آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 07:41 ق.ظ
مدتها بود كه مجال و حال دست نداده بود به روز كنم. از لطف و عنایت دوستان و احوالپرسی و پیگیریشان خوشحالم و نیز سپاسگزار.
دوستان به كه ز وی یاد كنند دل بی دوست دلی غمگین است (پروین)
در بحث پیش رو بی مطالعه و بی نظر نبوده ام. در میانه ی نوشتن به ذهنم آمد كه به جای ارائه ی تحلیل خودم، بحث و نظر را به مخاطب واگذارم. در ضمن این بحث چیزی نیست كه من مطرح كننده اش باشم؛ پیشتر مطرح شده و در این سالها مقایسه های چندی نیز انجام گرفته.
***

برصندلی نشسته و در كم رمقی صبح سر در جیب خویش فرو برده و از ترس این كه مبادا میان یا كهنسالی را ببینم و ناچارِ اخلاقی جایم را به او بدهم، سر بر نمیاوردم! ساعتهای طولانی سرپا بودنِ پیش رو، آدمی را به چنین حساب و كتابهای سخیفی وسوسه میكند كه حتی از بیانش نیز حس خوبی ندارم. سرم كه به زیر بود، در این دو روز یاد گرفته بودم به كفشها و به پاها توجه كنم. با این حال فكرم و حواسم جای دیگر بود! قطار در یكی از ایستگاهها كه نگه داشت، بلندگوی ایستگاه به صدا درآمد "ایستگاهسبلان، ایییست گاااهِ سَبَلَن، مسافران گرامی جهت ... (اینجایش یادم نیست و با هر رقم شعاری هم میشود این قسمت را پر كرد) از خرید از دستفروشان جداً خودداری فرمایید!". این متروداران و ایستگاهچیان در حالی زبان به نصیحت مردم میگشایند كه واگنهایشان مملو از انواع دستفروش است! یادم است چند سال پیش كه ساكن تهران بودم و استفاده ام از مترو خیلی كمتر از این روزها بود، خیل دستفروشان و رفت و آمدشان در طول قطار و صدای بی انقطاع و ناتمامشان برایم برهم زنندگان آرامش و سكوت مترو بودند.
بلندگوی ایستگاه را میگفتم؛ قید "جدا" مرا به فكر فرو برد. یعنی اگر میگفت "از خرید از دستفروشان خودداری فرمایید"، جمله معنای "نخرید" را نداشت؟! و آیا جز این است كه نخریدن یك امر قطعی است و نسبیت ندارد؟ و مگر حتی كم خریدن -حتی ذره ای- به معنای نقضِ خریدن نیست؟ پس چرا جمله هایی از این دست كه برای یك امر واضح و مشخص و قطعی، قیدهای تأكید میآورند، در جامعه ما بسیار شنیده میشوند؟! مثلا یك جایی میبینیم نوشته "NO SMOKING" و فارسیش میشود "سیگار نكشید یا دخانیات مصرف نكنید" اما در ترجمه ی فارسیش مینویسند "از مصرف دخانیات اكیدا خودداری فرمایید."! از مستقیم بودن جمله ی انگلیسی و هرچه نامستقیمتر و طولانیتر و رودربایستی دارتر بودن برگردان فارسیش كه رسم ماست، بگذریم، واقعا چرا ما جمله هایی از این دست را موكد میكنیم در حالی كه دست كم نمونه های انگلیسیش ساده، مستقیم و بی تأكیدند؟ چنین رویه ای چه ویژگی فرهنگی، اجتماعی و شاید اجتماعی-زبانی ما را بازمیگوید؟ و آیا پیش گرفتن این رویه نادرست است؟


یکشنبه 2 خرداد 1395 11:05 ب.ظ
درود
از پایین به طرف بالا ،سطر 14 "میگفتم "اشتباه تایپی داره ،اول متوجهاشتباه نشدم و کلی به معنی کلمه فکر کردم.
این پست رو که خوندم برای چندمین بار تابلو "توقف اکیدن ممنوع "به خاطرم اومد.
واقعیت اینه که یه وقتایی خود قانون هم کمک میکنه به این کلمات تاکیدی،خوب اگه همون تابلو"توقف ممنوع "رو داشتیم و در صورت توقف جریمه میشدیم و قانون ملاطفت به خرج نمیداد احتیاج به تاکید نبود.

سروش :
سپاس از توجه و تذكرتان. اصلاح شد.
با شما كاملا موافقم.
شنبه 1 خرداد 1395 10:44 ق.ظ
شمع ؟ کیک ؟
سروش :
نفهمیدم!
سه شنبه 28 اردیبهشت 1395 08:02 ق.ظ
واما چرا ما تاکید رو بی محل و با محل به کار می بریم.
هر جا که کنترل کاری از دست ما خارج بشه برای اینکه مثلا یه جوری جلوی کاری رو بگیریم از تاکید استفاده می کنیم.
حالا شما ببینید گاهی کنترل کار سخت نیست مثلا جمع کردن این دست فروشها یا بچه های خیابانی یا هزار و یک مثال دیگه که توی شهر می بینیمشون و دلسوزان این مملکت موکدا تاکید می ورزن که آقا جهت عدم ترویج این .... این کارها رو مطلقا انجام ندید. شاید تاکید در بعضی مواقع برای لاپوشونی کم کاریها باشه نمی دونم؟!
ولی با این توصیفی که کردین اصلا تاکید کردن غلطه چون مثلا ما می گیم فلان کار رو نکنید خب کاملا مشخصه که کردن فلان کار نقض حرف ماست ولی حالا دوباره میگیم تاکید می کنم فلان کار انجام نشه تو همه مسائل همینه.
تاکید کجا پس باید استفاده بشه؟
شاید اصلا این کلمه اضافه است و باید حذف بشه؟
شایدم من موضوع پست رو خوب دریافت نکردم؟
سروش :
فكر كنم خیلی خوب فهمیدین موضوع ر. این جور تأكیدها وقتی كم ب كار برن، یعنی مردم و جامعه ب تبعیت از هنجارها و قوانین باور دارند. یعنی مردم باور دارند ك قانونها و بایدها و نبایدها -دست كم عموما- برای نفع عموم است. یعنی مردم یكدیگر را قبول دارند.
سه شنبه 28 اردیبهشت 1395 07:41 ق.ظ
سلام
تاکید می کنم که موکدا اینجانب جهت گذاشتن این کامنت از کامنتهای دوستان تقلب نمودم
چرا موکدا باید بگویم که وقتی پست رو خوندم هیچی به نظرم نرسید و تاکید می کنم که خیلی کم موضوع پست را متوجه گردیدم چرا؟
چون من تو موضوع دست فروشان مونده بودم.
آخه شما باور نمی کنید که این دستفروشها خیلی جنسهای اصل رو زیر قیمت مغازه ها می دن و اصلا اختلاف قیمتها باور نکردنیه!
البته تاکید می کنم که موضوع بحث این نیست ولی خوب موکدا باید بگم از جمع شدن دست فروش ها من یکی خیلی ناراحت میشم
گفته باشم
موکدا در مورد موضوع پست در کامنت بعدی سخن خواهم راند.
سروش :
وجود دستفروشها، نكته های مثبتی ك شما گفتین ر داره بی شك ولی در كل خسارتهاشون بیشتره. اقتصاد ما باید برای دستفروشان مجال كسب دیگه ای ایجاد كنه.
جمعه 24 اردیبهشت 1395 02:20 ب.ظ
حرف ها بی اثر شده.فکر کنم به همین دلیل تاکیدی هم بر ان اضافه کرده اند.مثل پدر و مادری که خودشان هم به حرفهایشان عمل نمی کردهاند و وقتی می بینند بچه پذیرای حرفشان نیست به تشر و کتک متوسل میشوند.
سروش :
یعنی حرف مفت در جامعه و فرهنگ ما بسیار است!
جمعه 24 اردیبهشت 1395 01:08 ق.ظ
سلام.
من نمیدانم چرا؟ اما مدتی است که من به هرمکانی که وارد می شوم ، می بینم که مخاطب من به جای اینکه کار مرا راه بندازد مرا نصیحت می کند!!.وقتی بر روی اینکه کارم باید راه بیفتد تاکید می کنم ، نصیحت به صورت تهدید در می آید : «آقا از شما بعید است.»، ومن درمانده می شوم وفکر می کنم که مگر من چه گناه کبیره ای را مرتکب شده ام؟
شاید قبلا هم اینگونه مسائل بوده ومن توجه نکرده بودم.تمامی ممنوعیت ها ، از جمله آنچه که شما مطرح فرموده اید نه تنها شکل تاکید بلکه فرم تهدید نیز به خود گرفته اند.آیا این اخلاق اجتماعی جدیدی است که ما به طرف آن می رویم. یا به عبارت بهتر سوق داده می شویم؟
آیا خرید از دستفروش هم گناه کبیره است وجزء منکرات که کسی باید امر به معروف کند وبا تاکید بسیار نهی از منکر نماید؟آیا این تحقیر کردن فهم وشعور فرد مخاطب نیست؟ ما داریم به کجا می رویم؟ چرا باید یکدیگر را تهدید نمائیم؟ خود کسی که تهدید می کند یا نصیخت می کند آیا نشانی از این نیست که اخساس امنیت ندارد؟
سروش :
صمد گرامی، شاید مثل شما آن است ك؛ باید بچشد عذاب تنهایی را / مردی ك ز عصر خود فراتر باشد.
پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 03:41 ب.ظ
سلام. خوشحالم که باز مینویسید. این که بهش اشاره کردید از تاثیرات فرهنگ بر شیوه گفتاری مردم نشات گرفته و چه 3در فرهنگ ما با تعارف خو گرفته
سروش :
لطف دارین. تأثیرات فرهنگی بر گفتار...
پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 03:28 ب.ظ
شاید کنشی بر گرفته از رفتارهای اجتماعی مردم است تفاوتی در محتوای معنای دو جمله نیست اما بکار بردن تاکید نشان بی توجهی مضاعف برخی از شهروندان است اما این اکیدا هم تفاوتی در رفتارهای برخی ایجاد نکرده است. بنابراین کاربرد همان جمله ساده کفایت می کند
سروش :
نشان بی توجهی مضاعف...
پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 03:20 ب.ظ
سلام
امیدوارم کار جدید و شهر جدید براتون پر خیر و برکت باشه...
در باب این پست هم چیزی به ذهنم خطور نمیکند.
سروش :
لطف دارین.
پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 01:27 ب.ظ
سلام
چه خوب که دوباره می نویسید.
من فکر می کنم از بس که ما ایرانی ها حرف گوش نکنیم.مسؤلین فکر می کنند هر چه بیشتر تاکید کنند اثر بخشی جمله بیشتر خواهدبود.
در حالیکه نتیجه ی تاکید همیشه هم نتیجه ندارد.
سروش :
لطف دارین.
ایرانیهای حرف گوش نكن...
پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 01:15 ب.ظ
سلام دوست عزیز
البته موکد کردن دلیل بر حساسیت گوینده و احساس مسئولیتی هست که نسبت به شنونده دارد !! مثل قسم هایی که خدا در قرآن یاد می کند و یا تاکیدهایی از این دست ...
ولی می توان با خواندن و شنیدن همزمان یک جمله ی موکد و حس نکردن آن احساس مسئولیت در فضای واقعی اطرافمان ؛ نه به جمله و نقش تاکید در آن بلکه به مدیریتی که سعی در فریب مان دارد شک بکنیم !!!
مخصوصا اگر روی بسته ی سیگار که مهر دخانیات ایران را دارد (!) توصیه عدم استفاده بصورت تاکید درج شده باشد !!
سروش :
فرمایش شما درست اما چرا جمله ها و مفاهیمی ك قطعیت دارند را ما با قید تأكید میگوییم؟!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر