تبلیغات
آزادكیش - ادعا

آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : یکشنبه 23 خرداد 1395 03:58 ب.ظ
آن زمان كه زنان اینقدر خوب رانندگی كنند كه دیگر پارك دوبلشان مَثَل دست و پاچلفتی بودن و اسباب دست انداختن نباشد، میتوانیم مدعی باشیم در جامعه مان امنیت برقرار است!


نمایش نظرات 1 تا 30
یکشنبه 6 تیر 1395 01:17 ب.ظ
و آن زمان كه مردان ما از سر اینهمه اعتماد به نفس كاذبی كه جامعه بهشون داده تو جاده ها ویراژ نرن و ماشین چپ نكنن و 19 تا 19 تا كشته كم عقلیشون رو ندن جامعه دیگه امن در امن میشه! از شما بعیده كه خط افتادن بدنه ماشین توسط یه پارك دوبل اشتباه براتون بحرانه اما اینهمه كشته در جاده های ما به نظرتون نمیاد!
سروش :
لطفا پست بعدی ر بخونین.
دوشنبه 31 خرداد 1395 07:17 ب.ظ
کلمه ان زمان که زنان اینقدر... هیچ مفهومی بجز همون چیزی که اکثر دوستان برداشت کردند نداره. فکر میکنم اگه این اول جمله اصلاح بشه بهتره.
و همینطور فکر میکنم اقای کاوه هم تامل کردند و وقتی به اکثریت رجوع کردند و نظر شما در جواب بقیه،این کامنت رو گذاشتند.
حتی بانو هم که تنها کسی بودند که منظور شما رو دریافتند باز هم در درک قسمتی از نوشته مثل بقیه بودند.
لطفا مسئولیت چیزی رو که نوشتین قبول کنید.
سروش :
دوست گرامی، اگر چ من گمان میكنم نظر شما بیراه نباشه، اما باید خود كاوه بر این قضاوت مهر تأیید یا ابطال بزنه.
گمان نمیكنم در برخورد با نظرهای دوستان، رفتار نامسئولانه ای داشته بوده باشم.
ای كاش سطر اول نظرتون ر ادامه میدادین تا ما هم در جریان استدلالتون قرار بگیریم. در ضمن بعد از پاسخ ب نظر شما، دست ب كار نوشتن توضیحی در مورد این پست خواهم شد ك ب صورت پستی جداگانه بروز خواهد یافت.
یکشنبه 30 خرداد 1395 06:54 ب.ظ
سلام
فکر کنم ایراد کار این بود که این نوع نوشتن شما کم سابقه بوده. اگه شما عادت داشتید به مینی مال نویسی، طنزنویسی و یا ایهام نویسی دوستان و من جمله بنده دچار سوبرداشت نمی شدیم!
این سبک نوشتن برای شما با توجه به پست های قبلی کم سابقه بوده و برای همین دوستان متوجه منظور اصلی شما نشدند
سروش :
درود بر بانوی اردیبهشتی.
این هم نكته ی ظریفی است. من خودم این نكته ای ك میفرمایین ر دخیل میبینم اما ب گمانم علت اصلی چیز دیگری باشه ك چند دقیقه ی دیگه خواهم نوشت و ب عنوان یك پست جداگانه، بروز خواهم داد.
شنبه 29 خرداد 1395 01:12 ب.ظ
سلسله موی دوست، حلقهٔ دام بلاست
هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

گر بزنندم به تیغ، در نظرش بی‌دریغ
دیدن او یک نظر، صد چو منش خونبهاست

گر برود جان ما در طلب وصل دوست
حیف نباشد، که دوست دوست تر از جان ماست

دعوی عشاق را شرع نخواهد بیان
گونه زردش دلیل، نالهٔ زارش گواست

مایه پرهیزگار، قوت صبرست و عقل
عقل گرفتار عشق، صبر زبون هواست

دلشدهٔ پای بند، گردن جان در کمند
زهره گفتار نِه، کاین چه سبب وان چراست

مالک ملک وجود، حاکم رد و قبول
هر چه کند جور نیست، ور تو بنالی جفاست

تیغ برآر از نیام، زهر برافکن به جام
کز قِبَل ما قبول، وز طرف ما رضاست

گر بنوازی به لطف، ور بگدازی به قهر
حکم تو بر من روان، زجر تو بر من رواست

هر که به جور رقیب، یا به جفای حبیب
عهد فرامش کند، مدعی بی‌وفاست

سعدی از اخلاق دوست هر چه برآید نکوست
گو همه دشنام گو، کز لب شیرین دعاست.

"سعدی"
امیدوارم این کامنت حسن ختام نظرات باشه بر این پست ...
شنبه 29 خرداد 1395 09:18 ق.ظ
من با توجه به پستهای قبلی که از شما خونده بودم می دونستم قصد توهین و جسارت نداشتین ولی نوشته انقدر پیچیده بود که نمی شد سر و تهش رو به هم وصل کرد با خوندن کامنت دوم کاوه خوشحال شدم که قضاوت نکردم.
سروش :
والا من لی لی گرامی، چی بگم ك همچنان برای من مایه ی تعجبه ك این چند جمله ی ب هم پیوسته، این قدر جای سوال ایجاد كرده!
جمعه 28 خرداد 1395 04:52 ب.ظ
سلام
تهافه الفلاسفه
مما که نفهمیدیم رانندگی بد زنان یا این تفکر که باعث دست انداختنشان شود یا نا امنی که معلول این تفکر است کدامیک
سروش :
درود. باور كنید باور نمیكنم این دو خطی ك نگاشته ام، این اندازه پیچیده باشد و سردرگم كننده!
جمعه 28 خرداد 1395 01:05 ب.ظ
طنز اجتماعی همیشه تلخ بوده، اینکه واکنش عزیزان نسبت به رانندگی خانم ها چنین بوده دال بر وجود نگرش منفی جامعه و گاهی تمسخر و تحقیر بانوان در رانندگی بوده است اما اگر جان مایه کلام نوشته شده رو بگیرین متوجه امنیت اجتماعی از این دیدگاه خواهید شد که امنیت روانی برای بانوان به دلیل تمسخر و تحقیر وجود ندارد حال نویسنده به دنبال بیان این مطلب بوده، اما گویا دوستان گرامی تنها به بخش آغازین مطلب نگاه می کنند و ته مطلب را هم به خدا واگذار کرده اند شاید باید کمی دقیق تر نگاه کنیم.
سروش :
زنده باد كاوه جان. حیفه شما شهید بشین.
جمعه 28 خرداد 1395 08:30 ق.ظ
سروش خان سنگین حرف میزنی در دو خط، اما معنایی بیش از چند یادداشت.
سروش :
كاوه جان، خوشحالم ك شما این نكته ر گرفتین. مایه ی دلگرمی شد.
پنجشنبه 27 خرداد 1395 09:43 ب.ظ
"..."گرامی ،حتما مشکل از حساسیت زیاد منه.
بزرگوارید شما.
سروش :
خواهش میكنم.
پنجشنبه 27 خرداد 1395 09:36 ب.ظ
این پست و بحثایی ک دربارش راه افتاد منو یاد ضرب المثلی انداخت که میگه یک دیوونه سنگی رو تو چاه میندازه و صد تا عاقل نمیتونن درش بیارند.
قصد توهین ندارم. همینطوری یاد این افتادم. اقا پاک کنید این پست رو یا حداقل ویرایشش کنید.
سروش :
دوست گرامی، اگر چ در مثل مناقشه نیست ولی بهتر نبود دوستان ر ب جای احساسی ك از یك نقل قول ك بخشی از نوشته است دارن، ب معنی كردن نوشته دعوت میكردید؟
دوست گرامی، پیشنهاد میكنم شما ب سلیقه ی خودتون ویرایش كنین و اینجا بذارین. سپاسگزار میشم.
پنجشنبه 27 خرداد 1395 06:10 ب.ظ
آیدای عزیز!
من عذر میخوام از شما و دوستان دیگه اگر باعث رنجش خاطرتون شدم
البته که مقصودم حتی خودم هم بودم چون مخاطب اینجا من نیز هستم
ولی همین که شما رنجیدید یعنی من خوب حرف نزدم
پس لازمه که عذر خواهی کنم هم از شما هم از دوستان دیگر
حلال کنید.
سروش :
درود بر شما ك مسئولیت پذیرین.
پنجشنبه 27 خرداد 1395 06:07 ب.ظ
سروش گرامی!
من هم دقیقا با نظر آیدا موافقم.جمله ی اولتون به حدی تاثیر بد داره که اگه ده تا جمله ی دیگه هم براش توجیهی بنویسید .توجیه نمیشم.
بیش از پانزده بار خونمدش.و تو ذهنم پردازشش کردم.
سه نقطه ی عزیز هم احتمالا منظور بدی نداشته.
سروش :
این ك جمله ی اول تأثیر بد داره، نكته ی بسیار مهمیه و عمدیه. اون جمله از من نیست. باور جامعه و جمله ی خیلی از مردم جامعه است. عمدا اون ر آوردم. گمان میكنم دوستان عموما تحت تأثیر این جمله نظر دادن نه این ك دقیقا متن ر متوجه شه باشن.
پنجشنبه 27 خرداد 1395 04:42 ب.ظ
ببخشید دوباره مزاحم شدم بگم اهانتی که این مخاطبتون "..."کرده :که مخاطبان اینجا فهمشون در حد مطلب شما نیست قابل چشم پوشی نیست.
در ضمن مشکل من با جمله ی "اگر زن ها خوب رانندگی کنند امنیت برقرار می شود" هست نه ادامه جمله
سروش :
آیدای گرامی، من هم جمله ی دوستمون ر مناسب تشخیص ندادم ولی خب جوابم موجوده. در ضمن من اصلا چنین جمله ای ك شما نوشتین ر نگفتم ك!!
پنجشنبه 27 خرداد 1395 02:48 ب.ظ
در جامعه ای که زنان میتوانند رانندگی کنند باید به حال ان جامعه تاسف خورد از مظاهر ظهور است دیگر
سروش :
دوستدار جان، خب اگر این از نشانه های ظهور باشد، بد نیست ك!
پنجشنبه 27 خرداد 1395 02:28 ق.ظ
چرا سه نقطه ی من که معرف من هست در کامنت پیشین نیومد؟؟؟؟
سروش :
والا چی بگم؟!
پنجشنبه 27 خرداد 1395 02:28 ق.ظ
چه دیر رسیدم
چه پست بحث برانگیزی
از اینکه اینگونه باعث تحرک دوستان شده عالیه
من هم انصافا با دقت نخوندم در ابتدا و متوجه منظور نشدم درست و حسابی
ولی خب مطمئنا با توجه به شناخت نسبی که از شما دارم، محال بود که برداشت دوستان رو داشته باشم!!!
اما خب سروش عزیز! درست که ادبی بوده نوشته تون، اما مگر مخاطبین اینجا در اینحد مهارت دارند در فهم نوشته های ادبی؟؟
البته حتما که دارند
بالنده باشید
سروش :
ب نظر من دوستان این مهارت ر دارن اما گمان میكنم كمی كم دقتی كردن در خوندنش.
زنده باشین.
چهارشنبه 26 خرداد 1395 10:42 ب.ظ
پیشنهاد میکنم بعد از یک ماه دوباره برگردید متن رو بخونید .همین.

ببخشید که زیاد نظر میدم.
سروش :
شما لطف دارین. باشه تا یك ماه دیگه.
چهارشنبه 26 خرداد 1395 11:32 ق.ظ
بعد از خوندن پست و البته بحث های اینجا باید بگم که به شدت با از بین رفتن نگرش تفکیک جنسیتی موافقم. خیلی ویران کننده هست.
سروش :
ایدون باد.
چهارشنبه 26 خرداد 1395 07:25 ق.ظ
یه مورد دیگه:
سری دوم نظرها هم شبیه هم!!!!
سروش :
بیا كاین داوریها را ب پیش داور اندازیم؛ منطق.
چهارشنبه 26 خرداد 1395 01:05 ق.ظ
قانع نشدم.
جمله ها مفهومی که میگید رو نمیرسونن. مفهوم جمله ها دوپهلو اند.اگه تعداد افرادی که با نوشته های ما مشکل دارند اندک باشند مشکل از تعداد اندکه ،اما اگه تعداد زیادی برداشتشون مخالف نظر ما باشه،مشکل از نوشته ماست.

سروش :
تعداد كسانی ك رأی خاصی میدن، نمیتونه قضاوت درستی باشه برای حكم دادن. نوشته ر ساده تر بگم، اینه؛ وقتی زنان خوب رانندگی كنند، میتوانیم مدعی باشیم در جامعه امنیت برقرار است.
"مَثَل بودن پارك دوبل بانوان برای دست و پا چلفتی بودن و دستاویز دست انداختن ایشان" هم نظر و قضاوت من نیست، واقعیت باور جامعه است. این باور اگر چ بیشتر از جانب مردان مطرح میشود اما مگر اندكند پیامكهای طنزی با این مضامین نانجیبانه، ك فرستندگان و انتقال دهندگانشان بانوانند؟
مادرم مدتی راننده ی آژانس بود و داستانها تعریف میكرد از واكنشهای بانوان مسافر ب رانندگی بانوان و حتی امتناع برخی از ایشان ب سوار شدن ب ماشینی ك راننده اش خانم است!
چهارشنبه 26 خرداد 1395 12:38 ق.ظ
آفرین به شما که قبل من نظر گذاشتید.
دلیل سکوتم دقیقا همین بود که شما گفتید.
یعنی وقتی از یه نوشته فقط یک نفر اونم نه دقیق و کامل به منظور نویسنده پی ببره.نباید نویسنده تو طرز نوشتنش تحدید نظد کنه؟
ضمن اینکه از اول جواب کامنتا مخاطبین دعوت به دوباره خوندن پست شدن و توضیح واضحی ارائه نشده.
من هم ترجیح دادم که سکوت کنم و قضاوت نکنم.
سروش :
پاییز گرامی، نوشته مشكلی در وضوح نداشت. مشكل نوشته پیچیده (نه زیاد) نوشته شدنش بود. اون هم از این جهت بود ك جنبه ی ادبی هم داشته باشه.
چهارشنبه 26 خرداد 1395 12:30 ق.ظ
درست که منظور شما چیز دیگری بود و همه مخاطبین به جز یک نفر سوء برداشت کردن، اما فکر نمی کنین که مشکل داشتین در نوشتنش
چون به هر حال حدودا 12 نفر چیزی جز منظور شما رو برداشت کردن
پس بهتره که حداقل در این مسائل واضح تر حرف بزنیم
سروش :
والا من با شما موافق نیستم. چرا ك اون معنای سوئی ك دوستان برداشت كرده بودن از این چندجمله، اصلا قابل برداشت نبود. نوشته مشكل نامفهوم بودن یا چند معنایی بودن ر نداره، فقط كمی مشكل نوشتمش تا جنبه ی ادبی هم در كنار جنبه ی فلسفی داشته باشه.
سه شنبه 25 خرداد 1395 11:26 ب.ظ
من هنوزم ترجیح می دم سکوت کنم.
سروش :
سكوت سرشار از ناگفته هاست.
سه شنبه 25 خرداد 1395 10:11 ب.ظ
منظور دریافت شد، با عرض پوزش از سوء برداشت...
سروش :
خدا قبول كنه از من و از شما...
سه شنبه 25 خرداد 1395 06:34 ب.ظ
توضیح میخوام!
سروش :
ب گمانم توضیح ر در نظرهای دوستان داده باشم. باز هم در خدمتم.
سه شنبه 25 خرداد 1395 03:33 ب.ظ
چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان
چه خیالات دگر مست درآید به میان

گرد بر گرد خیالش همه در رقص شوند
وان خیال چو مه تو به میان چرخ زنان

هر خیالی که در آن دم به تو آسیب زند
همچو آیینه ز خورشید برآید لمعان

سخنم مست شود از صفتی و صد بار
از زبانم به دلم آید و از دل به زبان

سخنم مست و دلم مست و خیالات تو مست
همه بر همدگر افتاده و در هم نگران

همه بر همدگر از بس که بمالند دهن
آن خیالات به هم درشکند او ز فغان

همه چون دانه انگور و دلم چون چرش است
همه چون برگ گلاب و دل من همچو دکان

ز صلاح دل و دین زر برم و زر کوبم
تا مفرح شود آن را که بود دیده جان

"مولانا"شعر
سه شنبه 25 خرداد 1395 03:13 ب.ظ
من فقط سکوت می کنم.
سروش :
خواهش میكنم در سكوت، یك بار دیگه دقیقتر نوشته ر بخونین.
سه شنبه 25 خرداد 1395 10:46 ق.ظ
کامنت قبلی مال من بود که متاسفانه باز اسم و مشخصاتم درج نشد.
سروش :
ب میهن بلاگ برای این نقصها و ایرادها پیام هم داده م اما جوابی ندادن.
سه شنبه 25 خرداد 1395 10:45 ق.ظ
سلام. اول و آخر مطلب بهم نمیخورد.اولش انگار قصد مسخره کردن خانمها رو داشتید و آخرش انگار میخواستید جامعه رو متهم کنید به تفکیک جنسیتی و نبود امنیت.
فکر کنم پستتون توضیح لازم داره....
سروش :
درود بر شما. تنها كسی ك منظور نوشته ر گرفت، تا اینجا شما بودین. زنده باد. اول مطلب، بازگویی نظر جامعه است، نه مسخره كردن و آخر نوشته، همونه ك شما گفتین.
دوشنبه 24 خرداد 1395 10:28 ب.ظ
فعلا که حکمت دنیا دست اقایان است و هر جا که نگاه میکنی جنگ و کشتار.
خیلی برام عجیب بود این پست.
سروش :
نظرات دوستان برای من عجیبتر! شما هم لطفا دوباره بخونین.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر