آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : جمعه 19 آذر 1395 08:21 ب.ظ
با الهام از بخشی از متن كتاب دنیای سوفی؛

رعد و برق همزمان به وجود میآیند اما رعد را بعد از دیدن برق میشنویم و هر چه فاصله ی ما با منبع برق بیشتر باشد، صدای رعد دیرتر به گوشمان میرسد. این یعنی زمان میبرد تا صدا از منبع خود به جای دیگر برسد و همچنین یعنی صدا كندتر از نور حركت میكند. نور نیز چنین است كه پس از ساتع شدن از منبعش، زمان میبرد تا به جایی برسد، اگر چه در مقیاسهای فهم عام انسانی، بسیار بسیار پرسرعتتر از صدا.
فاصله ها در كره ی خاك نهایتا به هزاران كیلومتر بالغ میشوند اما در كیهان فاصله ها چنان بیشتر میشوند (باز هم در مقیاسهای فهم عام انسانی) كه دانشمندان برای بیان این فاصله ها از یكا*یی به نام سال نوری بهره میبرند. سال نوری فاصله ای است كه نور -با آن سرعتی كه وصفش رفت- در مدت یك سال در خلأ میپیماید. حال ما اگر شب هنگام از زمین خودمان ستاره ای را در آسمان میبینیم كه مثلا 10 هزار سال نوری از ما فاصله دارد، یعنی این نوری كه از آن ستاره به ما رسیده تا ببینیمش، 10 هزار سال پیش از آن ستاره تابیده شده! یعنی چیزی كه ما از آن ستاره میبینیم و دریافتی كه از موقعیتش در فضا داریم، مربوط به 10 هزار سال قبل است! و مثالهایی از این دست بسیارند. اینها بدیهیات دانش امروز است گویا.
آنچه به ذهن من خطور كرده این است كه اگر مثلا ما انسانها به فناوریی دست یابیم كه همین فاصله ی 10 هزار سال نوری را برای برخی نقل و انتقالات، بسیار بسیار كمتر كنیم (مثلا در حد عمر یك انسان، یا حتی بسیار كمتر) و آن وقت از فراز آن نقطه با تلسكوپهای قوی به زمین بنگریم و آن را با جزئیات ببینیم، زمینِ 10 هزار سال گذشته را و به تبعش رویدادهای آن زمان را میبینیم. این یعنی مشاهده ی تاریخ زمین و بشر و... . این یعنی مشاهده ی این كه انسان كی و كجا و چگونه كشاورز شد. یعنی این كه میبینیم در میانه ی فلات ایران چه دریاچه های بزرگی هستند. یعنی این كه فلان جانور منقرض شده را در زیستگاه باستانیش میبینیم. یعنی احتمالا تنگه ی برینگ را نمیبینیم و آسیا و آمریكا حتی اگر به مویی، به هم وصلند و...
و این چنین، دانش ما از هستی و تاریخ و خودمان و... دقیقتر میشوند، خیلی دقیقتر.


* واحد اندازه گیری.


چهارشنبه 24 آذر 1395 10:03 ق.ظ
......مثلا انسان را.......
کلمه انسان جا افتاد.
سروش :
سپاس از توضیحتون
چهارشنبه 24 آذر 1395 10:01 ق.ظ
ایده ماشین زمان هم از همین واقعیت گرفته شده،که اگرماشینی ساخته شود که بتواند باسرعت نور حرکت کند،می تواند انسان را به زمان گذشته یا آینده ببرد.مثلا رابه همان ده هزار سال پیش که نور از آن ستاره تابیده شده میبرد،یا برعکس.
سروش :
آیدای عزیز، همون طوری ك در پاسخ مامانِ گرامی آمیتیس گفتم، من سفر در زمان ر درك نمیكنم و نمیفهمم! و البته این سخنم ب اون معنا نیست ك دست كم در بعد علمی چنین چیزی میسر نیست. اما با این ك گه گاهی اینجا و اونجا میشنومش، نمیدونم آیا چنین سخنی بیان علمی داره یا صرفا یك تخیله.
متأسفانه پیگیری نكردم اما این مسئله ی زمان و متفاوت بودنش در جاها و حالتهای مختلف و... برای من غامض و نفهمیدنیه! خود همین مسئله ك زمان هم یكی از ابعاد وجوده و مانند دیگر بعدهای وجود، كیفیتش متغیره، برای من درك نشدنیه!
سه شنبه 23 آذر 1395 11:42 ب.ظ
توضیحات جامع وکاملی بود لذت بردم ،
سروش :
لطف دارین ای موج دریاها!
سه شنبه 23 آذر 1395 08:23 ب.ظ
اگر فسلفه یک بخشِ سرگرمی داشته باشد، به نظر من آن بخش، زمان است. برای من بازی کردن با زمان، حیات خلوتِ فلسفه است. یادِ «نولان» افتادم.. Interstellar 2014 را اگر ندیده اید، فیلمِ خوبی است.
سروش :
دوست گرامی، متأسفانه چندان اهل فیلم دیدن نیستم! وانگهی این فیلمهای بازی با زمان ر ك دست كم چند تایی را جسته و گریخته دیده م، برام جذاب نبودن چندان! انگار اصل قضیه ك همون بازی با زمان بوده ر نتونستم هضم كنم! ولی بازی با زمان حتی برای تهیه ی فیلم در ذهن من هم زیاد میچرخه؛ من خیلی دوست دارم فیلمی بسازم ك توش شخصیتهای گذشته ر در زمان حال زنده كنم تا نظر و واكنششون ب زمان حال ر ببینم. مثلا حافظ زنده بشه و واكنشش ب خوانده شدن غزلهاش توسط شجریان ر ببینم و یا مثلا شاه شهید ب دنیای امروز بیاد و واكنشش ب وضعیت ممالك محروسه و مسائل مبتلابه ر ببینم. یا حتی در دنیای قدیم قرار بگیرم و با ابزارهای دنیای جدید، رویدادهای گذشته ر تغییر بدم و تنظیم كنم؛ مثلا با هواپیمای جنگی رو سر لشكر مغول خراب بشم و مسیر تاریخ ر عوض كنم!
دوشنبه 22 آذر 1395 07:40 ق.ظ
سلام
من شنیدم وقتی با وسیله فوق یا اندازه سرعت نور بری یه سیاره دیگه وقتی برگردی زمین چند هزار سال آینده میشه از عمرش گذشته یعنی زمان یک ساعته برای ما میشه هزار یا چند هزار سال آینده اما زمان گذشته به نظرم بعیده از جای دیگه بشه ببینیش
سروش :
مامان گرامی، دیدن زمان گذشته نه تنها بعید نیست، بلكه در لحظه لحظه ی زندگی توسط ما تجربه میشه. بذارین صدا ر براتون مثال بزنم ك ب ذهن ما نزدیكتره؛ وقتی در فاصله ی 1000 متری ما تبری ب درختی برخورد میكنه؛ ما صدای برخورد ر بعد از دیدنش میشنویم! این ب خاطر اینه ك صدا باید مسافتی طی كنه تا ب ما برسه و طی كردن این مسافت زمان بره. نور هم اگر چ با سرعت خیلی بیشتر، طی مسافت كردنش زمان میبره. همونجور ك در متن ذكر كردم، تصویری ك از یك ستاره ی خیلی دور ب ما میرسه، ب خاطر فاصله ی بسیار بسیار زیادش از ما، ممكنه مربوط ب گذشته های دور برسه. چرا ك تصویر یك شی، پردازش نور رسیده از اون شی ب سیستم بینایی ما است!
در مورد بخش نخست فرمایش شما، هم مطلب برای خودم پیچیده تره و جای سوال، هم این ك فكر كنم تعداد كلماتی ك میتونم اینجا بنویسم محدوده. فقط همین ر بگم ك این نكته برای من جای سواله و متأسفانه پیگیریش هم نكردم ك ببینم بیان علمی داره یا نه!
یکشنبه 21 آذر 1395 11:10 ب.ظ
از ایده شما میشه یک فیلم علمی تخیلی قشنگ ساخت.خیلی برام جالب بود.
سروش :
بله، دقیقا حق با شماست. اصلا من پیشنهاد میكنم، بیاین شما تولیدكننده و حامی مالی بشین، من میشم نویسنده ش، یكی از دوستان مجازی همین دور و بر هم بشه كارگردانش. شاید پولدار شدیم و مشهور!
یکشنبه 21 آذر 1395 06:00 ب.ظ
سلام
خیلی قشنگ توضیح دادید و.نوشتید احسنت بر شما تو ذهن من هم خیلی چیزا خطور کرد ولی نمی تونم به زبون بیارم و بنویسم.
در کل مغز متفکری دارید حیف شما .....
سروش :
پاییز گرامی، شما لطف دارین. از این تعریف و تمجیدها میكنین، دوستان در نظر نمیگیرن ك بنده فقط مشمول لطف شما قرار گرفته باشم.
شما هم البته قلم توانایی دارین، ب ویژه ك در یك سال و نیم گذشته ك میشناسمتون، پیشرفت زیادی هم داشتین. واقعیتش اینه ك اگر من تونستن مختصر و مفید اون مطلب علمی ر شرح بدم، ب خاطر اینه ك مطالعه بالنسبه خوبی در این زمینه داشتم؛ هم در دبیرستان تو كتابهای درسیمون داشتیم و هم این ك گه گاه ب چنین مطالبی برخوردم و خوندم و فهمیدم و تو ذهنم باهاشون بازی كردم.
شنبه 20 آذر 1395 09:59 ق.ظ
سلام خیلی قشنگ توضیح دادین!
عالی بود.
این چیزی که شما در مورد سال نوری و ستاره ها و سیاره ها رو می دونستم و خیلی راجع به سفر در زمان فکر کرده بودم و همیشه می گفتم یعنی میشه آدم به 1000 سال قبل بره
و الان که مطلب شما رو خوندم دیدم که غیر ممکن نیست.
ممنونم سروش عزیز
سروش :
شما لطف دارین من لی لی جان. والا من نمیدونم علم چیزی در مورد سفر در زمان گفته یا نه. ولی در این نوشته منظورم این بوده ك چون تصاویر چیزها و رویدادهای گذشته، از یك مكان ب مكان دیگه با فاصله ی زمانی منتقل میشن، ما اگه بتونیم كاری كنیم ك بسیار سریعتر از منتقل كننده ی این تصاویر (نور) حركت كنیم و در جای دیگری جز زمین مستقر بشیم، میتونیم گذشته های زمین ر مشاهده كنیم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر