آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : یکشنبه 2 اسفند 1394 10:32 ق.ظ
گاهی كه چون منی وجاهت دوست، میخواهد یك عكس شخصی بیاندازد و در تلگرامی، فیس بوكی، پروفایلی، جایی بگذارد دیگران ببیند، چه حساسیتها به خرج داده و چه دقایقی در نظر آورده میشود. چه عیبها كه باید پوشیده بماند و چه حسنها كه باید اغراق شود. خودم گاهی احساس ریاكاری میكنم از این كنشها. آن سخن مشهور در ذهنم میآید و سرافكنده میشوم؛ یا چنان نما كه هستی، یا چنان باش كه مینمایی.
حال آنانی را كه خود را نیازمند پرستش میبینند و قرار است چهره ای بی خدشه در اذهان داشته باشند، چه ساز و كارها و هزینه هایی در كار است. چه مایه تفاوت است میان چهره ی واقعی و ظاهرشان!


سه شنبه 4 اسفند 1394 02:32 ب.ظ
در این مورد آدم ها دو دسته اند، یک دسته اونهایی که بدون آگاهی از اشتباه، اون روانجام میدن،دسته دوم اون هایی که آگاهی دارن اما انجامش هم میدن.
دسته دوم یک مرحله جلوترن.

در ضمن من این نوشته رو به انتخابات نسبت ندادم.
سروش :
فردا كه بر من و تو وزد باد مهرگان / آن گه شود پدید كه از ما دو، مرد كیست!
ببخشید، كم دقتی از من بوده. باید میگفتم "عمده ی دوستان". تصحیح كردم.
سه شنبه 4 اسفند 1394 11:16 ق.ظ
سلام
ایمقدر قیافه های خوشگل بی عیب و نقص دیدم که دلم برای یه قیافه معمولی و ساده تنگ شده
سروش :
والا یك مدل قیافه مد شده كه همه میخوان اونجوری باشن. دماغ فلان، گونه بهمان، لب چنان!
دوشنبه 3 اسفند 1394 10:54 ب.ظ
متاسفانه وضیتی شده که دورویی بیشتر ترویج میشود.
سروش :
مارماهی را مانی. منافقی چ كنی؟! یا مار باشی، یا ماهی!
دوشنبه 3 اسفند 1394 07:30 ب.ظ
سلام، شما نگران اونا نباشید، رای میارن و میرن مجلس و اونوقت دو برابر هزینه های فعلی درامد کسب میکنن
سروش :
جالبه كه عمده ی دوستان این نوشته ر به این انتخابات نسبت میدن!
دوشنبه 3 اسفند 1394 03:11 ب.ظ

سروش :
خدا قبول كنه!
دوشنبه 3 اسفند 1394 02:17 ب.ظ
و این درست شبیه "ماه "میمونه، که میگن یک شبه پیدا نیست، اما بعد از گذشت دو سه روز عالم گیر میشه.
سروش :
بله، انسانها هم به تدریج رو میشن.
دوشنبه 3 اسفند 1394 12:27 ب.ظ
یکی از دلایلی که انسان های امروزی اینقدر گرفتار هستن همین بود نمود کردن میخوان چیزی نشون بدن که نیستن
سروش :
می خور كه صد گناه ز اغیار در حجاب
بهتر ز طاعتی كه ز روی ریا كنند!
یکشنبه 2 اسفند 1394 01:02 ب.ظ
فعلا که بازار ظاهرسازی گرمه و ما هم عادت کردیم همه رو با ظاهر خوب بپذیریم بعد کم کم به آنچه پشت نقاب هست پی ببریم
سروش :
چشمی که به شب بنگرد از پشت نقابی / تکرار کند قصه ی روزی و عقابی
تردید ندارد که جهان زیر پر اوست / هر ره که رود سایه ی او همسفر اوست
این مرغ گذر از پل تدبیر ندارد / شاید خبر از گردش تقدیر ندارد
روزی که بگیرند از این چهره نقابی / وقت است کبوتر بزند نوک به عقابی
...
یکشنبه 2 اسفند 1394 10:35 ق.ظ
مثلا عکس های کاندیداهای مجلس که همه رتوش شده اند
حال ما که زیاد اهمیتی نداریم
البته این جا مقصودم فقط عکس و ظاهر بود ولی در واقع در برخورد با دیگران برای بار نخست چه تظاهر ها که نمی کنیم
اگر همه همانی هستند که بودند شاید آدمیت به این درجه از انحطاط نرسیده بود
سروش :
بله، چنان است كه شما میفرمایید. چه نكته ی خوبی ر گفتین.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر