تبلیغات

آزادكیش - ضد قهرمان

نویسنده :سروش
تاریخ: چهارشنبه 19 خرداد 1395 12:35 ب.ظ
این روزها معمولا از سر كار كه میآیم، تلویزیون روشن است و من از یك جایی به سریال تلویزیونی "امپراتور بادها" میپیوندم! با این كه موضوع داستان و فراز و فرودش، همه جنگ این و آن با هم و فتنه ی آن و این علیه یكدیگر و اتحادها و افتراقهای موقت و... و تكراری است، اما باز هم برایم جذابیت دارد!!! حال بماند كه علت جذابیت چیست اما نكته ی مهم و البته منفیی كه نظرم را جلب كرده و این سریال را در ذهنم شایسته ی شدیدترین سرزنشها نموده، همانا جنگها و لشكركشیهای بی پایان قهرمانان داستان و بی توجهیشان به معیشت و سرنوشت مردمشان است. با این كه داستان، میخواهد قهرمانهایش را دلسوز وضع مردم و دلواپس معیشت و استقلال و عزت ایشان نشان دهد و آنها را جوانمرد و آزادكننده ی بردگان بنمایاند و آنها را انسانهایی بلندمرتبه و پیگیر اهداف والا و متعالی بشناساند، اما حقیقت آن است همانگونه كه در سریال نشان داده میشود، همه ی هم و غم این قهرمانان به دست آوردن قدرت و حذف رقبا و كین توزیها و انتقامجوییهای خانوادگی و گسترش قلمرو است. این قهرمانها با جنگهای پی در پی و بی پایان كه گاه خودشان آغاز كننده اش استند و در وضعیت ملتهب كه سرزمینها هی دست به دست میشوند و... چگونه میخواهند معیشت مردم را سامان دهند؟! وقتی زندگی مردم در سختی و تنگنا و عدم امنیت است، عزت و استقلال آنها هم دیگر معنا ندارد. از طرفی داستان این سریال، همه اش مختص بزرگزادگان و حاكمان و ماجراهای آنها و تنها گاه دلسوزیهایشان بر بینوایان است. فقر و گرسنگی و بدبختی در داستان این قهرمانان جایی ندارد. در چنین جامعه ای كه طبقاتی است و بالادستان -در سطح و شیوه و چگونگی زندگی- از عامه ی مردم فاصله ها دارند و در جایگاه خدایی، مقدرات عامه را تعیین میكنند، دوختن این دو طایفه به هم و یكی را دلسوز دیگری جلوه دادن، دیگر وصله ی ناجور است.
این سریال دنباله ی سریال "جومونگ" است و قهرمانش نواده ی جومونگ و دقیقا شیوه و داستانش منطبق بر اوست. نقدی كه در بالا داشتم، به سریال جومونگ هم -تقریبا- داشته ام. پخش قسمتهای اوج (و شاید پایانی) آن سریال مقارن شده بود با ماههای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری 88. بسیاری، سریال جومونگ را نوعی تبلیغات انتخاباتی برای رئیس جمهور وقت میانگاشتند. قهرمان بازیها و بی كلّگیهای جومونگ، در حالی كه معیشت مردم در حاشیه ی داستان و محدود به صحنه های عوامفریبانه ی تفقد و دلسوزی قهرمانان بزرگزاده به بینوایان فرومایه بود، بر كنش هزاره ی سوم تطبیق داشت.
روی هم رفته، كسانی چون قهرمانان داستانها و فیلمهایی اینچنین، از دید من به حال ملت، ضد قهرمانند و بزرگ شدن آنها منجر به الگو شدنشان میشود و چنین الگوهایی سراپا خسارتند.


ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :