آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : شنبه 1 آبان 1395 11:10 ب.ظ
در خیابانی كه دانشگاه آزاد كرج (و شاید مراكز آموزش عالیی دیگر نیز) در آن است و دانشجویان بسیار و دسته دسته به چشم میآیند، بیشترین فروشگاههایی كه دیدم، انواع غذاخوریها بودند در تعدادی بالا؛ پیتزایی، ساندویچی، رستوران، كبابی، كافی شاپ و...


دوشنبه 17 آبان 1395 01:15 ب.ظ
این شکمِ بی هنرِپیچ ،پیج !!!
سروش :
خورشیدخانم، شكم ك ماشالا كلی هنر داره! نمونه ش موسیقی!
دوشنبه 10 آبان 1395 08:59 ق.ظ
فعلا شکم واجبه و بقیه مستحب!
کتابفروشی که معمولا مراجعه می کنیم، فروشنده اش می گفت مادر با فرزندش میاد داخل کتابفروشی در حالیکه ی بستنی دستش هست، بعد که بچه دلش کتاب می خواد و یکی رو بر میداره با اعتراض میگه نه چقد گرووون!!( حالا کتابه مثلا 3000 تومن بوده قیمتش، بستنی هم که همین حدود در میاد)
سروش :
ماه بارانی گرامی، واقعیتش اینه ك برای چون منی مدعی نیز جریان همینه! حتی اگر جایگزینهایی چون اینترنت و رایانه نبودن، باز هم در ناخودآگاه ذهن من كتاب گران ب شمار میومد و میاد! دست كم از خودم تعجب میكنم!
چهارشنبه 5 آبان 1395 11:05 ق.ظ
بنظر میرسه فست فودی ها فعلا از رونق خیلی بالایی برخوردار هستند.چه در مسیر دانشگاه ،چه غیر دانشگاه.معمولا غذاهای سلف دانشگاهها چنگی به دل نمیزنه.دانشجوها هم که حوصله پخت و پز ندارند.بنابراین هم از خجالت شکم در میان،هم جنبه تفریحی و دور همی داره
سروش :
والا با خانمم ك صحبت میكردم در این خصوص، میگفت اینجا (دماوند) هم جلوی دانشگاه آزاد، اون چند تا مغازه ای ك هستن، بیشترشون مربوط ب شكمه! دیدم راست میگه واقعا! بعدش خانمم گفت ك اگه دانشگاه دولتی میشد، رونق و تعداد این فروشگاهها خیلی كمتر میشد! این هم نكته ایه ها!
چهارشنبه 5 آبان 1395 07:40 ق.ظ
سلام مجدد
خواستم به اطلاعتون برسونم که برگشتم و وبلاگم به روز شده.
امیدوارم فرصت داشته باشید و به من هم سر بزنید.
سروش :
به به سركار خانم پاییز. میام خدمتتون. لطف كردین خبر دادین
چهارشنبه 5 آبان 1395 07:32 ق.ظ
سلام
اتفاقا تو شهر ما که یه شهر نسبتا دانشگاهی محسوب میشه.تعداد این کافی شاپها و ساندویچی ها فراوون هر کدومشون یه سبک و سیاق و شکل و شمایل خاص دارند.
در کنارشون قهوه خانه هایی که داخلشون تاریک و خیلی خاص هستش وجود داره که انواع قهوه رو سرو میکنند.
اتفاقا همیشه همشون شلوغند.
سروش :
از بركات دانشگاه و قوم دانشجو، یكی همین مواردیه ك بهش اشاره كردین.
چهارشنبه 5 آبان 1395 07:23 ق.ظ
دقیقا همینه!
بهترین فست فودیها اکثرا نزدیکدانشگاهها و علی الخصوص دانشگاههای آزاد هستن.
شما نمایشگاه کتاب هم بری شلوغترین غرفه مربوط به تغذیه است.
سروش :
من لی لی جان، البته ب نظر من نمیشه از پررونق بودن فروشگاههای مربوط ب خوراك در خیابان دانشگاه، لزوما نتیجه گرفت ك جایگاه علم و دانش برای صنف دانشجو، مسئله ی حاشیه ایه. اگر چ تصور چنین تصویری ب مملكت ما میخوره.
چهارشنبه 5 آبان 1395 05:21 ق.ظ
بقیش کو؟ عروسی روحانی رو اگه تونستین و وقت داشتین بخونین اونم در مورد دانشگاه ها و سرگرمی دانشجویان این ور اب حرف زدم :)
سروش :
قحط الوقت است و سودای ظهور و بروز.
ب چشم.
چهارشنبه 5 آبان 1395 12:12 ق.ظ
این نه یعنی که حتی در مراکز اندیشه ما هم شکم است که کار کی کند به جای مغز؟!
سروش :
والله ك گر دكانی نیز از صنف اغذیه ب این خیابان اندر ندیدمی، جز آنچه بر خیال مبارك گذشتی، نپنداشتمی در حق این جماعت!
دوشنبه 3 آبان 1395 05:40 ب.ظ
خب طبیعیه ،بیشترین درآمد ر میتونه داشته باشه ،تازه دانشگاه پول دارا هم ک هست.
سروش :
بله، ب نظر من هم طبیعیه ولی چرا باید چنین حالتی طبیعی باشه؟!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر