آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : جمعه 4 تیر 1395 07:07 ب.ظ
این نوشته توضیحی است در باب نوشته ی پیشین كه یا من درست ننوشته ام یا به هر علتی، در پی بردن به معنایش اشكالهایی بروز كرده كه مباحثات حول این موضوع را میتوان در بخش نظرهای همان نوشته دید.
1. جمله "آن زمان كه زنان این قدر خوب رانندگی كنند"، مشخصا جمله ای است دالّ بر زمانی نامشخص در آینده. و احتمال این وجود دارد كه این جمله ادامه دار باشد كه است.
2. عبارت "آن زمان كه زنان این قدر خوب رانندگی كنند كه [...] نباشد"، یعنی در آن زمان نامشخص در آینده، اگر این شرایط (باورهای منفی بخش بزرگی از جامعه در مورد رانندگی و تواناییهای زنان) نباشد. و پیداست كه این جمله ها منتظر جمله ی بعدی اند تا نتیجه گیری انجام شود.
3. كل نوشته میگوید در آن زمان نامشخص در آینده، اگر شرایط فلان و بهمان (همان نكته ها و باورهای منفی عمومی در مورد رانندگی و تواناییهای زنان) وجود نداشته باشد، میتوان فلان ادعا (وجود امنیت در جامعه) را مطرح كرد.
4. تا پیش از "میتوانیم مدعی باشیم"، میتوان دو برداشت احتمالیِ ناتمام از نوشته داشت؛ یكی آن كه خودم مدعیم و در بند بالا آمد و دیگری این كه نویسنده دارد با نیش و كنایه میگوید زنان مقصرند كه رانندگیشان بد است و باید آن را اصلاح كنند. اما ادعا كه مطرح میشود، همه ی این تقصیر از گردن "رانندگی زنان" به جامعه منتقل شده و دیگر فكر منفی احتمالی در مورد زنان منتفی میشود.
باید اعتراف كنم كه در هنگام نوشتن، این فكر دوم اصلا به ذهنم خطور نكرده بود اما پس از نظرهای دوستان، باز هم كلیت نوشته را دربردارنده ی چنین فكری ندیدم.
5. گمان من آن است كه عبارت "پارك دوبلشان مثل دست و پا چلفتی بودن و دست انداختن"، كه برای تشریح افكار عمومی جامعه در نوشته گنجانده شده، چندان سخیف و آزاردهنده است كه باعث میشود ذهنها برآشفته و سیرمنطقی نوشته رها گشته و موضعها گرفته شود.
6. نكته ی مهم و سوال كلیدی این نیست كه این متن چگونه فهمیده میشود، چرا كه به باور من روشن است و تا اندازه ی زیادی سرراست. مهمترین سوال این است كه چگونه باور و قضاوت و رفتار جامعه در یك مورد خاص (رانندگی زنان) میتواند شاخص دقیقی برای وجود امنیت در آن جامعه قلمداد شود؟! چگونه از مشاهده ای موردی، میشود نتیجه ای به این بزرگی گرفت؟ این سوال مهمی است كه باید از نویسنده میشد و تنها كاوه ی عزیز بی پرسشی، پاسخ را تشریح كرد.
متن مورد بحث، به باور من، از آخر به اول فهمیده میشود؛ وقتی میتوان در جامعه ادعای امنیت داشت كه زنان خوب رانندگی كنند. چنان خوب كه فلان افكار و قضاوتها (دست و پاچلفتی بودن) در مورد رانندگی ایشان مطرح نباشد.
جامعه ای كه امنیت داشته باشد، آسیب پذیرترهایش نیز در امنیتند. بی شك زنان نسبت به مردان در جامعه آسیب پذیرترند. جامعه ای كه امنیت در آن برقرار باشد، قضاوت جنسیش در خیلی از حوزه ها تعطیل میشود و اشتباهات رانندگی یك زن، در درجه ی نخست به حساب جنسیتش گذاشته نمیشود. در چنین جامعه ای، روحیه ی مواجهه با اشتباهات رانندگی، دست انداختن و جوك ساختن جنسیتی و تمسخر نیست. چنین جامعه ای از اعضایش برای پیشرفت و تصحیح اشتباهاتش حمایت خواهد كرد. در چنین جامعه ای كسی كه در رانندگیش مهارت كمی دارد، با خیال آسوده تر و روحیه ی بیشتری به رانندگی میپردازد و راحتتر مهارت كسب میكند. در چنین جامعه ای زنان با خیال آسوده و اعتماد به نفس رانندگی خواهند كرد.
البته قبول دارم كه شاخص امنیت هم نسبی است اما من یك شاخص امنیت حداكثری را مراد داشته ام.


یکشنبه 6 تیر 1395 02:07 ب.ظ
سروش بزرگوار، متاسفانه این ادراک من از محیط جامعه است از پرداختن به مواردی که یک طرفش خانم ها هستند باید اجتناب کرد اگر برای دفاع از حقوق آن ها باشد بی تفاوتی محض را شاهد می توان بود و اگر در تضییع حقوق آنان باشد جنگی در سطح جهانی را باید انتظار داشت. شاید حرف هایم بر اصول درستی بنا نشده باشد اما این ادراک من از محیط اطرافم بوده است. بنابراین لزومی برای انتقال درست مفاهیم وجود ندارد آن هم زمانی که نگرش منفی وجود دارد. هرچند کار شما در تصدیق حسن نیت شماست.
سروش :
درود كاوه ی عزیز. اگر دوستان بانو، از این نظر من نرنجن، باید بگم ك در تأیید كلیت فرمایش شما، تجربه های چندی ر داشتم. همونطور ك در پاسخ ب نظر پاییزعزیز گفتم، جو زنان جامعه مون ر ملتهب و "در موضع" میبینم.
شنبه 5 تیر 1395 05:16 ب.ظ
و یه چیز دیگه هم که یادم رفت بگم این بود.من چون ذهنم پر شد از ابهام موقع کامنت گذاشتن ترجیح دادم تا روشن شدم موضوع سکوت اختیار کنم.
من شخصا از خوندن وبلاگ شما لذت می برم به خاطر ادبیات و طرز نگارش خاصتون.انگار تبدیل شده به یه جور شناسنامه.
و از اینکه مغز متفکر و با مطالعه دارید بهتون تبریک میگم.
من کلی به اندوخته هام اضافه میشه اینجا رو که می خونم.
برقرار باشید
سروش :
ماشالااا! پاییز جان، من این همه ك شما میفرمایین نیستم. اما از حسن نظر شما خوشحالم.
شنبه 5 تیر 1395 05:10 ب.ظ
اینکه به خوبی توضیح دادید و ابهام زدایی کردید عالی.
دست مریزاد.اما یه سوال ذهن منو از اولی که این پست رو خوندم به خودش مشغول کرد.و هنوز دست از سرم بر نداشته.
شما بی مقدمه این پست کوتاه رو گذاشتید و رفتید هیچ توضیحی ندادید قبل و بعدش.
من شخصا این نوشته رو وقتی خوندم چنین نتیجه گرفتم که آقا سروش ما را چه می شود ؟چرا اینقدر عصبانی؟
خدای ناکرده با یک خانمی که داشته پارک دوبل می کرده تصادف کرده.
یا ماشین سروش کنار خیابان پارک بوده و یه خانم زده و داغون کرده ماشینو؟
سروش جان قبول کن که خواننده حق داشت برداشت بدی از این نوشته داشته باشه.
در هر حال از توضیح جنابعالی بسیار سپاسگزارم.و کاوه خان هم خیلی زیرک تشریف دارند و خودشونو زیاد قاطی ماجرا نکردند.
اینجا فقط خانمها کمی آزرده شدند.
سروش :
پاییز گرامی، اگر به چیزی ك نوشتم منطقی و بدون دخالت احساسات نگاه كنیم، نتیجه ی ضدزنی ازش گرفته نمیشه. اتفاقا فهمیده میشه ك نویسنده چقدر از دست جامعه ش ناراحته. اما گمان میكنم كلا جو زنان جامعه در دوره ی كنونی ملتهب و در موضع است.
شنبه 5 تیر 1395 10:16 ق.ظ
سلام
سپاس به خاطر توضیح کاملتون.
برقرار باشید.
سروش :
درود. لطف دارین. زنده باشین.
شنبه 5 تیر 1395 08:50 ق.ظ
سلام
ممنون بابت توضیحاتتون
سروش :
درود. زنده باشین.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر