آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : چهارشنبه 9 تیر 1395 12:16 ب.ظ
هر جا در این ابرشهر تهران سبزه ای و درختی میبینی، باغبانانی را نیز میبینی كه با لباسهای سازمانی سبز به كار رسیدگی و آبیاری اندرند. و نیز با نگاه نخست درمیابی كه این جماعت فی الجمله افغانستانیند! سخن گفتنشان نیز دریافته ت را موكد میكند.
با آن كه در كارنامه ی درخشان (!) خود به كار گرفتن كارگران افغانی را اگر چه با عذاب وجدان، لیك پربار (!) دارم و میدانم كار كردن با ایشان مطمئنتر و راحتتر از هموطنانمان است، اما باز هم نمیتوانم از بازخواست و توبیخ مسئولان شهرداری برای چنین استخدام گسترده و سازمان یافته ی اتباع بیگانه، در زمانه ای كه بیكاری در مملكتمان بیداد میكند، بگذرم. نمیدانم چقدر بده بستانهای سیاسی با جمهوری اسلامی افغانستان در چنین رویكردی سهم داشته اما میدانم قطعا پای سودهای غیرقانونیی چون حذف هزینه بیمه و عدم رعایت مفاد قانون كار و... در میان است. این خیانتی سازمان یافته و آشكار است به منافع نحیف ملی.


یکشنبه 13 تیر 1395 12:28 ق.ظ
عه باز اسم من نیومده
قبل ماه بارونی منم
سروش :
بعد از ماه بارونی هم ك شمایین! خدا قبول كنه!
شنبه 12 تیر 1395 08:42 ق.ظ
رفته بودیم پل طبیعت، یعنی از نگهبان، باغبان و غیره همگی افغانی، و دقیقا همین بجث که چه سیاستی پشت ماجراست در مسیر برگشت پیش اومد و نتیجه جمع ما همین بود که کار زیادف حقوق کم بدون بیمه و آتیه!
سروش :
احسنت ب جمع شما. خیلی زورم میگیره این همه بیكار و جویای كار داریم، اون وقت این وطنداران همسایه سازمانیافته مشاغل ر اشغال كردن!
شنبه 12 تیر 1395 08:20 ق.ظ
از نظر من شاید بکار گیری کارگر افغانی مقرون به صرفه باشه(حرف گوش کن، کار با بازدهی بالا ، دستمزد کم) ولی از نظر قانونی تخلف محسوب میشه!
سروش :
والا میگن اگر كارگران افغانی از صنعت ساختمان سازی ایران حذف بشن، هزینه ی كارگر خیلی بالا خواهد رفت و از آن طرف بهانه ای میشود برای افزایش بیشتر قیمت ملك!!!
جمعه 11 تیر 1395 10:05 ق.ظ
خاطرم هست که قبلن هم یه مطلب شبیه این پست نوشته بودین،همون موقع هم نظر خاصی نداشتم،الآن هم حقیقتش اینه که
نمیتوانم قطعن به شما حق بدم،یا با اطمینان بگم اشتباه میکنید.گرچه مهاجران به اندازه مردم بومی یک کشور حق آب و گل ندارن، اما خوب انسانن و برای گذران زندگی بهتره کار کنند تا اینکه گدا یا دزد باشند.همینطور،قبول دارم بی کاری تو کشورمون بیداد میکنه و قبل از هر کسی موقعیت های کاری حق هم وطنان خودمونه.(تردیدم خیلی واضحه.)
سروش :
نمیشه كژدار و مریز هم ب قضیه نگاه كرد. باید یك نظر قطعی -دست كم در ذهن- داشت، اگر چ در اون تصمیم صفر یا صد نباشه.
پنجشنبه 10 تیر 1395 09:14 ق.ظ
در وهله اول ، ممکن است که ذهنیت شخص ب، درست باشد. فرض را براین می گیریم ، ذهنیت شخص ب ، درست است.آیا اصول انسانی ایجاب می نماید که در مقابل شخص الف باید موضعی تدافعی وخصمانه به خود گیرد؟ پس انسانیت جه می شود؟پس اصول انسانی کجا می رود؟آیا ما باید در تمامی ساعات زندگی خویش همیشه ودر همه حال می باید در حالت تدافعی به سر ببریم؟وبه افراد انسانی ، نه به عنوان یک انسان ، بلکه بعنوان کسانی بنگریم که هدف شان از نزدیک شدن به ما ، فقط برای این است سکوئی برای پرش به موقعیت دیگری داشته باشند؟
ایدئولوژی گرائی ما ، در هر زمینه ای ، باعث شده است که در پس هر برخورد ، در پس هر سلام ، یک توطئه ای را تشخیص دهیم. وهدف از زندگی ما نیز کشف توطئه ها باشد.
علم در دانشگاه ها ، مبدل به توطئه گشته است.چرا که ایدئولوژی ، سلطه خویش را بر علم تسلط بخشیده است.
اخلاق اجتماعی ، مبدل به توطئه گردیده است چرا که ایدئولوژی بر اخلاق چیره گشته است. عقاید واندیشه ها ، مبدل به توطئه شده اند، چرا که ایدئولوژِی ، بر عقاید واندیشه ها سیطره یافته است.
آیا وقت آن نرسیده است که «چشمان را بشوئیم وجور دیگری ببینیم؟» در زندگی سیب هم وجود دارد. گل سرخ هم وجود دارد.مهربانی هم وجود دارد.
پنجشنبه 10 تیر 1395 09:02 ق.ظ
با سلام.

ایدئولوژی حاکم بر ما
موقعیتی در جامعه امروزی ما حاکم گشته است که که همیشه در هر سخن از عقاید اجتماعی وفرهنگی ، بلافاصله، موضع گیری سیاسی را در پی دارد. مقصود من از سیاسی ، نه سیاست به معنای علمی آن ، وآکادمیک آن می باشد.بلکه آن رفتار اجتماعی است که پنهان کاری بسیاری در خود نهفته دارد.این رفتار سیاسی را اگر من نام ایدئولوژی به آن بنهم ، بهتر مقصود خویش را بیان می دارم.
ایدءولوژی چیست؟
از ایدئولوژی ، 16 تعریف وجود دارد.اما قابل ملموس ترین وبدیهی ترین ، تعریفی که در جامعه ما ، مورد پذیرش همگان قرار گرفته است وتقریبا می توان اظهار داشت که چپ مارکسیست ، وراست لیبرال ، ورادیکال مذهبی ،آن را پذیرفته اند وقبول همگان واقع شده است عبارتند از :«مجموعه باید ونباید هائی که از یک جهان بینی نشات می گیرد.»
(البته لیبرال راست , اصلا ایدئولوژی را قبول ندارد ، اگر چنین تعریفی را می پذیرد فقط برای رد آن است.)
در اینکه آیا ایدئولوژی از جهان بینی نشات می گیرد ویا خیر؟ آیا میان ایدئولوژی وجهان بینی رابطه منطقی وجود دارد یا خیر؟ اصلا خود جهان بینی چیست؟ تفاوت میان جهان بینی وتصور از جهان چیست؟ مطالب تخصصی به شمار می آیند که جای آن در این سایت نیست.
ایدئولوژی ، همانند یک هویت واقعی ، (اما در اصل کاذب وذهنی)، باعث برخورد های تند سیاسی می گردد . واین یکی از جنبه های خصم برانگیز ایدئولوزی است. ایدئولوژی ,امروزه باعث یک رفتار اجتماعی شگفت انگیزی در جامعه ما شده است.این رفتار اجتماعی ، باعث گردیده است ، که ما همیشه در مقابل یکدیگر سنگر بندی کرده ، وموضعی تدافعی داشته باشیم. یعنی یک حالت روانی برای همه ما ایجاد گردیده است.
مثلا ، گاهی وقتی شخص الف ، می خواهد سلامی وعرض ادبی به شخص ب داشته باشد، شخص ب، فورا این نکته به ذهنش متبادر می شود که ممکن است که اوجهت تقاضائی ، در خواستی ، بخواهد به وی سلام نماید. واین ضرب المثل را آویزه گوش خود کرد ه است که :«سلام گرگ بی طمع نیست.»و به همین دلیل ، سریعا در مقابل شخص الف ، موضعی تدافعی اتخاذ می نماید.
چهارشنبه 9 تیر 1395 03:55 ب.ظ
باید در موردش فکر کنم.
اگه با همین دلیل به ایرانی های خارج از کشور کار ندهند چطور است.
تکلیف دیدگاههای جهان وطنی چطور میشود.؟
تکلیف بیکاری جوانهای ایرانی چطور میشود؟ایرانی ها تن به کار سخت بدنی میدهند؟
سروش :
اگر با همین دلیل ك در فلان كشور بیكاری بالاست، ب اتباع خارجی از جمله ایرانیها كار ندهند، الحق و الانصاف كار درستی میكنن.
جهان وطنی با اصل "چراغی ك ب خانه بسوزد، ب مسجد روا نیست"، در تضاد نیست.
تجربه ب من میگه ك هموطنان ما وجدان كاریشون ضعیفه؛ قولشون قول نیست، كارشون ر درست انجام نمیدن و...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر