آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : پنجشنبه 17 تیر 1395 03:12 ب.ظ
چندی پیش در برنامه گفتگوی خبری شبكه دوم سیما وزیر محترم (!) ارتباطات را دعوت كرده بودند تا مبلغی در پیشگاه تلویزیون به ملت حساب پس بدهد! یكی از مسائلی كه مطرح شد، گله و شكایت مردم از پیامكهای تبلیغاتی بود. مجری گفت برخی از مردم میگویند هر پیامكی كه برای ما میآید، هزینه در بر دارد در صورتی كه ما اصلا مایل به پرداخت این هزینه نیستیم. وزیر محترم (!) هم اطمینان داد كه چنین موضوعی صحت ندارد و هیچ پیامكی برای گیرنده اش هزینه در بر ندارد مگر آن كه قبلا خود فرد با ارسال پیام تأیید، خواهان دریافت آن پیامك شده باشد. همچنین فاش كرد كه بعضی وقتها (!) شكایتهایی مبنی بر چنین ادعایی شده و ما پیگیری كرده ایم و فرستنده، "پیامك تأیید" گیرنده را نشان داده و مشخص شده گیرنده خود خواهان دریافت چنین پیامكی و در نتیجه پرداخت چنین هزینه ای بوده. (نقل به مضمون)
كسی اما از آن ولی نعمت مردم نپرسید كه ای حضرت والا اصلا تو به چه حقی دست گروهی را باز گذاشته ای كه پیاپی پیامك بدهند و مزاحم مردم بشوند؟! كسی نگفت كه ای صاحب اختیار مردم، ای خدایگان، ای ارباب، بندگان و خلایق خدوم از این مزاحمتی كه از جانب مسئولیت تو متوجهشان است، اگر به گوشه ی قبای مبارك بر نخورد، در رنجند. سیمای ملی (!) كه مسئول كفر هر چه واقعیت و متولی قلب و دغل است، صحنه این بازخواست را جوری گرداند تا اصل "مزاحمت پیامكی" زیر سوال نرود و ذهنها به حاشیه ی مسئله منحرف شود. از این نمایش كثیفی كه میزبان و میهمان برای تنویر افكار عمومی ترتیب داده بودند، قلبم گرفت!
گوئیا باور نمیدارند روز داوری
كاین همه قلب و دغل در كار داور میكنند


جمعه 1 مرداد 1395 07:30 ب.ظ
با درود وسلام.
خانم الهام!
سروش عزیز از ماهیت شیء پرسش نموده است. وجواب شما از جنس توصیف شیء است.
بنابراین در حقیقت شما اصلا به سوال سروش عزیز پاسخ نداده اید.
در عین خالی که در این پاسخ توصیفی شما ، سوال های مغز سوزی به ذهن راه می یابد. بنابراین صحیح این است که به دقت تمام به سوال سروش عزیز پاسخ دهید.
سروش :
درود.
صمد عزیز، ضمن سپاس از دقت شما، لازم ب توضیحه الهام گرامی به پیام من در وبلاگ خودشون، اینجا پاسخ دادن. یعنی نظر ایشون همونجوری ك شما گفتین، مربوط ب این بحث نبوده.
پنجشنبه 31 تیر 1395 08:32 ب.ظ
سلام
دست گذاشتین روی یکی از بزرگترین معضل های زندگی امروزه!
والا قربون همون دزد های قدیمی که فقط از دیوار مردم بالا می رفتند !

یکبار من ندونسته تایید رو فرستادم و فکر کردم جوابم فقط یه پیامک هست و بس

ولی متاسفانه اینقدر مسلسل وار پیامک ارسال کردند که تمام شارژم تموم شد و من قربانی این بازی زشت و ناخوشایند شدم.

الانم بخشی از اوقات فراغتم به دیلیت کردن پیامکهای تبلیغاتی میگذره که نخونده حذفشون میکنم!

مثل یه سوسک کثیف میگیرم و میندازمش دور .. باور کنید به همین شدت از حس بد و زشت...
سروش :
درود. "حس بد و زشت" ر كاملا درك میكنم و حق میدم. هم مزاحمن هم دزد!
پنجشنبه 31 تیر 1395 03:40 ب.ظ
سلام
فلسفه قطعا یک دانش خاص به معنای آنچه از علوم فیزیکی، زیستی و.. می دانیم نیست. فلسفه، پرداختنِ عقلی به امهات امورِ عالم است. تلاشی برای شناخت مستدل و عقلانیِ وجود در معنای محض و کلی اش. و تلاشی برای شناخت ماهیت و چرایی همه ی موجودات عالم. فلسفه کشف علت هاست. یعنی پرداختن به چِرا ها..
به لحاظ دانشگاهی، یک دانشجوی فلسفه باید تمام حیطه های تاریخ فلسفه را بشناسد. اما به لحاظ تخصصی، علاقه شخصی و حیطه کاری فعلی، ترجیح من در فلسفه محض: فلسفه قاره ای، مباحث معرفت شناسانه، شناخت رابطه ی ذهن با جهان، شناخت ذهن، شناخت خالق جهان و سازو کار عالم،علت ایجاد جهان و انسان است.
و در فلسفه مضاف: فلسفه هنر و فلسفه اخلاق. مطالعاتم و تفلسف به معنای عقل ورزی و تمرینِ دقت و فهم عمیق را در همین موضوعات انجام می دهم.
درباره کلمه «اینگار» قطعا املای صحیح آن «انگار» به معنای پنداشت و تصور است. اما من دلیل خاصی برای اینگونه نوشتنش ندارم. قطعا در متون علمی یا مقاله نویسی از طرز صحیح آن استفاده م یکنم. اما در وبلاگ کمی آزادم تا همان آهنگ ذهنی ام از کلمات را منتقل کنم.(البته مادامیکه خطای فاحشی در معنا رخ ندهد) لحن نوشته ی من شبیه لحن حرف زدن و لحن فکر کردنم است. اما از دقت و تذکر به جایتان واقعا ممنونم.
و آخر اینکه: با آن عذرخواهی آخرتان خجالت زده ام کردید. هرگز نیازی به آن نبود. بنده هم از قبل و در وبلاگ یادداشت های دادو، آشنایی کاملا مختصری با شما و برخی نظرات تان داشتم. برایم غریبه نیستید و حتما برایتان احترام قائلم. و از توجه تان به یادداشت های دست و پا شکسته ام ممنونم.
موفق باشید.
سروش :
درود.
دوست گرامی، پاسخ ر اگر در وبلاگ خودتون مرقوم میكردین، درستتر بود ب گمانم.
از توضیحاتتان سپاسگزارم. همچنین از اظهار لطف و آشناییتان.
زنده باشید.
پنجشنبه 31 تیر 1395 02:10 ب.ظ
سلام . مرسی از نکته ظریفی که مطرح کردید. معمولا قاعده اینه که مشکل بزرگ در لابه لای مشکلات کوچک قابل لاپوشانیه و میشه ذهن رو از مشکلات بزرگ به سمت مسائل کوچکتر سوق داد...خدا رو شکر مسئولین ما هم اصلا از این قاعده استفاده نمیکنن!!!!
سروش :
نه، استفاده میكنن! باور كنین. خودم دیده م ك میگما!
چهارشنبه 30 تیر 1395 11:51 ق.ظ
با سلام
من خودم نیز با این موج اس ام اسی مخالف هستم ولی بدلایلی که وجودشان را توجیه میکند کنار امده ام و به دیلیت کردن و همزمان با آن ارسال یک لعنت به قبر اموات مسبب بسنده می کنم ...
یکشنبه 27 تیر 1395 09:20 ب.ظ
سلام
حق با شماست واقعا این کامنتها عذاب آورند
سروش :
عذاب الیم!
یکشنبه 27 تیر 1395 03:46 ب.ظ
بله این اسم رو بکار میبرم وبه شدت هم بهش معتقدم که میلی
سروش :
این عنوان ابداع پایمردی ب نام "سیدمصطفی تاج زاده" است. مردی ك هر گروه سیاسی، اجتماعی و... میتونه ب داشتن امثال اون مفتخر و پشت گرم باشه.
جمعه 25 تیر 1395 04:59 ب.ظ
خواهش میکنم
سروش :
زنده باشین.
پنجشنبه 24 تیر 1395 09:59 ب.ظ
خب ترجیحا آبش رو نخوریم بهتره...مسموم میشیم
سروش :
سپاس از راهنمایی كارشناسانه ی شما.
پنجشنبه 24 تیر 1395 06:18 ب.ظ
سروش جان حیف قلب و روان شما نیست که از خدعه و خزعبل این طایفه بگیرد؟! قلب کسی می گیرد که اینان را نشناخته و امیدی به صوابشان داشته باشد این ها که آب را خورده و رو را از رو برده اند را آن حد هست هنوز در ذهن و ضمیر ما که دلمان بگیرد از بودنشان و رفتارشان و گفتارشان و؟!....
اینه یاد آور آن داستان اند که گویند دو دروغگو با هم دوست بودند. یکی به دیگری می گفت من دروغ را شروع می کنم و پردازش و پرورشش با تو... تا خلایق را به تر سر کار بگذاریم. نقش بانگیان و رنگیان جز این نتواند بود.
سروش :
دل است دیگر، گاهی میگیرد! شما لطف دارید.
یك بار در دوره دانشجویی رفته بودم خدمت معاون دانشجویی دانشگاه. در حین گفتگو، پزشك دانشگاه هم آمد و كاری داشت. گویا مربوط بود ب جریان مسموم شدن یك دانشجو از غذای سلف سرویس دانشگاه ك آن روزها میان دانشجویان سر و صدا كرده بود. آقای دكتر همانجا شروع كرد از سم پوست هندوانه (!) سخن گفتن و این ك بعضی هندوانه ها سمی در پوستشان تولید میكنند (!) ك اگر هندوانه را بشوییم، این سم از بین میرود و این دانشجوی سوژه ی این روزها، باید هندوانه ای را ك از سلف سرویس گرفته بوده، ابتدا میشسته و سپس میخورده و... این حرفها را با هم میزدند و هی ب من نگاه میكردند ك در جریان باش و...
پنجشنبه 24 تیر 1395 03:17 ب.ظ

چرا فکر میکنن ما اون موجود چهارپای گوش دراز ایم؟!
تا کی حاشا تو رسانه های جمعی آخه؟!
دولتی که صداقت نشون نمیده به مردمش رو باید گذاشت در کوزه واقعا
سروش :
یعنی بذاریم در كوزه، آبش ر بخوریم؟!
پنجشنبه 24 تیر 1395 09:58 ق.ظ
سلام ممنون متوجه داستان شده و هستم ممنون از توضیحتون شما درست میگید خیلی مطلب طریحه یك دونفرم یه جورایی از زیر نظر دادن در رفتن
سروش :
حافظ میفرماید؛
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت / آفرین بر نظر پاك خطاپوشش باد.
یا
اگر چ اختیار نبود گناه ما حافظ / تو در طریق ادب باش و گو گناه من است!
ببینین حافظ چی میگه! اینجوری گفتن واقعا هنره. مستقیم و صریح گفتن هم محاسنی داره اما اینه ك حافظ ر ماندگار كرده و دیوانش هم چاپ میشه!
چهارشنبه 23 تیر 1395 01:16 ب.ظ
اینجا ایرانه این تنها جمله ایه كه میتونم بگم!
سروش :
ای كاش بیشتر افاضه میكردین.
دوشنبه 21 تیر 1395 02:33 ب.ظ
متاسفانه در رسانه میلی تنها چیزی که ارزش ندارد مردم هستن ، وجالب اینجاست که من چند وقتی کد قطع کردن پیامک را فعال کردم ، آخرین ریز مکالمات رو وقتی مرور میکردم با کمال تعجب دیدم که بابت این خدمات از من هزینه کم میکنن در حالیکه وقتی این پیامک ها ارسال میشه کسی نظر ما رو نپرسید
سروش :
خدای من، چ قلب و دغلی!!! گوئیا باور نمیدارند روز داوری...
جالبه، شما هم اینجوری صداش میكنین!
یکشنبه 20 تیر 1395 09:19 ق.ظ
کامنت قبلی اشتباهی اینجا پست شد.ببخشید
سروش :
آها! پس با اجازه من حذفش میكنم.
یکشنبه 20 تیر 1395 09:17 ق.ظ
خداییش چرا من تنبل شدم تو خوندن وبلاگا.صفحه رو که باز میکنم انگار پای یه قله ایستادم که میخوام فتحش کنم.
بعد ترجیح میدم با این اوضاع و احوال اینروزام بیخیالش بشمو خیلی سنگین دوباره صفحه ی گشوده شده رو ببندم.
پستای شما هم که عجیب به تمرکز نیاز داره.
در هر حال موفق باشید و مانا....
یادم رفت اول سلام کنم.
سروش :
اول سلام. من هم كلا با متنهای اینترنتی همین مشكل ر همیشه داشته م. امیدی همتهامون بیشتر بشن.
یکشنبه 20 تیر 1395 08:49 ق.ظ
تازه این گوشه ای از قلب و دغل هاست، تازگی های ترجیح میدم اصلا این گفتگوها و مصاحبه های تلویزیونی رو نبینم که لااقل حرص نخورم!
سروش :
من هم نمیبینم ها، چشمم میفته! باور كنین.
شنبه 19 تیر 1395 03:41 ب.ظ
چه جالب،چندروز پیش به پیشنهاد بانی این پیامک ها ،یک پیامک با کلمه خاموش فرستادم برای شماره ای که پیامک میداد،از اون روز پیامک ها دوبرابر شده!!!
دیروز داشتم این جمله ها رو توی ذهنم تنظیم میکردم ،که تماسی بگیرم با آقایون بانی!و بگم اصلن شما با چه اجازه ای برای من پیامک میفرستید که من مجبور شم عدم رضایتم رو اعلام کنم؟
کلاتوی همه سیستم ها اعم از مالی ،مخابراتی،بیمه،......وضع همینطوره،توی فیش حقوقی ما چند تا بند هست،کمک به بیماری لاعلاج،کمک به صندوق تالاسمی،کمک به........،بعد اگه اعتراض کنی میگن :خب میتونی بری قطعش کنی.خب اول اینکه کمک به افراد نیازمند از نظر من خیلی هم عالیه، اما من از کجا مطمئن باشم این کمک به دستشون میرسه؟دوم اینکه ؛همونی که قبلا گفتم چرا من بدوم دنبال دستبرد بی اجازه به حقوقم؟
سروش :
درود بر شما. واقعا همینطوره. با چ اجازه و چ مجوز اخلاقی و قانونی چنین تصمیمهایی ر برای مردم میگیرن و اجرا میكنن؟!!!
شنبه 19 تیر 1395 02:05 ب.ظ
مشکل این ها نیستند مشکل اصلی دور شدن از قران و اسلام است وقتی به فرمایشات رهبر معظم یعنی امام خامنه ای گوش ندهند این مسوولین مشکل پیش میاید یکی مثل من هم معترض این میشوم وبلاگم را میبندند ولی من سکوت نمیکنم هرجا از اسلام دور شویم هرجا از خط رهبری احساس کنم دور میشویم حضور پیدا میکنم حتی اگر کشته شوم اگر لازم باشد خون هم میریزم چون برای رسیدن به اهداف بزرگ ممکن است چیز های کوچک از دست بروند

امدی انتقاد کردی از پیامک های تبلیغاتی مشکل پیام تبلیغاتی است ؟؟؟؟
سروش :
دوستدار جان، خدا شما ر حفظ كند ك اینقدر مخلصین و تفكر عمیق دارین و با صراحت نكات ر یادآوری میكنین. قسمت باشد، ما هم ب مرتبه ی شما برسیم.
شنبه 19 تیر 1395 01:26 ب.ظ
سلام
سال گذشته من هم هر ماه قبص تلفن های سی و چهل هزار تومانی داشتم.به ندرت هم از تلفن همراه مکالمه دارم.هر چقدر هم پیام لغو پیامک تبلیعاتی میفرستم باز یک مدل تبلیغات دیگر شروع میشود.
سروش :
درود. باید یك كمپین ملیی چیزی راه بیفته تا مقامات وزارت تلفن ر پای میز محاكمه بنشونن!
شنبه 19 تیر 1395 09:24 ق.ظ
سلام
وقتی نوشته های شما رو می خونم حس می کنم دارم از اون کتابای قدیمی هست که احتیاج به لغتنامه داره حس می کنم دارم از اونا می خونم!
خیلی خوشگل می نویسینا!
سروش :
درود. من لی لی عزیز، شما لطف دارین. یادش ب خیر تو دوره ی سربازی، یك گلستان جیبی گرفته بودم تا بخونم و نثرش بر قلمم اثر بذاره! تقریبا تنها كسی بودم ك تو پادگان كتاب میخوندم و مینوشتم! این كارم برای همه عجیب بود!
پنجشنبه 17 تیر 1395 04:32 ب.ظ
سلام .

سال گذشته، ناگهان هزینه پرداختی گو شی من ، به 370000 تومان رسد.وقتی این مبلغ را مشاهده کردم ، حیرت زده بودم. چون در آن هنگام داماد ما جزء روسا مخابرات بود وهنوز بازنشسته نشده بود، به نزد وی رفته وخواهش کردم که ته وتوی قضیه را دربیاورد که جریان چیست؟.
او هم بلافاصله در صدد اقدام برآمد ومشخص شد که هزینه مکالمه گوشی ام ، 20000تومان، می باشد، و مبلغ 350000تومان فقط پیام هائی است رسیده ومن ندانسته آنها را تایید کرده ام.
چون گوشی من به نام خانمم بود و ترسیدم که اگر پرداخت نکنم از حقوق ایشان کسر نمایند، بالاجبار پرداخت کرده وبعد هم سیم کارت را خاموش کرده و از یک سیم کارت اعتباری استفاده می کنم. البته وزیر محترم ارتباطات درست می گوید ، عده بسیاری همانند من ندانسته تایید می نمایند که مثلا در این پیام های اجباری بدانند که ...

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر