آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : یکشنبه 8 فروردین 1395 08:11 ب.ظ
ضربه ی سختی است یكی را جدی بگیری و وقت بگذاری و منبر بروی و منطق و استدلال ردیف كنی و... بعد از دقایق طولانی، طرف یكباره از فلان كسَك و كیَك به عنوان متفكر و اندیشمند یاد كند و تو بفهمی از اول چه اشتباهی كرده ای كه از این شاخه و آن شاخه پریدنهایش درنیافتی تفكر منطقی در ذهنش چه جایگاهی دارد و انسجام فكریش در چه مرتبه ای است. احساس خفقانی كه از فهمیده نشدن و به بن بست خوردن گلویت را میفشارد، ناشی از اشتباه خود تو است در عوضی گرفتن مخاطب. حماقت از خود تو است، وگرنه مناظره ی عالم و جاهل كه تكلیفش برای تو مشخص است.
اما با این حال این یكی را نمیتوانم از دلم بیرون كنم كه ای كاش "آن كس كه نداند و نداند كه نداند" اینقدر در جامعه ی ما پرحجم نبود. ای كاش آن كسی كه دوازده سال مدرسه رفته و اكنون در دانشگاه است یا آن كس كه مثلا دكترای یك رشته ی حتی علوم پایه را دارد، از علم و فلسفه ی علم و روح علم فقط یاد میگرفت كه دو دو تا چهارتای ریاضی را در همه ی مسائل فكری اعمال كند و آن گاه نتیجه بگیرد.
احساس خفقان دارم. مخاطبم به فریاد برس...


دوشنبه 16 فروردین 1395 11:37 ق.ظ
سلام
دانستن چیز عجیبیه وقتی آگاه میشی نادانی دیگران آزارت میده و مقاومت اونها بیشتر اما یك چیز رو فراموش نكنید دوست من هیچ چیزی در دنیا قطعیت نداره و همین من و شمایی كه امروز یقین كردیم موضوعی درست فردا روز ممكنه به عكسش پی ببریم!
سروش :
بله، تقریبا همینطوره ك میفرمایین. سپاسگزارم از نكته ای ك در كار كردین.
جمعه 13 فروردین 1395 12:44 ب.ظ
هر كه را آگاهتر ،بر درد تر
هر كه را هوشیارتر ،بر رنج تر


سروش :
خیلی خودستایانه است اگر این دو بیت ر در احوال خودم بیان كنم؛
اگر غم را چو آتش دود بودی
جهان تاریك گشتی جاودانه
سراسر این جهان را گر بگردی
خردمندی نیابی شادمانه
جمعه 13 فروردین 1395 11:20 ق.ظ
سلام، با اینکه تجربه نکردم ولی به قدری ملموس اوضاع را تشریح کردین که حس خفقان به من هم منتقل شد. تاسف آوره.
سروش :
خیلی مطمئن نیستم ك وصف كننده ی توانایی باشم اما خوشحالم ك حس ب شما انتقال یافته.
چهارشنبه 11 فروردین 1395 12:56 ب.ظ
خوبیه این مساله اینه که ، تجربه میشه برا آدم ،که از این به بعد وقتی حس کردی مخاطبت مشترکاتی با مخاطب قبلی داشته باشه،دیگه نمیخواد به اندازه مخاطب قبلی براش انرژی بزاری،
زندگی پره از این تجربه ها،باید گذاشت گذشت.
سروش :
بله، تجربه است. تجربه مادر علمه.
من متأسفانه خیلی اهل جدی گرفتنم! چند دقیقه پیش یكی از خویشان اینجا (مغازه) بود و بی مقدمه شروع كرد گفت همه ی كاسبها بی انصافا و... من هم ك میدونستم این بینوا در خست و ناخن خشكی ید طولایی داره و زورش میاد پول خرج كنه، فهمیدم ك نظرش از چ مصدری صادری میشه. برای همین خیلی جدی گفتم شما خیلی بی انصافین! درسته ك كاسبهای بی انصاف هم تو بازار زیادن اما نمیشه گفت ك همه بی انصافا و...
بحثمون بالا گرفت و طرف میدان مجادله ر ترك كرد و رفت. اما بعدش من از خودم پرسیدم ك چرا من باید حرفش ر جدی میگرفتم؟! چرا باید ب من فشار میومد و میخواستم ك حتما جوابش ر بدم؟!
این یك عیبه ك باید بهش غلبه كنم.
دوشنبه 9 فروردین 1395 02:31 ب.ظ
سلام. سال نو مبارک. امیدوارم سال خوبی داشته باشید.
امان از مخاطب اشتباه...
سروش :
سپاسگزارم. امیدی ك برای شما هم خوب باشد.
نمیدانم چرا از ایشان خوشم میآید!
دوشنبه 9 فروردین 1395 09:35 ق.ظ
خیلی عذاب آور است عوضی گرفتن مخاطب ، عوضی گرفتن کسی به عنوان دوست این روزها خوب این را درک میکنم
سروش :
عوضی گرفتن مخاطب... این هم یكی از نشانه های نقض عالمیت است. مثلا من خودم ر عالم میدانم!
دوشنبه 9 فروردین 1395 09:22 ق.ظ
تبریکات برای آغاز سال جدید
من اما درکتون نکردم، شاید خود اون آدم جاهله منم
سروش :
نوروز بر شما نیز خجسته باد. امیدی سال بهتری پیش روتان باشه.
اختیار دارین! من در شما جهلی ندیدم تا كنون! تفاوت عقیده ب معنی جاهل دانستن طرف مقابل نیست.
دوشنبه 9 فروردین 1395 09:05 ق.ظ
چون این " متن نظر" شما گنجایش بیش از دوهزار کلمه را ندارد بالاجبار باید در دو مرحله نظر را فرستاد.
این نوع تحصیل کردن که تا ابتدای دهه چهل در دانشگاه ها مرسوم بود را با می توان با تحصیل فعلی در دانشگاه ها مقایسه کرد؟
من استادی داشتم که افتخارش این بود که شاگرد " فروزانفر " بود. مگر فروزانفر چه کسی بود؟ فروزانفر کسی بود که اولین بار در ایران مثنوی مولوی را از شرح ها وتفاسیر عجیب وغریب نجات داد. وبعد از 60 - 70 سال هنوز نظریات وی کاملا معتبر است.
حال کسی که از زیر دست این فرد بیرون می آید را شما می توانید با دانشجوئی که از زیر دست استادی بیرون می آید که یک شعر را نمی تواند به درستی معنا کند ونام دکتر در ادبیات را هم با خود یدک می کشد!!.
بنا براین نه احساس خفقان کن ونه این برخورد را ضربه سخت بدان ، بلکه آنچه که در این برخورد آموخته ای بعد ها دروجودت بروز خواهد کرد. زندگی خو د دانشگاهی بسیار بزرگ است. خود زندگی به جهال آموزش خواهد داد. من بسیاری را دیده ام. با بسیاری از این افراد نشست وبرخاست کرده ام.
بسیاری از این افراد سالیان زیادی باید بر آنها بگذرد تا تفاوت علم وجهل را تشخیص دهند.
آن معلمی هم که شعر معروف : - " ان کس که بداند که بداند وبداند که بداند ..." را در کلاس درس می خواند همیشه جهال را به دست سرنوشت آینده می سپارد.
پس در ابتدای سال نو اندوهگین نباش. سال خوبی داشته باشی.






سروش :
سپاس از راهنمایی و آرزوی خیرتان.
این دوست ما هم كسی ر ب عنوان اندیشمند معرفی كرد ك او و هم پالگیهایش این سالها ب عنوان دانشمند و كارشناس و صاحب نظر عرصه های مختلف و... دارند ب مردم قالب میشوند. امثال من ك دوغ و دوشاب ر تشخیص میدهند و میدانند ك اینها كیند و ب كجاها وصلند و... اما دریغا جهال ك حجم زیادی از مردم ر تشكیل میدهند!
دوشنبه 9 فروردین 1395 08:59 ق.ظ
این نظریه رو قبول داری که برای این که یکی چیزی رو متوجه بشه به این صورته:

۱.با حرف و صحبت

۲.با مشاهده رفتار

۳.با زور و اجبار و کتک

اینو قبول داری؟

در ضمن تو ادم عطیقه ای هستی نمیدونم تا الان کجا بودی در نوشته هات پر از غلط میبینم چه کسی مجبورت کرده بنویسی ننویس بزرگوار ننویس
سروش :
دوستدار عزیز، درود بر شما و عنایتتون. نكته ی سومی ر ك گفتین، در مسائل فكری و اعتقادی قبول ندارم.
دوستدار جان، بهتر نیست ب من مهربانی خودتون ر عرضه كنین؟ مثلا ب جای این ك بگین "تو آدم عتیقه ای استی" و "ننویس"، بگین بهتره فلان اشتباه ر تصحیح كنی و...
دوشنبه 9 فروردین 1395 08:47 ق.ظ
سلام سروش جان!
سال نومبارک
دوست عزیز من، در مناظره عالم با جاهل است که علم مشخص می گردد.وجهل آشکار می گردد. اگر جهال نبودند که علم وجود نداشت.در تاثیر متقابل جهل وعلم است که علمی نوین متولد می شود.جهال همیشه بودند وهستند وخواهند بود.
در یک مناظره همیشه برخورد علم وجهل با یکدیگر وجود ندارد. ممکن عوامل روانی بسیاری یا حتی عوامل اجتماعی بسیاری وجود داشته باشند که طرف مناظره با اینکه بداند که حق باشماست ، اما از عناد خویش دست برندارد.
اما در همین عناد یک جاهل است که شما به علم خویش افزوده اید.مسائل تازه ای را فرا گرفته اید. آموختن هر مسئله تازه ای در برخورد با یک جاهل خود همان علم است. زندگی تماما وسراسر آموختن است. از لحظه ای که به دنیا می آئیم تا لحظه ای که چشمان ما برای همیشه بسته می شود. این اول.
دوم: من وقتی به دروس قدیمی تر دانشگاه ها نگاه می کنم از حسادت می خواهم بترکم.شما توجه کنید مثلا در رشته ادبیات فارسی عبد العظیم قریب ، کلیله ودمنه را در یک سال تحصیلی دانشگاهی به پایان می رساند. ودانشجو این کتاب را با توضیحات کامل ادبی، دستوری و جامعه شناسی سیاسی تدریس می کرد.امروزه چند نفر می توانند این کتاب را با تلفظ درست فقط روخانی کنند!!.
این کتاب در تمام تاریخ ایران بعد از اسلام، کتاب درسی شاهزادگان بود که جهت تربیت سیاسی آنان تدریس می شد.






سروش :
صمد عزیز، نكته ی خوبی ر گفتین. خود من از مناظرات با جهال نكته ها آموختم. مهمترینش این ك چقدر دانش من -اگرچه شاید متناقض نباشه اما- پراكنده است!
دوشنبه 9 فروردین 1395 07:00 ق.ظ
درود بر سروش جان عزیز
نمی توان به راحتی قضاوت کرد . اما جاهل را باید اول درک کرد سپس رهنمون شد و اما جهل مرکب هیچ راهی ندارد چرا که جاهل از این نوع درد بی درمان است باید بگذارى تا گذشت دهر كار او را بسازد ورنه تو هرگز نتوانی... درین سال جدید دعا میکنم هرگز بااین سنخ جهال روبرونشوی
سروش :
سپاس از دعای خیرت سلمان جان. ولی چنین مواجهاتی ناگزیرن. امیدوارم راه ارتباط با جهال ر پیدا كنم!
دوشنبه 9 فروردین 1395 12:53 ق.ظ

دقیقا می فهمم چه حسی دارین
من این جور موقعها از شدت عصبانیت خنده ام می گیره
سروش :
حماقت از خودم بود ك از اول نشانه های جاهلیت ر در طرفم تشخیص ندادم!
دوشنبه 9 فروردین 1395 12:37 ق.ظ
سروش خان متوجه شدی چرا از زنده بودن رنج میبرم؟
سروش :
ب خاطر انسانهای جاهلی ك در اطرافتونن؟
دوشنبه 9 فروردین 1395 12:36 ق.ظ
یه تن میلگرد رو آدم خالی کنن ولی با ...
سروش :

نه كاوه جان، زندگی شیرینه. بهتر میبینم با آدم جاهل بحث كنم!
یکشنبه 8 فروردین 1395 10:16 ب.ظ
سال نو مبارک جناب سروش
این روزها بیشتر از هر وقتی دلم از دست بحث های بیهوده گرفته.نه اینکه بحث عالمانه ای با کسی داشته باشم,بر سر مسایل روزمره ای که هر روز یکی میخواهد به راه راست هدایتت کند.
سروش :
از قضا این دوست ما هم زبان ب نصیحت گشاده. حتی مطالعه كتابهایی ر ك خود نخوانده، جهت هدایت من پیشنهاد میكند!
یکشنبه 8 فروردین 1395 09:12 ب.ظ
سلام
درکتون میکنم منم با یه همچین افراد جاهلی سروکله زدم.
اونجور موقع آدم دوست داره سرش رو به دیوار بکوبه از دست اینا!
سکوت به نظرم بهتر از بحث با آدم نادان است.
سروش :
بی شك سكوت راه حل مناسبیه.
یکشنبه 8 فروردین 1395 08:31 ب.ظ
سلام برار! سال نو مبارک!
چرا باید بخاطر عیب یکی دیگه ما خودمونو تنبیه کنیم؟!
سروش :
سال نوی هرای عزیز هم خجسته باد و پیروز.
عالمی ك ب مجادله ی عالم و جاهل تن بده، یك جای عالمیتش میلنگه!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر