آزادكیش
 
نویسندگان
دیشب و پریشب با دوستی، بحث "عرب ستیزی" داشتم. از این رو دستمایه ای برای به روز كردن وبلاگم فراهم آمد.
***
چند بیتی است در شاهنامه ی فردوسی، از زبان رستم فرخزاد در نامه ای به برادرش. رستم این نامه را پیش از جنگ قادسیه مینویسد؛ آن زمان كه سپاه ایران و اعراب در نزدیكی یكدیگر اردو زده اند و مدتهاست سرگرم مذاكره اند. نكته ی مهم این نامه، پیشبینی شكست ایرانیان و افتادن سرزمین ایران به دست اعراب و هرج و مرج فرهنگی و قومی در جهانشاهی ساسانی است. گمان نمیكنم حتی اگر تاریخی بودن این نامه راست باشد، محتوای آن همان چیزی بوده باشد كه فردوسی آورده. پیشبینیها و تحلیلهای این نامه در شاهنامه را به گمان باید اطلاعات تاریخی و جهت گیری شاعر دانست. در زمانه ی فردوسی است كه دیگر، ایرانیان و اعراب و تركان به هم آمیخته اند. یعنی در حقیقت تركان و اعراب به سرزمینهای ایرانی آمده و یا با حفظ هویت یا با آمیختگی، در میان ایرانیان زندگی میكنند. آنجا كه رستم فرخزاد و در حقیقت فردوسی میگوید:
ز ایران و از ترك و از تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
نه دهگان* نه ترك و نه تازی بود
سخنها به كردار بازی بود
هم نشان دهنده ی وجود تركیب این اقوام در آن زمانه است و هم بیانگر بیزاری گوینده ی سخن -كه یك دهقان زاده ی ایرانی (فردوسی) است- از این آمیختگی!
لیك اگر چه شاید آن زمان هنوز ایرانیانی بوده اند كه فضای ایران باستان در ذهن و تبارشان زنده بوده و آمیختگی قومی برایشان آزاردهنده، اما در زمانه ی ما دیگر این آمیختگی كهنه است و چندان محلی از اعراب ندارد. ما اكنون ملت آمیخته ای استیم. چنان آمیخته كه عرب ایرانی، از پارسی** هندوستانی ایرانیتر است. چنان آمیخته كه ارمنی تهرانی از شیعه ی لبنانی به شیعیان ایران شبیه تر است. چنان آمیخته كه كورد و تورك خراسانی به دیگر اهالی خراسان نزدیكتر و شبیه ترند تا به عموزادگان تركیه ای خویش.
نفرت از اعراب یا تركان را باید كه وانهاد. ریشه در واقعیتهای نژادی و فرهنگی ندارد. از رقابتهای سیاسی و دسته بندیها و منازعات قدرت منطقه ای میآید. همسایگان و خویشان همیشه با هم مشكل داشته اند، چرا كه همجواری و پیوستگی، بی مسئله نمیماند. افسانه ی "آریایی" را باید باز اندیشید. این عبارت سانسكریت و اوستایی (هندی باستان و ایرانی باستان) حتی در دوره های كاربردش هم معناهای متغییری داشته. حتی همیشه اقوام همریشه ی نژادی را نیز شامل نمیشده! آریایی حتی اگر به نژاد یا گروه قومی خاص و دقیقی نیز اشاره داشته باشد، آن را به خود نسبت دادن توسط ملت آمیخته ای چون ما، همان قدر مضحك است كه كاربردش توسط هیتلر برای ملت دوری چون آلمان! كدام عقل سلیم و خرد بی پیرایه ای باور میكند نژاد ما و آلمانیان یكی باشد در حالی كه ادعا میشود با اعراب یا تركان فصل ممیز داریم؟!!


*دهقان: ایرانی بزرگزاده: توسعا ایرانی.
**گروهی از ایرانیان زردشتی كه در زمانه ی یورش اعراب و برافتادن جهانشاهی ساسانی، از ایران به هندوستان كوچیدند و هم اكنون نیز هستند و به نام "پارسیان" در جامعه هند جایگاه اقتصادی و اجتماعی بالایی دارند.

[ دوشنبه 17 اسفند 1394 ] [ 10:55 ق.ظ ] [ سروش ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب