخ فلسفه ای كه در این داستان مطرح میشود تماما مربوط به حوزه ی جغرافیا و تمدن اروپا (مگر اندكی آسیای صغیر یونانی كه آن را نیز بیشتر باید جزو حوزه ی فرهنگی و تاریخی اروپا در شمار آورد) میشود، باید گفت بی آن كه بیان شود، از نظر نویسنده، تاریخ فلسفه محدود به همین حوزه است و لاغیر. البته بی راه نیست كه اندیشه ی بی پیرایه ی ثبت شده ی كنونی بشری را منشأگرفته از یونان و پرورده شده در اروپا بدانیم و نهایتا استثناهای بی ادامه ای چون ذكریای رازی را حامل این جریان در جایی جز اروپا در نظر آوریم، با این توضیح كه شاید ایشان فلسفه را از آنچه بوده جلوتر نبرده باشند.
تردیدی نمیتوان داشت كه هدف نویسنده از پدید آوردن این داستان، دادن درسهای فلسفی چهارچوب دار و منظم و با قاعده و با زبان ساده و همه فهم به نوآموزان –از نوجوان تا بزرگسال- بوده است. و نویسنده چه خوب فهمیده كه دست كم عموم انسانها به دانستن تاریخ اندیشه ها نیازمندند. چه كه در بسیاری حوزه های دیگر به كارشان میآید و گریزی از آن نیست.
از میانه های داستان، كم كم دو شخصیت دیگر (پدر و دختر) اضافه میشوند و درمیابیم یكی از ایشان (سرگرد) خالق داستان معلم فلسفه و دختر نوجوان است. از این به بعد معلم فلسفه و دختر نوجوان و كارهایشان و اتفاقهای دور و برشان، نمود واقعی خود را رفته رفته، هر چه بیشتر از دست میدهند و جنبه ی تخیلی و فراواقعی میابند. قالب داستان كه برای این درسهای شیرین فلسفی در نظر گرفته شده، به نویسنده امكان میدهد نامستقیم، مثالهای خوبی برای فهم بهتر و مصداقی، در جای جای درسها بزند. برای نمونه وقتی درسهای فلسفی این داستان به آنجا میرسد كه در قرون جدید، دانش انسانی باعث بی اعتبار شدن آموزه ها و داستانهای كتاب مقدس شده است، دختر نوجوان از پنجره، یك زن و مرد لخت را میبیند كه در كنار شخصیتهای افسانه ای و داستانی چون آلیس (آلیس در سرزمین عجایب) و... دارند قدم میزنند. و منظور این است كه حالا كه فلسفه به اینجای تاریخش رسیده (عصر روشنگری)، آدم و حوا و شخصیتهای كتابهای مقدس نیز در اندیشه ی بشری، در ردیف افسانه ها و داستانها طبقه بندی میشوند.
وقتی داستان به قرون اخیر و زمان معاصر میرسد، شرح اندیشه ی بزرگانی كه لزوما و یا دست كم صرفا فیلسوف نبوده اند (جامعه شناس، روانشناس، عالم علوم طبیعی و...)، نیز در داستان گنجانده میشود و به باور من، این ناچار از آن رو است كه فلسفه (اندیشه) از علم جدا نیست و با توجه به حجم گسترده دانش معاصر، هر چه بیشتر فلسفه به دانش طبیعی و دیگر علوم وابسته شده و همه ی حوزه های اندیشه باید بر این پایه ها استوار باشند. مثلا كسی نمیتواند صرفا تاریخ فلسفه را بخواند و بدون دانستن و در نظر گرفتن علوم جدید، فیلسوف باشد. در همین جاهای داستان است كه از زبان معلم فلسفه خطاب به دختر نوجوان نقل میشود "ما به قرن خودمان رسیده ایم، از این پس خودت باید بتوانی راهت را بیابی".
من در نظر دارم این كتاب را بار دیگر و اگر نیاز شد بارهای دیگر، بخوانم و یادداشت برداری نموده و آنچه را باید، حفظ كرده و به خاطر بسپارم. بسیار پیش میآید كه متنی را میخوانم و به خاطر عدم آشناییم با فلسفه و فیلسوفان، چیز چندانی از آن دستگیرم نمیشود.


ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :