آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : سه شنبه 4 اسفند 1394 09:01 ب.ظ
موسم انتخابات است  و شور و حال در بسیاری از مردم جریان دارد. لیك خون به دل چون منی است كه دغدغه هایم از جنسی دیگرند! یكی شعار داده "انتخابی پاك" و اصلا این جور نمیاندیشد یك بار هم كه شده در یك حركت اخلاقی، این رقابت سیاسی را به اخلاق و ارزشها گره نزند، آن هم وقتی كه كسی این ریاكاریها را به چیزی نمیخرد! دیگری شعار داده "آمده ام كه مفید باشم، نه مهم"! و نیت آمدگان به عرصه را به خوبی افشا كرده اما گمان نكنم خود نیز چیزی جز این در نظرها جلوه كند! آن یكی كه كارمندی ساده است و تا دو سه سال پیش در كافینت كار میكرد و من مشتریش بودم، خودش برگه های تبلیغاتی ساده اش را پخش میكندو در پشت برگه به شعارها و وعده های دروغ سیاسیون اشاره كرده و تلویحا از مردم خواسته با انتخابی صحیح، به این روند پایان دهند. و البته منظور این است كه مردم او را برگزینند اما با كدام سابقه ی سیاسی و یا كار مهم؟! با كدام كارنامه؟! یكی دیگر كه اكنون نیز نماینده است، شعار میدهد "مانده ام تا استان را با هم بسازیم". انگار با نمایندگی او استان توسعه یافته و تداوم این توسعه به حضور او وابسته است! یكی كه او نیز اكنون نماینده است، شعار داده "پاك باش و خدمتگزار"! انگار نه انگار كه حتی كارهای معمولی و روزمره ی ما هم به انواع ناپاكیها آلوده است چه رسد به عرصه ی سیاست و قدرت و ثروت! یكی در این میان هست كه پارسال مشتری مغازه ی خودم بود و اصلا آدم مهم یا شناخته شده ای هم نیست. این بینوا دنبال خر مرده میگشت! برق تیغ زنی و سوء استفاده در چشمهایش همیشگی بود! یكی از بانوان كاندیدا شعار داده "ما میتوانیم چون تخصص ماست". رزومه اش را كه میخوانی، یكی دو كار پژوهشی كرده و بقیه اش را هم در روستاهای اطراف معلم بوده. بابهای نوی در معنای "تخصص" بر ذهن ناقص آدمی میگشایند ماشاءالله! یكی دیگر كه از محافظه كاران مینماید، شعار "تغییر برای توسعه ی پایدار" داده! بالاخره آدمیزاد ممكن است در برخی برهه های زندگی كارهایی بكند خارج از چارچوب خودش!
بعضیها كه موسیقی و شادی از وجودشان میلرزید، در ستادهاشان طنین موسیقی انداخته اند و غوغایی به پاست. هدف وسیله را توجیه میكند. تنی چند از آنان كه دستی در امور نداشته اند، در این عرصه مدعیند! برخی كه باید پاسخگوی عملكردشان باشند، به میدان آمده و طلبكار بیكاری و وضع نابسامان اقتصادی و اجتماعی و... اند. خوشا چون منی كه اگر هم بخواهم، صلاحیتم تأیید نخواهد شد برای چنین بازیهایی!


پنجشنبه 6 اسفند 1394 12:21 ب.ظ
سلام
از نماینده هاتان گفتید، یاد ان یکی نماینده تان افتادم که سابقا استاد بنده در در ترم اخر کارشناسی بودند و تکبه کلامشان: بی مایه فتیر است.
جناب جیم را میگویم.
سروش :
به به، نماینده ی فعلی ماست به گمانم! من كه تازه به بژنورد بازگشته ام اما میبینم خیلیها در عجبند كه ایشان چگونه رأی مردم را برای رفتن به مجلس جمع كرده اند!!
پنجشنبه 6 اسفند 1394 09:43 ق.ظ
شکر خدا که کمتر شاهد این مسایل هستم.
البته به ظاهر.اصل قضیه برای امثال من اینست که هنوز پسرهایم به علت نداشتن کار مناسب نیاز ه پشتیانی من دارند با حقوق یک ونیم میلیونی در ماه یعنی خط فقر.برای معالجه یک سردرد ماههاست که از دکتری به دکتر دیگر در امد و رفتم.
از هر گروهی که بوده اند اوضاع برای ما همین بوده.
سروش :
معلم دوره ی راهنماییم كه سالهاست در نزدیكی ما بقالی دارد و اصلا اهل بحثهای سیاسی نیست، پوستر یكی از كاندیداها را زده بود. درباره اش كه با او صحبت كردم، گفت من كه طرفدارش نیستم اما هم همشهری همسرم است و هم دانش آموز خودم بوده. سفارش كرده بود كه طرفداریش را بكنم. من هم رویش را زمین نزدم اما به واسطه گفتم كه به فلانی بگو من دو پسر جوان بیكار در خانه دارم!!!
چهارشنبه 5 اسفند 1394 03:20 ب.ظ
خوشا چون شمایی،که صلاحیت تایید شده تان را با رای ریزی در این بازیها، مخدوش نمیکنید.
سروش :
خوشا فریاد زیر آب!
چهارشنبه 5 اسفند 1394 10:06 ق.ظ
دقیقا همین است
به قول ماکیاولی بزرگ هدف وسیله را توجیه می کند
در شهر ما یکی از شعارها این است: آمده ام تا...
همین !!! آمده ام تا سه تا نقطه
و از این شعار تبلیغاتی می توان تا ته ماجرا رفت
باید این مجلس را به توپ بست ، مجلسی که غمش غم مردم نیست!
واقعا خوشا ...
جالب است که طرفداران یک حزب به خصوص چقدر در این کشور مظلوم واقع می شوند! من خودم طرفدار هیچ حزبی نیستم و اصلا حزب را در ایران قبول ندارم! اما دیشب بحث داغ انتخابات در جمع دوستان بود
همه به ائتلاف اصولگرایان می اندیشیدند، از من نظر خواستند صرفا به خاطر دیدن واکنششان گفتم رأی من عارف و دوستان می باشند، آنها سریعا بلند شده و گفتند وای تو اصلاح طلبی و بعد هم رفتند
انگار که من طاعون داشته باشم
تا زمانی که اوضاع اندیشه ها و افکار ما اینگونه است ما جهان سومی باقی خواهیم ماند
سروش :
به نسبی اندیشی در مقابل مطلق گرایی، در عرصه ی سیاست باور دارم. یادم است زمانی كه دانشجو بودم و طرفدار دولت اصلاحات، همین جماعتی كه فقط به اصولگرایان میاندیشند، فكر میكردند حالا چون ما یك علاقه ای داریم، خاتمی رهبر ماست!!! سیاست كه محل این صفر یا صد گرفتنها نیست. همه چیز مخلوطی از سیاه و سفید است اینجا.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر