تبلیغات
آزادكیش - آقای غریب

آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : سه شنبه 13 مهر 1395 12:50 ق.ظ

مدتی است پیچیده اند به كنسرتها، حال به هر بهانه ای و با هر نیتی، بماند. در این گیر و دار یادم آمده از "آقای غریب"*. مردم و گذشتگان محلی ما (شمال خراسان) كه چند سده ی اخیر را به ایرانبانی از جانب شمال شرق گذرانده اند، آقای غریب را در كلام موسیقیهایشان بسیار یاد كرده و میكنند. لیك گردش روزگار است و آقای غریب اكنون در قلمرو دشمن موسیقی و كنسرت!

* "آقای غریب" را از دكلمه ای حماسی از زنده یاد هاشم صادقی كه در سالهای نخست پس از انقلاب از برنامه ی كوردی رادیو خراسان پخش شده، گرفته ام.


پینوشت برای دوستان مجازی عزیز: سپاسگزارم از دوستانی كه پیگیر وبلاگ منند و از پیامهایشان خوشحال میشوم. واقعا وقتم پر شده و نوشتن خیلی سخت است! دوستانی كه لطف دارند، بر من ببخشیایند اگر شاید نتوانم محبتهایشان را جبران كرده و به وبلاگهایشان سر زده، نظر بگذارم.


پنجشنبه 29 مهر 1395 01:11 ق.ظ
روز به روز وقایعی اتفاق میافتد که از فهم من یکی بیرون است.یکی همین قضیه کنسرت ها.
سروش :
اختیار دارین. مسئله اصلا فهمیدنی نیست. المشنگه ای است برای شاخ و شانه كشیدن برای هم!
دوشنبه 19 مهر 1395 09:18 ب.ظ
سلام، سروش عزیز همچون قبل، مجال نوشتن و خواندن در دنیای مجازی رو ندارم، ضمنا بعد از مدتی متوجه شدم نوشتنم هیچ انگیزه یا تحرکی مثبت که منجر به روندی مطلوب بشه رو ایجاد نمی کنه بهتر دیدم وقتم رو جای دیگر سرمایه گذاری کنم، معاشرت با شما افتخاری بوده و هست.
سروش :
كاوه جان، شما ب من لطف دارین. نتیجه گیری مهمی داشتین. پیشنهاد میكنم نوشتن ر كلا كنار نذارین. كما این ك من در این تقریبا 10 سال وبلاگ بازی، خیلی وقتها بوده ك مدتهای زیاد چیزی ر قلمی نكردم اما این خانه ر پا بر جا نگه داشتم. خیلی دوستان بودن ك در فضای وبلاگی باهاشون حشر و نشر داشتم و الان خبری ازشون ندارم، اما وبلاگم ر نگه داشتم.
دوشنبه 19 مهر 1395 07:54 ب.ظ
سلام سروش جان
سرمان را زدیم و در پایین همان اظهارنظر، نظرمان را نوشتیم برادر.
سروش :
درود آقای كلمرزی عزیز. لطف كردین. ای كاش سر مبارك ر ب نرمی میمالیدین و نظری هم برای نوشته ی من ثبت میكردین. ضمن این ك من هم ب نظرتان سر زدم.
چهارشنبه 14 مهر 1395 12:04 ق.ظ
آقای "آقای غریب" دوست! یعنی سروش جان! سلام و ادارت.
حالا نمیای و نمی نویسی و حظ بودنت را از ما می گیری با نبودنت حال ما رو می گیری و... بماند. دیگر چرا فحش می دهی داداش! اینکه وقتتان پر شده و کمتر می توانید بنویسید و ... یعنی اینکه اونایی که می نویسن بیکارند دیگر؟! و از زور بیکاری می نویسند درگر؟! مرحبا بابا!
در تکمیل فرمایش جناب سروش و برای خوانندگان غیر خراسانی عرض می شود که منظور از "آقای غریب" امام رضای(ع) غریب می باشند!... بله! در موسیقی مقامی نه تنها شمال خراسان، که در گوشه گوشه نغمه های همه خراسان بزرگ آب روان حضور"آقای غریب" موج می زند. از شیروان بجنورد و وقچان بگیر تا درگز و کلات و تربت جام و خواف و کشتمر و سبزوار و نیشابور و...
سروش :
هرای عزیز و گرامی، درود و ارادت از ما بر شما.
شما لطف دارین. اگر از عذر من بابت ننوشتن بشود قاعده ای درآورد، آن است كه نوشتن و بالاتر از آن، وبلاگ گردی هم -كم و بیش- وقت میخواهد.
سه شنبه 13 مهر 1395 07:17 ب.ظ
درود
چ خوب شد ک دوباره شما نوشتین،فکر کردیم از نوشتن خسته شدین.
از همون اولین باری که مطالب شما ر خوندم همیشه شکل نوشتنتون بیش از موضوع نوشته فکرم ر به خود مشغول کرده،
در این نوشته هم،"یادم آمده از....."جمله جالبی هست.درسته؟
و "ایرانبانی"ترکیبی زیبا.
من هم مثل "من لی لی"عزیز آقای غریب ر نمیشناسم.
سروش :
درود آیدای عزیز و گرامی. فكر كنم من در ننوشتنها سرگردان شدم!
از این همه توجه موشكافانه دوستانی چون شما، میفرماید "گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد".
هرای عزیز، آقای غریب ر توضیح دادن.
سه شنبه 13 مهر 1395 01:38 ب.ظ
سلام
خدا رو شکر آپ کردین
آقای غریب رو همه میشناسن؟
آخه برای من جدید بود اسمش گفتم شاید یه اسم دیگه است شما نخواستین بگین!
سروش :
درود بر من لی لی عزیز و گرامی. شكر ك دوستانی مثل شما ب وبلاگم راه دارن.
توضیح هرای عزیز در نظری ك ثبت كردن، من ر از پرداختن ب آقای غریب معاف كردن.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر