آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : پنجشنبه 6 اسفند 1394 10:03 ق.ظ
با وجدی آمیخته از تعجب و تأسف درون مغازه شد و گفت "مردم ما ر مِبینی؟!". گفتم "چطور؟!". گفت "فلانی (همسایه مغازه) داره آقای فلانی (همسایه ی دیگر) ر دست مِندازه. مِگه آدم باید نمكشناس باشه، وفادار باشه. نون هر كسی ر خورد، بره به همون رأی بده! این آقای بهمانی (راوی، همسایه ی مغازه) هر شب مِره ستاد فلان كاندیدا شام مخوره، رأیشم به همون مده!" و گویا آقای فلانی كه پیرمرد تنگدستی است، مشتاق شده بود كه محل ستاد و ساعت شام را بداند. آقای بهمانی هم كه سررسیده بود و دریافته بود كه فلانی دارد از او مایه میگذارد برای سر كار گذاشتن آقای فلانی، هم نخواسته بود فلانی را ضایع كند و هم نخواسته بود آقای فلانی را كه اینك برقی در چشمانش میدرخشید، پی نخود سیاه فرستاده باشد، گفته بود "اونجا خیلی دیر شام مِدن. آخر شب مِدن. نمِصرفَه برین." اما گویا پیرمرد امیدوارانه پیگیر ماجرا بوده است.
راوی از بابت ارزانی مردم ما در تعجب و تأسف بود! از بابت این كه نظرشان برای چه مسائلی، چگونه جلب میشود!


یکشنبه 9 اسفند 1394 02:42 ب.ظ
هیچوقت تو زندگیم طعم گرسنگی رو نچشیدم ولی شنیدم که وقتی شکم گرسنه باشه آدم دیگه به هیچی فکر نمیکنه ...

یکی از کاندیداهای شهر ما یه خودکار و یه تقویم جیبی داده بود به ملت، حالا موندم بخاطر این نمک گیر !! کردن مردم ، رای آورده یا نه ؟!!
سروش :
پدربزرگم فقیر بود،
پدرم فقیر بود،
من فرزندی ندارم.
فقر تمام شد!
یکشنبه 9 اسفند 1394 11:54 ق.ظ
سلام من اگه جای شما بودم یه شام مهمونش میکردم
سروش :
والا چی بگم! بینوا نه سلام بلده نه جواب سلام!
یکشنبه 9 اسفند 1394 06:59 ق.ظ
می آیم همه پست ها را می خوانم آهسته رفع زحمت می کنم....
دوسن دارم اینجا را...
سروش :
شما لطف دارین هرای جان.
شنبه 8 اسفند 1394 12:13 ب.ظ
وقتی شكم گرسنه باشه قدر و قیمت معنی نداره از قدیم گفتن آدم گرسنه دین و ایمان نداره
سروش :
بله، ملت گرسنه دین و ایمان نداره گویا!
شنبه 8 اسفند 1394 09:28 ق.ظ
البته مجالس شام بیشتر برای شنیدن سخنان کاندیداها برگزار میشه و خب یه عده هم اون وسط استفاده می کنن و شام میخورن و بعضی هاشون نه تنها رای نمیدن که به رقیب رای میدن در کل اصل قضیه مشکل نداره ولی اینکه این تفکر ایجاد بشه که فلانی به خاطر رای جمع کردن شام میده یا بهمانی تو ستادای مختلف سرک میکشه که ببینه که کجا شام میدن بده
سروش :
دوست گرامی، اگر چه سخن شما به جا و متینه اما من اكیدا با شام دادن و پول دادن و كارهای این گونه برای اهدافی مثل انتخابات، در مملكت خودمون مخالفم. متأسفانه مردم ما در بعد عزت نفس ایراد اساسی دارن و ب هدف خوراك میرن پای این منبرها. كما این ك در مراسم محرم هم همین نیت برقراره. من وظیفه ی اخلاقی كاندیداها میدونم ك ب رشد شخصیتی جامعه كمك كنن نه این ك ب نزولش دامن بزنن.
شنبه 8 اسفند 1394 09:22 ق.ظ
به نظرم باید تاسف خورد بخاطر مضیقه معیشتی که مردم مجبور میشوند خود را ارزان بفروشند واز همه بدتر دولتمردانی که باعث این تنگنا شدن ،، البته گاهی هم متاسفانه کمی راحت طلب شدیم و عزت نفس را فراموش کردیم که تن ادمی شریف است به جان آدمیت ....
سروش :
عزت نفس... حلقه مفقوده ی زندگی بسیاری از ما! این پیرمرد، اینقدر درآمد داره ك حتی شده باشه، با نون خشك هم گذران كنه و اینقدر ایمان دینیش قویه ك نمازش هم قضا نمیشه اما عزت نفس...
جمعه 7 اسفند 1394 02:14 ق.ظ
سلام. فقر و گرسنگی...شکم گشنه قدرتش از عقل خیلی خیلی بیشتره...دلم به حال بعضیها میسوزه که معلوم نیست روزگار از خلقتشون جز زجر و عذاب دلیل دیگه ای هم داشته یا نه...پیش به سوی آینده ای پر از شکمهای گشنه...
سروش :

هراس من
باری
همه از مردن در سرزمین است که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون باشد.
"شاملو"
پنجشنبه 6 اسفند 1394 04:51 ب.ظ
طفلک پیرمرد.
اما در کل بعضی رفتارها برایم عجیب است.مثل هجوم اوردن ادام های بی باور برای گرفتن غذای نظری.
سروش :
شكر كه به استقبال نذری و بخشش نمیروم و در تكاپوی این چیزها نیستم! شكر واقعا!
پنجشنبه 6 اسفند 1394 12:47 ب.ظ
متاسفانه.....
فقر و بیسوادی به معنای نداشتن بینش مردم دو کلید اصلی برای فریبکاری در دست نامزدهاست. البته در استفاده از لفظ مردم دوست ندارم مثل کسی حرف بزنم که خودم رو از مردم جدا میدونم. زمینه هایی هست که هر کسی ممکن قدرت تشخیص پیدا نکنه و فریب بخوره
سروش :
گفتار شما فلسفی است. امروز از ساعت 4:30 صبح بیدارم و همین دو ساعت پیش چیزی خوردم و چند دقیقه پیش هم چیزی آشامیدم! احساس میكنم مغزم یاری نمیكند كه به این مسئله وارد شوم! با پوزش.
پنجشنبه 6 اسفند 1394 10:16 ق.ظ
آدم نمی دونه دلش بحال فقر و بدبختی پیرمرد بسوزه یا بقول شما ارزانی مردم!
سروش :
اگر نظر من ر بخواین، به هر دو. مردم اگر فقیر نبودن كه ارزان نمیشدن! و شاید هم برعكس!
پنجشنبه 6 اسفند 1394 09:32 ق.ظ
احتمالن از نظر پیرمرد:کاش همیشه انتخابات داشتیم ،حتی اگه دیروقت شام بدن.
متاسفم برای دنیای بی رحممان.
سروش :
در روستای پدریم، گدایی زندگی میكرد ملقب به "رب المشرقین" كه از عرش به فرش رسیده بود. در انتخابات دور اول مجلس شورای اسلامی، یكی از كاندیداها كه رأی هم آورد و این سالها به عنوان روانشناس و استاد دانشگاه در تلویزیون هم زیاد دیده میشود، برای تبلیغات قرار بوده به این روستا برود. مردم و هواداران جمع شده و تدارك پذیرایی و نهار مفصل میبینند. به هر دلیل، كاندیدای مورد نظر نمیآید و خوراكیها بین مردم پخش میشود. رب المشرقین هم كه از بهره مندان خوراكیها بوده، خرسندانه دعا میكند كه ای كاش همیشه آقای فلانی بگوید میآیم و نیاید!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر