آزادكیش - كاروان

نویسنده :سروش
تاریخ: دوشنبه 16 فروردین 1395 05:06 ب.ظ
دیروز، در جاده ی تهران-مشهد، در فاصله ی شهرهای دامغان و شاهرود، به همراه همسر و مادرم سوار بر ماشین بودیم كه مادرم پرسید "جاده ی ابریشم همین مسیر بوده؟" و من پاسخ مثبت دادم. ناخودآگاه، موازی جاده اما دهها متر دور، كاروان شتران را تصور كردم و روزگار گذشته را... . بی مكث، فكری در ذهنم تراوید؛ راه اندازی تورهای كاروان شتر... . جالب این كه بی آن كه من لب به سخن بگشایم، مادرم این تصورها و فكرها را به زبان آورد.
من تصور كردم چه فكر بدیع و خوبی است اگر یك حمایت پایه ای صورت بگیرد و مجال سرمایه گذاری فراهم شود و كاروانهایی راه بیافتند كه دست كم در خاك ایران، جاده ی ابریشم یا راههای كاروانی و زیارتی گذشته های پیشاامروزین و تاریخی را بپیمایند. شتر و اسب و الاغ مركب باشند و كاروانسراها در دل كویر و دور از هیاهوی شهرها و صنایع و فناوریهای امروزی، پررونق باشند. لباسهای قدیمی در بر كاروانیان باشد و آداب كهن و سلسله مراتب كاروانسالاری در كار باشند. به رسم قدیم، كاروانیان هر شب گرد هم آیند و هر یك نكته ای و داستانی بگوید. چه خوب است كه كارشناسان و خبرگان فرهنگ و تاریخ ایرانی در این كاروانها مشغول به كار شوند و شارحان و بازگویندگان آنچه ما بودیم و استیم باشند. این كاروانها جنبه ی سفرهای علمی و فرهنگی و بازسازی و تداعی گذشته ی ما را خواهند داشت. هم رونق اقتصادی است، هم رونق فرهنگی.
تصور این كه شبی در كاروانسرایی با همگنان بر گرد آتشی نشسته ایم و فارغ از موبایل و تلویزیون و اینترنت و... گفتاری در باب مثلا زندگی اجتماعی ایرانیان در عهد مغول در میان است، بسیار شیرین است و رشك انگیز.


ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :