آزادكیش
 
نویسندگان
همگنان بی حوصلگی و ذهن پریشان این روزها را بر من ببخشایند. نیت به روز كردن است.
***
گاهی وقتها در خاطر مبارك چیزهایی گذر میكند، بدیع و طرفه! خوب یادم نیست امروز صبح زود بود یا دیشب آخر شب كه در رفت و آمد به خلاء به ذهنم گذشت یك "آرایشی نامه" بنویسم! آن هم به سبك قدما! هر چند نه این فكر را جدی گرفته ام و نه سواد فنّیش را دارم. اما فكر بكری است. موضوعهایی هم كه به ذهنم رسید در آن بگنجانم، آداب برخورد با مشتری و شیوه ی چیدن جنس و قفسه ها و كیفیت اجناس و محاسبات برای قیمت گذاری و... بود. با خود گفتم من كه حالا نیت كرده ام این شغل را ترك كنم، ماترك خوبی میشد اگر چنین چیزی مینوشتم! مثلا مینوشتم "در رژ یا مداد یا لاك و یا... از هر چند رنگ، یكی فروش نمیرود. پس در قیمت گذاری باید كه آنها را نیز در شمار هزینه ها آورد.". یا مثلا در باب برخورد با مشتری میآوردم "ایرانی را صداقت چندان مایه اعتبار ندارد. پس از روراستی با مشتری بپرهیز. قیمت را چنان معین كن كه آنگونه كه او خرسند میشود تخفیف داده باشی و بی سود نمانده باشی. چنان كه مادر آلمانی نایب السلطنه ی فرانسه اندرز داده بود "مطمئناً هر کسی که فرانسویان را از خود نترساند، بزودی از آنان خواهد ترسید؛ زیرا فرانسویان کسی را که آنان را از خود نترساند خوار می شمارند." این معنی نه آن باشد كه زیاده خواهی نمایی و چاپیدن جیب خلق پیشه كنی."
و از این جور چیزها...

[ چهارشنبه 12 اسفند 1394 ] [ 11:28 ق.ظ ] [ سروش ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب