آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : دوشنبه 17 اسفند 1394 09:55 ق.ظ
دیشب و پریشب با دوستی، بحث "عرب ستیزی" داشتم. از این رو دستمایه ای برای به روز كردن وبلاگم فراهم آمد.
***
چند بیتی است در شاهنامه ی فردوسی، از زبان رستم فرخزاد در نامه ای به برادرش. رستم این نامه را پیش از جنگ قادسیه مینویسد؛ آن زمان كه سپاه ایران و اعراب در نزدیكی یكدیگر اردو زده اند و مدتهاست سرگرم مذاكره اند. نكته ی مهم این نامه، پیشبینی شكست ایرانیان و افتادن سرزمین ایران به دست اعراب و هرج و مرج فرهنگی و قومی در جهانشاهی ساسانی است. گمان نمیكنم حتی اگر تاریخی بودن این نامه راست باشد، محتوای آن همان چیزی بوده باشد كه فردوسی آورده. پیشبینیها و تحلیلهای این نامه در شاهنامه را به گمان باید اطلاعات تاریخی و جهت گیری شاعر دانست. در زمانه ی فردوسی است كه دیگر، ایرانیان و اعراب و تركان به هم آمیخته اند. یعنی در حقیقت تركان و اعراب به سرزمینهای ایرانی آمده و یا با حفظ هویت یا با آمیختگی، در میان ایرانیان زندگی میكنند. آنجا كه رستم فرخزاد و در حقیقت فردوسی میگوید:
ز ایران و از ترك و از تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
نه دهگان* نه ترك و نه تازی بود
سخنها به كردار بازی بود
هم نشان دهنده ی وجود تركیب این اقوام در آن زمانه است و هم بیانگر بیزاری گوینده ی سخن -كه یك دهقان زاده ی ایرانی (فردوسی) است- از این آمیختگی!
لیك اگر چه شاید آن زمان هنوز ایرانیانی بوده اند كه فضای ایران باستان در ذهن و تبارشان زنده بوده و آمیختگی قومی برایشان آزاردهنده، اما در زمانه ی ما دیگر این آمیختگی كهنه است و چندان محلی از اعراب ندارد. ما اكنون ملت آمیخته ای استیم. چنان آمیخته كه عرب ایرانی، از پارسی** هندوستانی ایرانیتر است. چنان آمیخته كه ارمنی تهرانی از شیعه ی لبنانی به شیعیان ایران شبیه تر است. چنان آمیخته كه كورد و تورك خراسانی به دیگر اهالی خراسان نزدیكتر و شبیه ترند تا به عموزادگان تركیه ای خویش.
نفرت از اعراب یا تركان را باید كه وانهاد. ریشه در واقعیتهای نژادی و فرهنگی ندارد. از رقابتهای سیاسی و دسته بندیها و منازعات قدرت منطقه ای میآید. همسایگان و خویشان همیشه با هم مشكل داشته اند، چرا كه همجواری و پیوستگی، بی مسئله نمیماند. افسانه ی "آریایی" را باید باز اندیشید. این عبارت سانسكریت و اوستایی (هندی باستان و ایرانی باستان) حتی در دوره های كاربردش هم معناهای متغییری داشته. حتی همیشه اقوام همریشه ی نژادی را نیز شامل نمیشده! آریایی حتی اگر به نژاد یا گروه قومی خاص و دقیقی نیز اشاره داشته باشد، آن را به خود نسبت دادن توسط ملت آمیخته ای چون ما، همان قدر مضحك است كه كاربردش توسط هیتلر برای ملت دوری چون آلمان! كدام عقل سلیم و خرد بی پیرایه ای باور میكند نژاد ما و آلمانیان یكی باشد در حالی كه ادعا میشود با اعراب یا تركان فصل ممیز داریم؟!!


*دهقان: ایرانی بزرگزاده: توسعا ایرانی.
**گروهی از ایرانیان زردشتی كه در زمانه ی یورش اعراب و برافتادن جهانشاهی ساسانی، از ایران به هندوستان كوچیدند و هم اكنون نیز هستند و به نام "پارسیان" در جامعه هند جایگاه اقتصادی و اجتماعی بالایی دارند.


سه شنبه 25 اسفند 1394 10:08 ق.ظ
سلام سروش جان.
نوع برخورد شما با آقای دوستدار آقا، واقعا مایه مسرت من شد. از این سعه صدر شما در برخورد با اندیشه های مخالف شما واقعا، وبه صورت عمیق خوشحال هستم.
اندیشه های جالب " دوستدار آقا" باعث گردید که از آدرسی که داده بودبه وبلاگش رفتم وخوشحالم از اینکه کسی اینچنین افکار واندیشه هایش را رک وپوست کنده بیان می نماید.
ونوع برخورد شما ومغازله اندیشه ها با یکدیگر مرا تحت تاثیر قرارداده است.
پیشاپیش عید نوروز باستانی را به شما وخانواده محترم شما ونیز دوستانی که در وبلاگ شما نظر می گذارند تبریک وتهنیت عرض می نمایم.
با عنایت به احادیث وروایاتی که از علی بن ابی طالب وامام ششم شیعیان اثنی عشری نقل شده، که نوروز را پذیرفته بودند وبه صورت عید ایرانی ها بدان می نگریستند، ولی گویا دستدار آقا ، عید نوروز را هم قبول ندارد ولی با اینحال به ایشان هم تبریک وتهنیت عرض می نمایم. امید آن دارم که سال جدید سال خوب وخوشی برای همه ایرانیان باشد.
دوست عزیزم جناب سروش پارسا مجددا این عید سعید باستانی را به شما تبریک عرض می نمایم. موفق وپیروز باشید.
سروش :
درود بر صمد عزیز و سپاس از نظر پربارتان.
نوروز كهن، یادگار نیاكان، بر شما نیز خجسته و پیروز باد. امید ك سال پیش رو بهتر از امسال باشد.
دوشنبه 24 اسفند 1394 11:55 ب.ظ
آقا سروش
اگه بودن من اینجا باعث آزار شماست من دیگه نمیام
اگه نه
هرکی دوست نداره نخونه!
سروش :
من لی لی عزیز، حضور شما در این وبلاگ، مایه ی خوشحالی منه.
دوشنبه 24 اسفند 1394 11:51 ب.ظ
از صاحب وبلاگ تقاضا دارم دیگه نظرات این من لی لی تایید نشه چون حرفاش سخیف پوچ بی معنی همراه با بی ادبی است
سروش :
دوست دار گرامی، من در راستای ایمانی ك ب آزادی بیان دارم، بروز و نمایش نظرهای وبلاگ ر منوط ب تأیید خودم نكردم. هر كسی نظر بذاره، از همون لحظه قابل نمایشه.
دوستدارجان، بیاین ب سیره ی پیامبرمون، با مهربانی و دوستی با دیگران روبرو بشیم.
دوشنبه 24 اسفند 1394 11:20 ب.ظ
آقای دوستدار
از کوزه همان تراود که در اوست
انتظاری بیش از این از امثال شما نمیره
شما راحت باش
سروش :
دوست عزیز، من لی لی گرامی، بیایم دوستدار ر هم دوست خودمون بدونیم. شاید اینجوری ب تعامل برسیم.
دوشنبه 24 اسفند 1394 03:30 ب.ظ
خطاب به من لو لو:

اولا شما وکیل ایشونی جواب میدهی؟ این یک سوال است که باید جواب داده شود.

ثانیا نوشتی دوما درحالی که اهل ادب میدانند دوم یک کلمه فارسی است و تنوین از قواعد عربی نمیدانم این کلمه دوما را از کجا ساخته ای این هم نشان دهنده سطح سواد شما

ثالثا حضرت علی میفرمایند مال حلال جمع نمیشود حالا جمع شده نون پسرش هم تامین حلال بوده؟شما مطمنی کاملا حلال بوده؟از کجا مطمنی؟

گفتی تهمت زدی اگه غلط بود خودش جواب میداد خودش میداند حرف حساب جواب ندارد

در ضمن دیگه نبینم کسی تو کامنت دیگران میپره چون ممکن یک چیزایی بگم که ناراحت بشن
سروش :
دوستدارجااان، حیف از شما نیست نخواین با بزرگواری با دوستان روبرو بشین؟! كم پیدا میشه آدمی ك در راه حق و اصلاح جامعه مثل شما عملگرا و پرشور باشه. ای كاش قدر این ویژگیها ر بدونین و راه جذب كردن دیگران ر پیدا كنین.
من الله توفیق و السلام علی من اتبع الهدی.
دوشنبه 24 اسفند 1394 02:12 ب.ظ
جناب دوستدارگرامی:قرآن کتاب خشونت نیست،هست؟
لطفا آرامتر!!!!!
سروش :
بی شك دوستدار هم نیتش اصلاحه. این نیت خیریه.
دوشنبه 24 اسفند 1394 08:26 ق.ظ
ببخشید من یه جمله به این آقای به اصطلاح دوستدار آقا بگم:
اولا همونی که به شما اجازه داده وبلاگ داشته باشی به هر آدم واقعی و مجازی این اجازه رو داده!
دوما از کجا میدونی و مطمئنی که هر کی باباش پول داره یا تو رفاه نسبی هست حرووم خور بوده
سوما آیا می دانید تهمت و افترا به هر آدمی گناه است؟
سروش :
دوستدار، دوست جدید ماست. امیدوارم باهاش خوب باشیم.
یکشنبه 23 اسفند 1394 05:17 ب.ظ
چرا از شاهنامه نوشتی چرا از قران ننوشتی غیر اینکه میخواهی مردم رو از قران دور کنی

گفتی دکان پدرم پدرت از کجا پول در اورده دکان خریده غیر اینکه ...

من شماها را خوب میشناسم شب ها ماشین های گران قیمت میارید بیرون دنبال هوس بازی هایتان

فعالیت های من و امثال من مانع هستیم برای شماها چشم دیدنمان را هم نداریم مملکت را بین خودتان و دشمن تقسیم کرده اید هرچه رهبری میفرمایند نکنید این کارها کار خودتان میکنید الان ایات یزدی و مصباح رای نیاوردند همه چیز درست شد گلستان شد کشور؟

قران تو کمرتون بزنه

دیگه هم دوست ندارم بیای وبلاگم
سروش :
آقای دوستدارجااان، من دیروز چند خط جواب گذاشتم و مشتری سر رسید. بعد از دقایق طولانی ك برگشتم پاسخم ر تكمیل كنم، متأسفانه اشتباهی یكی از آپشنها ر انتخاب كردم و نظرم پرید. و بعد هم مشتری رسید...
میخواستم بگم دوستدارجان، خوشحالم ك خبر من ر میگیری.
در مورد ماشین هم بگم من یك ماشین لكنته دارم ك مال پدرمه! بیشتر وقتها من سوار میشم، گاهی هم پدرم. از بی پولی، همین اخیرا فقط تونستم روغنش ر بعد از هزار كیلومتر كاركرد اضافی عوض كنم. برف پاكنش هم مشكل داره و امیدوارم پول درست كردنش جور بشه. صندلیاش نیاز ب روكش نو یا تعمیر روكش داره ك فعلا در توان ما نیست. در عقب سمت شاگرد، چند ماهه قفلش خرابه و پول درست كردنش ر ندارم! چند جای بدنه نیاز ب صافكاری داره ك اون هم از بی پولی پشت گوش میندازیم. اگزوزش از پارسال پوسیده ست و باید عوض بشه ك اون هم هر وقت پولدار شدیم، امیدی ك انجامش بدیم.
با این وضعیت شغلی و درآمدیم، واقعا چ شانس خوبی دارم ك پدرم خونه ش ر داده، من توش زندگی میكنم!
یکشنبه 23 اسفند 1394 02:59 ب.ظ
چه کسی به شما اجازه داده وبلاگ داشته باشی و این خزعبلات را بنویسی

شاید از دشمن حقوق میگیری که باید بررسی شود

سروش :
آقای دوستدارجان، ای كاش دقیقا موارد خزعبل ر بیان میكردین، شاید متوجه میشدم و اصلاح میكردم.
ولله زندگی من از درآمد بسیار ناچیز دكانداری و امكاناتی ك پدرم در اختیارم قرار داده میگذرد! دشمن عنایتی ب امثال من ندارد. ما خر خودمان ر میرانیم!
شنبه 22 اسفند 1394 09:33 ق.ظ
سلام دو باره اومدم نمیدونم کجای حرفم رو متوجه نشدین ولی باید بگم منظورم این نیست که کلا از اصطلاحات خارجی استفاده نکنیم نه چون برخی اصطلاحات هستن که برای برگردون آونها به زبان فازسی باید چند خط صحبت کرد یا مثلا برخی وسایل که اصلا نمیشه اسم فارسی براشون گذاشت مثل تلویزیون و تلفن و رادیو و... ولی لینکه در زبان محاوره ای به جای حرفای معمول و رسا و شیرین فارسی مثلا از کلمات انگلیسی استفاده کنیم یا در سخنرانیها بیاییم از کلمات عربی استفاده کنیم نه قشنگه نه بعضی وقتا قابل فهم!
پنجشنبه 20 اسفند 1394 09:26 ب.ظ
من از وقتی بیرون از ایران زندگی می کنم یاد گرفتم آدمها را دوست داشته باشم بدون در نظر گرفتن ملیت و رنگ و نژادشون .یاد گرفتم آدم خوبا همه جا هستن همونطور که آدم بدا هم همه جا هستن .یاد گرفتم با هیچکس سر ستیز نداشته باشم
سروش :
خدا نصیب كنه ما هم ك تو ایران زندگی میكنیم، یك وقتی این چیزا ر یاد بگیریم!
پنجشنبه 20 اسفند 1394 04:42 ب.ظ
سلام
سروش :
پنجشنبه 20 اسفند 1394 12:53 ب.ظ
درود بر عزیزان
کتب معتر واسناد متقن درین باره زیاد است وازان جمله پیشنهاد میکنم کتاب تاریخ نگاری جدید استاد عبدالله شهبازی را بخوانید...البته راجع به هویت سازى ملى كتب بیشترى مى توان یافت
سروش :
دستت درد نكنه سلمان جان.
پنجشنبه 20 اسفند 1394 11:18 ق.ظ
درود بر شروش جانم
در نظر قبل فراموش كردم نامم ر بنویسم
سروش :
درود سلمان جان. یكی از دوستان نظر خصوصی گذاشته ك برای مباحثی ك مطرح كردی، از جمله زیر سوال بردن برخی مورخان ك تاریخ ایران باستان ر بزرگنمایی كردن، منبع معتبر ارائه بدی.
پنجشنبه 20 اسفند 1394 09:22 ق.ظ
سلام. موافقم که ما یه ملتیم اما عرب ستیزی مفهمومش فکر کنم اعراب داخل ایران نیستن که اونها قبل از عرب بودن ایرانین
سروش :
مفهوم قرن نوزدهم و بیستمی "ایران" اگر چ هر چ ك جلوتر میریم، جای خودش ر در هویت جامعه بیشتر باز میكنه اما یادمون باشه ك نه از نظر زمانی و نه هنوز در دنیای واقعیت، بر هویت قومی، دست كم نزد برخی اقوام ایران نشین، پیشی نگرفته. من خودم بلوچها ر از نزدیك دیدم و اونها ر مصداق سخن خودم میدونم. با كوردهای كوردستان هم ارتباط داشته م و اونها هم نه ب اندازه ی بلوچها، ولی میتونن مصداق سخن من باشن. با اعراب هموطن از نزدیك برخورد چندانی نداشتم ك بتونم ب عنوان مشاهده برای نظریه پردازی ازش بهره ببرم اما فرضیه م (گمانم) اینه ك اونها هم مصداق این سخن باشن.
پنجشنبه 20 اسفند 1394 02:41 ق.ظ
درود بر سروش عزیز
من گمان میکنم که طرح این موضوعات به کمتر از یک قرن پیش برسد و آن زمانی بود که دودمان قاجار لطمات جبران ناپذیرى به مملكت ایران زدچنانکه روح ایرانی سرخورده شد واین یک واقعیت غیر قابل انکاراست البته از جنبه مذهبى و نه ملى هم چنین بود گرچه به مراتب بعدها بسیاری از روحانیون مشروطه خواه قجر را به پهلوی ترجیح دادند.
در بحبوحه انقلاب مشروطه ودر جلسات و شب نشینیهاى به اصطلاح منور الفكران(روشنفكران) گهگاه مباحثى مطرح مى شد كه از زمانى كه ایرانى از اصل خود عقب نشست ذلیل شد و در حاشیه اینگونه نظرپردازیها کسانی نیز پیدا میشدند که اسلام را عامل این گونه مذلت ها میخواندند كه باعث بروز عكس العمل های تندى از جانب دیگر انقلابیون برابر انها شدالبته بعدها همین افراد در برهه هایى قراردادهایى ننگین با انگلستان و روس به ایران تحمیل کردند که مجال بحث درباره آن نیست...
البته روشنفکرانی ایراندوست نیز درین میان همچون دکتر پیرنیا و یا دکتر فروغی و...بودند که درین زمینه خدمات زیادی به تاریخ ایران باستان(قبل از اسلام) کردند اما در این باب داستان سرایی وحماسه سازی و خیالبافی بسیارشد هم از جانب مورخین خودی وهم از جانب مستشرقین که البته شخصا معتقدم درین باب نفوذانگلستان وروس برای تاریخ سازی و افسانه پردازی بسیار پررنگ بود چنانکه بسیاری از مستشرقین ومورخان کنونی نیز به ان اعتقاد دارند ...واما دوستان ایران چه بوده وکورش و داریوش و نوشیروان چه کسانی بودند نه اینکه مهم نیست چرا هست و باید برای ما نیاکانمان وقهرمانانمان مهم باشند اما یادمان نرود طرح اینگونه مسایل گاهی در زمان حال بوی ایراندوستی نمی دهد و پرداختن به اینگونه مسایل به صورت افراطی نیز تحجر است .مطمعنا در دنیای کنونی ک اطلاعات از پستوی خانه ها واتاق های نمور بافشار یک دکمه به صدم ثانیه در جهان منتشر مى شود دیگر اینگونه امور خریدار عمده نخواهد داشت...در صحنه بین الملل نیز سیاست های خارجی کشورها برای داشتن نفوذ بیشتر در جهان بر امور عینى وواقعى همچون اقتصادقوی و فرهگ های غنی وناب و ثبات سیاسى ان كشورها متكی است وافکارمستقل جهانی مطمعنا نه عرب ستیزی را قبول میکند ونه ایران هراسی ومن فکر می کنم در آینده ای نزدیک هر کشور باتوجه به ظرفیت های واقعی تاریخی و فرهنگی خود جایگاه واقعی خود را در رده جهانی پیدا خواهد کرد.
سروش :
دوست گرامی، ای كاش نامتان ر هم مینوشتین.
نظر شما پربار است و ناظر ب مفاهیم و واقعیتها اما ب گمانم در چند مورد (مثلا تأثیر نفوذ روس و انگلیس در افسانه پردازی برای تاریخ ایران باستان) نیازمند سند است و در مواردی نیز باید باز شود تا دست كم من بتوانم آنها را دریابم.
ایران باستان پرستی را من نیز تحجر میدانم.
در دنیای كنونی ك من آن را "عصر متوسطها" نام داده ام، میانمایگی همه گیر است. مردم ما چیزهایی از ایران باستان میدانند و چیزهایی نیز شاید از ایران دوره ی اسلامی. اما این دانش چندان مایه نیست ك جهتگیریها را تئوریزه كند اما در واقعیت میكند!
چهارشنبه 19 اسفند 1394 10:53 ب.ظ
با نظرتون موافقم. حتی ما از نژاد مغول هم تو ایران داریم . باور کنین :) من نژاد پرست نیستم ولی واقعا از عربا بدم میاد. نه عربهایی که تو ایرانن
سروش :
روژین گرامی، ای كاش در رابطه با دلایل و یا حتی علتهای شكل گیری این حس منفی ب اعراب هم چند جمله ای بگین.
چهارشنبه 19 اسفند 1394 12:55 ب.ظ
سلام راستش من هم این مطلبو شنیدم اما میدانم كه آلمانهای اصیل افرادی بلند قد با جمجمه های كشیده پوست سفید و چشمان آبی و البته موهای بود هستند حالا از جماعت ایرانی با اكثریت قد متوسط صورتهای گرد یا مربعی شكل و از همه مهمتر چشم و مو سیاه چند نفر به ویژگی های مذبور آلمان شبیه هستند كه این موضوع باب شده من نمیدانم!
سروش :
این ك زبانهای شاخه ایرانی (كوردی، فارسی، گیلكی، بلوچی و...) زیرشاخه ی شاخه ی "هند و ایرانی" (و یا ب تعبیری آریایی) استند و این شاخه نیز زیرمجموعه شاخه ی بزرگ زبانهای "هند و اروپایی" است، درست. اما نژاد چیزی متفاوت از قومیت و زبان است. برای نمونه هم اكنون مغول تبارانی را داریم ك در ایران و افغانستان ب فارسی دری سخن میگویند!
چهارشنبه 19 اسفند 1394 09:43 ق.ظ
درود
عرب ستیزی مردم ما، بیشتر به دلیل گسترش زبان وفرهنگ و عقاید اعراب، توسط هم وطنان خودمونه (والبته نگاهی به بی حرمتی اعراب به مردم ما)
وگرنه ما راچه به اعراب.
سروش :
ب گمانم نكته ای ك میفرمایین، یكی از علل گسترش عرب ستیزی در میان مردم ماست. نكته ی خوبی ر گفتین. سپاسگزارم.
سه شنبه 18 اسفند 1394 02:19 ب.ظ
شاید بیشترین رویکردهای عرب ستیزی رو در تاریخ باید جست اما تداوم این ستیز احمقانه است چرا که پیگیری منافع ملی یک ملت اهمیت بالاتری دارد تا یک تفکر رادیکال که پیامد و منافعی را به دنبال نخواهد داشت. اما روایت ترک ها جداست شاید کمتر قومی به میزان ترک ها برای توسعه این مرز و بوم تلاش کرده اند اما رویکردهای نژادپرستانه سیاستمداران ترکیه، موجب ایجاد برخی مشکلات شده، بررسی فعالیتهای دولت ترکیه در ترویج زبان ترکی در دنیا قابل تامل است همچنین برخورد با کردها در ترکیه. اما آنچه مشخص است امروزه زبان افراد بیانگر قومیت آنهاست چرا که ذخیره ژنی در ایران به دلیل اختلاط هایی که ذکر کردید دارای شباهت های زیادی است هرچند تفاوت هایی هم وجود دارد اما قابل ملاحظه نیست.
سروش :
در این ك مهمترین جنبه ی قومیت، زبانه، با شما موافقم. در سیاستهای دولت تركیه هم ك همچنین. در باب اصالت منافع ملی نیز هم.
یك نكته فقط بگم و اون این ك اگر چ امروز تركان آسیای صغیر طلایه دار قومیت و زبان تركی استند، اما دورترین این قوم هم از اصالتهای تركی نیز میباشند. تركان آسیای صغیر با سلاجقه ی روم پا ب عرصه گذاشتند و با عثمانلیها جهانشاهی تشكیل دادن اما بیش از اون ك میراث بر قبایل تركی باشن ك از آسیای میانه كوچیدند ب آسیای صغیر، آمیخته ای از فرهنگی یونانی روم شرقی و ایرانی و اسلامی اند.
سه شنبه 18 اسفند 1394 01:52 ب.ظ
سلام
چقدر جالب نمیدونم چی باعث شد که امروز صبح موقع اومدن به سر کار داشتم به این پیامایی که میگه من ایرانی نیستم چون بجای درود میگم سلام و... اینا فک می کردم
یاد حرفای یه زبان شناس افتادم که کتاب محمد پیامبری که دوباره باید شناخت افتادم که در مورد عمق زبان عربی و ... اینا نوشته بود و این نویسنده الان اسمش یادم نیست ولی اروپایی بود .
من خودم اصلا از به کار بردن کلمات زبانهای دیگه تو صحبتها خوشم نمیاد حالا چه عربی باشه چه یه زبان دیگه ولی در کل مخالف این هستم که به دلایلی خودمون رو و زبانمون رو بالاتر از بقیه بدونیم
فعلا تا همین جا رو داشته باشین تا بعد
سروش :
دوست گرامی، شما در نظرتون ب سه موضوع اشاره كردین ك جز موضوع پایانی، من از دو تای دیگه ش سر در نیاوردم. یعنی نفهمیدم ك منظورتون چی بوده و نظر شما در اون مسائل چیه.
در خصوص كتابی ك بهش اشاره كردین، این كتاب برگردان مترجم و نویسنده ی زبردست و نامبردار معاصر "ذبیح الله منصوری"ه ك متأسفانه كتابها و ترجمه های ایشون ب هیچ عنوان معتبر و دقیق نیستن. ایشون حتی كتابی ر چاپ كردن ك اسم خودشون ب عنوان مترجم و اسم "هانری كرب" معروف ب عنوان نویسنده پای این كتاب بوده. در حالی ك كربن اصلا چنین كتابی ننوشته بوده! ایشون تا این حد بی اعتبارن. اما از جمله حسنهای این زنده یاد، یكی این بوده ك كتابهای ایشون یك جماعت زیادی ر كتابخوان كرده!
در باب پرهیز از كاربرد واژگان بیگانه، اگر نظر ب حفظ اصالتها و پرهیز از غرب زدگی و عرب زدگی و... باشه، من هم با شما موافقم اما هم زبانشناسان هیچ زبانی ر سراغ ندارن ك در تبادل با زبانهای دیگه نبوده باشه و هم زبانشناسی انزوای زبان ر در مسیر قوت و پیشرفت ارزیابی نمیكنه.
سه شنبه 18 اسفند 1394 10:39 ق.ظ
برام جالبه که ادعای اصیل بودن و ائین زردشتی دارن و لی کمترین اطلاعاتی از ان ندارن حتی خیلی هایشان این کتاب اوستا را که از چند بخش تشکیل شده مثلا وندیداد را نخوانده اند که دم از برتری آن نژاد میزنن
سروش :
این گروه فقط دنبال شكوه ایران باستانن. و بازگشت ب خویشتنشون فقط ناظر ب بازگشت ب این شكوه و غروره. ك البته این تصور شكوه و غرور ایران باستان هم ناشی از كم سوادی و كم اطلاعیه.
دوشنبه 17 اسفند 1394 08:40 ب.ظ
سواد شما پایین میباشد
سروش :
درود بر شما دوست عزیز. خوشحالم ك تشریف آوردین. تمنا میكنم بیشتر بیاین اینجا و اگر لطف كنین و نظر هم بدین، خوشحال میشم. لطف كردین.
دوشنبه 17 اسفند 1394 05:09 ب.ظ
سخن بسیار و مجال اندک !!!
سروش :
خیال حوصله ی بحر میپزد، هیهات...
دوشنبه 17 اسفند 1394 03:19 ب.ظ
سلام
به نظرم الان دیگه جالب نیست که حرف از عرب و عجم و ترک و تازی بزنیم.همه ی انسانها یک خالق دارند و هیچ نژاد و قومی بر قوم و نژاد دیگر برتری ندارد.
اینکه بیایم بشینیم و حرفای نژاد پرستانه بزنیم و اعراب و فرهنگشون رو زیر سؤال ببریم اشتباهه.
چون اگه از دید یه عرب به نژاد خودمون نگاه کنیم هم از نظر اونا ما مشکل داریم.
و نتیجتا به نظر من اگر این چنین طرز تفکری با کسی همراه باشه که خودشو نژاد برتر بدونه.باید براش تاسف خورد.چون اون فرد هنوز متمدن نشده و انگار در عصر جاهلیت زندگی میکنه.
و الان به نظرم تشخیص ترک از عرب و عرب از عجم و عجم از تازی و غیره ممکن نیست. انقدر که آمیختگی نژادها رخ داده.
سروش :
ب گمانم در خط آخر، منظورتون "غیرممكنه" بوده.
شما از منظر اخلاقی و دینی ب قضیه نگاه كردین. با این ك در این نوشته مطرح نكرده م اما از دیدگاه اخلاقی هم نژادپرستی پذیرفتنی نیست. با این حال و با این كه دانشمندان علوم زیستی اختلافات و تفاوتهای نژادی ر رد میكنن و از این رو میخوان مبنای فلسفی تمایزات حقوقی و... ر در مورد نوع بشر رد بكنن، اما من بعید میدونم ك نه تنها تواناییهای بدنی، بلكه حتی تواناییهای ذهنی هم در نژادهای انسانی گوناگون متفاوته. "نژاد" ر هم ب معنای زیستشناسی ب كار نمیبرم و ب معنای عامیانه میگم.
دوشنبه 17 اسفند 1394 01:55 ب.ظ
سلام
خیلی از ما همنژاد بودن با آلمانیها رو با علاقه باور میکنیم چون اینطوری خودمون رو به تمدن یک کشور پیشرفته اروپایی نزدیک میبینیم ولی همریشگی با اعرابی که خیلی فرهنگ نزدیکتری به ما دارند، کاستیهامون رو جلوی چشممون میاره که آزاردهنده است!...شاید این باشه علت عرب ستیزی و گاهی ترک ستیزی بین فارسها...
سروش :
با نظر شما موافقم. روی دیگر این گرایش، علاقه ی شدید ب ایران باستان و حتی ادعای زردشتی شدنه ك در حقیقت گرایش ب اون شكوه ایران باستانه. جالبه ك ما از ایران باستان فقط شكوهش ر میبینیم!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر