نویسنده :سروش
تاریخ: چهارشنبه 12 اسفند 1394 11:28 ق.ظ
همگنان بی حوصلگی و ذهن پریشان این روزها را بر من ببخشایند. نیت به روز كردن است.
***
گاهی وقتها در خاطر مبارك چیزهایی گذر میكند، بدیع و طرفه! خوب یادم نیست امروز صبح زود بود یا دیشب آخر شب كه در رفت و آمد به خلاء به ذهنم گذشت یك "آرایشی نامه" بنویسم! آن هم به سبك قدما! هر چند نه این فكر را جدی گرفته ام و نه سواد فنّیش را دارم. اما فكر بكری است. موضوعهایی هم كه به ذهنم رسید در آن بگنجانم، آداب برخورد با مشتری و شیوه ی چیدن جنس و قفسه ها و كیفیت اجناس و محاسبات برای قیمت گذاری و... بود. با خود گفتم من كه حالا نیت كرده ام این شغل را ترك كنم، ماترك خوبی میشد اگر چنین چیزی مینوشتم! مثلا مینوشتم "در رژ یا مداد یا لاك و یا... از هر چند رنگ، یكی فروش نمیرود. پس در قیمت گذاری باید كه آنها را نیز در شمار هزینه ها آورد.". یا مثلا در باب برخورد با مشتری میآوردم "ایرانی را صداقت چندان مایه اعتبار ندارد. پس از روراستی با مشتری بپرهیز. قیمت را چنان معین كن كه آنگونه كه او خرسند میشود تخفیف داده باشی و بی سود نمانده باشی. چنان كه مادر آلمانی نایب السلطنه ی فرانسه اندرز داده بود "مطمئناً هر کسی که فرانسویان را از خود نترساند، بزودی از آنان خواهد ترسید؛ زیرا فرانسویان کسی را که آنان را از خود نترساند خوار می شمارند." این معنی نه آن باشد كه زیاده خواهی نمایی و چاپیدن جیب خلق پیشه كنی."
و از این جور چیزها...


ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :