آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : دوشنبه 5 بهمن 1394 07:31 ب.ظ
هفته گذشته مطلبی خواندم با محتوای "جذب بی سابقه ی گرمای زمین توسط اقیانوسها". در این مطلب كه بر اساس نتایج یك پژوهش معتبر بود، اطلاعات و آمار تكان دهنده ای ارائه شده بود؛
بر اساس این تحقیقات 90 درصد از گرمای زمین توسط اقیانوس ها جذب می شود؛ اما این قابلیت اقیانوس ها دارای محدودیت است و اگر این رویه ادامه یابد، در اثر افزایش دمای جهانی و در پی آن افزایش دمای آب اقیانوس ها، چرخه دریا و اتمسفر برهم می خورد و الگوهای آب و هوایی غیرقابل پیش بینی ایجاد خواهد شد.
همچنین عنوان شده بود كه از شروع انقلاب صنعتی كه هنوز 300سال هم از آن نگذشته، تا كنون آب دریاها یك چهارم اسیدیتر شده است. پیش بینی هم شده كه دمای هوای كره زمین در سده ی حاضر میلادی به اندازه ی 4درجه افزایش خواهد یافت كه این فاجعه ای است.
من با خواندن این مطلب و ناامیدیی كه از بشر برای كنترل شرایط دارم، به این نتیجه رسیدم كه در آینده ای كه كره ی زمین دچار مشكلات یاد شده در این مقاله میشود، انسان ناچار زندگی گلخانه ای خواهد داشت. یعنی محوطه های بزرگی را به شكل گلخانه و دارای شرایط زیستی میسازد و جمعیتهای محدودی در آن زندگی خواهند كرد. و این یعنی كم شدن شدید و البته شاید ناگهانی جمعیت بشر. همین الان هم جمعیت بشر زیادتر از حد توان منابع كره ی زمین است. بشر جانوران و گیاهان و آب و زمین كره ی خاك را در خدمت خود به كار گرفته است. آن هم به سنگینترین نمونه ی تاریخ وجود موجود زنده. این وضعیت نمیتواند دوام یابد، دست كم برای این اندازه ی جمعیت.
دو روز بعد از خواندن مطلب نخست، به مطلبی برخوردم كه حاوی نظرهای "استیون هاوكینگ"، فیزیكدان و آینده پژوه نابغه ی معلول بریتانیایی بود. موضوع مطلب، "مسكونی كردن" كرات دیگر برای تداوم نسل بشر بود. او به درستی -به باور من- پیش بینی كرده است كه پیشرفت فنی بشر، كره ی زمین را در آینده نابود خواهد كرد. و بشر باید پیش از این نابودی، كره ای دیگر را مسكونی كرده باشد تا نسلش منقرض نشود. این مطلب مرا به فكر فرو برد. وضع از آنچه تصور میكردم هم بدتر است؛ گلخانه های مسكونی ما در زمین هم راه حل بقای ما نیستند. گلخانه های كرات دیگر این بقا را تضمین خواهند كرد.
فكرش را بكنید چند هزار سال دیگر بشر چه تغییراتی كرده. بی شك همانگونه كه دانشمندان پیشبینی میكنند، دستكاریهای ژنتیك و مجهز بودن بدن به انواع ابزارها و تراشه ها و... از ویژگیهای بشر آینده است. اما آن موقع دیگر معنای بشر و معنای زندگی، چیز متفاوتی است. انسان با محدودیتها و ویژگیهایش معنا میابد. كیفیت بشری است كه هنرها، فنون، ادبیات، جامعه، روابط و... را شكل میدهد و تعیین میكند. وقتی این كیفیت تغییرات بزرگی بكند، بی شك همه چیز عوض میشود. شاید آن وقت دیگر داستانها و افسانه های امروزین ما كه قرنها و شاید هزاره ها دوام آورده و معنا داشته اند، دیگر بی معنا باشند و نپایند. بی شك آن روز بشر به چیز دیگر میاندیشد. شاید آن زمان دیگر "مرگ" دغدغه ی بشر نباشد. نمیدانم چنان بشری نسبت خودش به ما را مثل نسبت كنونی ما به میمونهای انسان نما یا انسان نئاندرتال ارزیابی میكند یا چیز دیگر! حس همخونی نمیكنم با بشر آینده. از هم اكنون احساس غربت دارم.
پنجشنبه 8 بهمن 1394 11:05 ق.ظ
این موضوع گل خونتون خیلی جالب بود ،گرچه عملی نیست اما همه ی پیشرفت های بشر از همین جرقه های ناگهانی بوه و هست.
سروش :
نه شكیباجان، همین الانش هم عملیه. اگر چنین كاری ر الان انجام نمیدن، نیازی به انجامش نیست.
نمیدونم كجا بود كه تو خبرها خوندم میخوان یك شهر زیر دریا بسازن در سالهای آینده. البته با هدف گردشگری.
پنجشنبه 8 بهمن 1394 10:42 ق.ظ
ما قدری افضاتمان مطول بود و چون حوصله ارسالش در هفت-هشت کامنت پی در پی را نداشتیم، اول از خیرش گذشتیم و بعد که چونان کرم درونمان وول خوردن آغاز کرد و دیدیم اگر این فرمایشات نفرماییم ممکن است اسپاسم شدید در اندام حیاتیمان نماییم، لذا همه را به فایلی چپانده و به همین کامنت پیوست کردیم و آدرسش هم درج شده در ذیل احتمالا.
سروش :
شبگرد گرامی، مفتخرم به حضور و نظرهای گه گاه شما. از آنجا كه نظر شما "مطول" بود و بطنهای چندی در آن گشوده شده بود، و در پایان نیز سویه ی فلسفی گرفت كه من خیلی از آن اصطلاحات و مباحث سر در نمیآورم، در این یادداشت تنها به دو سه نكته بسنده میكنم؛
1. استیون هاوكینگ تا آنجا كه من میشناسم، به خاطر "آینده پژوهی"ش این سالها نامش سر زبانها میافتد. این آینده پژوهی نزد من نیز هست و چه بسا بسیاری دیگر هم. اما "استیو" به خاطر سابقه ی علمی و شهرتش، سخنش سر زبانها میافتد و اینجا و آنجا نقل میشود. شما میتوانید نوشته ی مرا فارغ از نام استیو ارزیابی كنید.
2. همانطور كه به نظرهای دیگر دوستان پاسخ داده ام، به باور من میان اندیشیدن به مسائل و مشكلات حال و مسائل آینده ی دور بشر، تناقض و تعارضی نیست. هیچ یك دیگری را نفی نمیكند.
3. بیشك همانگونه كه گفته اید، آینده ی بشر، دست كم به خاطر پیشرفتهای بشر و تحولات با منشأ بشری، پیشبینی ناپذیرتر از آنی است كه بتوان به قطعیت شرایط را آنچنان كه من در این نوشته تصویر كرده ام، دانست. همین طور است پیشبینیهایی كه به داده های علمی بیشتری متكیند. مثلا همین مسئله كه امروز مقاومت میكربها در برابر آنتی بیوتیكها را مانند بمب ساعتی برای بشریت میدانند، خود میتواند آینده را بسیار پیش بینی ناپذیر كند.
چهارشنبه 7 بهمن 1394 11:11 ق.ظ
در ضمن خواستم عذرخواهی کنم بابت اینکه دیر به دیر خدمت میرسم ، ولی هر بار میام از مطالبت مفیدتون کلی استفاده میکنم جناب سروش عزیز ... دست شما درد نکنه ...
سروش :
شما لطف دارین. شرمنده میفرمایین.
چهارشنبه 7 بهمن 1394 11:08 ق.ظ
چند وقت قبل شنیدم که دانشمندان بعد از رشد دادن گل، قصد دارن در مریخ گوجه فرنگی پرورش بدن

اولش یه سوژه طنز اومد به ذهنم که اگر این گوجه فرنگی قرار باشه به کره زمین حمل بشه، هر کیلو چقدر قیمتش میشه؟!!

ولی الان میبینم ظاهرا خیلی هم بعید نیست که بجای اینکه گوجه بیاد پیش ما ، ما بریم پیشش !!!

از بی ملاحظگی نوع بشر(از هر نوعش) در عجبم
تیشه برداشتیم و هرکدوم بنوعی به ریشه خودمون میزنیم.
شاید خیلی بد هم نباشه نسل بشر منقرض بشه!
سروش :
ایشالا توفیق باشه ما بریم پیش گوجه!
من گمانم اینه كه انسان معنای زندگی ر متحول خواهد كرد و اصل زنده بودن ر در شكلهای دیگه صورت خواهد داد. مثلا شاید هزار سال دیگه "انسان" به یك موجود دیجیتال اطلاق بشه! یا مثلا یك موجودی كه در دنیای امروز اصلا نداریمش! یا...
چهارشنبه 7 بهمن 1394 10:34 ق.ظ
گاهی که به تکنولوزی و دست آوردهای بشری نگاه میکنم هم خوشحالم از این همه پیشرفت و هم گاهی غمگین میشوم از اینکه در این دوره به دنیا امده ام اگر دوستان مسائل اعتقادی را چماق نکنن بر سرم به نظر م اصلا بعید نیست دیگر مرگی وجود نداشته باشد.
سروش :
و اگر چنین شود، معنای انسان و هویت انسان متفاوت خواهد شد!
سه شنبه 6 بهمن 1394 06:17 ب.ظ
منظور من این نبود که به فکر آیندگان نباشیم ومنابع رو هدر بدیم و به فکر محیط زیست نباشیم.وگرنه من خودم از محافظین محیط زیستم هرجا که برم آشغالی که خودم تولید کردمو جمع می کنم از کیسه های پلاستیکی تا جایی که در توانم هست استفاده نمی کنم و در مصرف انرژی هم خست به خرج میدم چون فقط صرفه جویی کرده باشم.
منظور من اینه که انسان هزار سال دیگه تو کره ی دیگه ای زندگی بکنه یا روی زمین برام فرقی نمی کنه تا هفتاد یا نهایت صد سال دیگه نسل من نوعی منقرض میشه.
در ضمن بیش از حد به فکر انرژی و محیط زیست و منابع برای نسل بشر هستم.
من احتمالا نتونستم منظورمو برسونم دوستان!
سروش :
نظر شما ر دریافتم. سپاسگزارم از توضیحتان.
پاییز جان، ماشالا شما خیلی مسئولیت پذیر و آگاه استین.
سه شنبه 6 بهمن 1394 05:17 ب.ظ
با توجه به نوشته های دوستان:به نظر من به فکر آیندگان بودن و درست و عاقلانه از منابع استفاده کردن هیچ منافاتی با درحال زندگی کردن و دم را غنیمت شمردن ندارد!!می توان بجای نگرانی ازین که فلانی فلان ماشین و خانه و وسایل لوکس را دارد،چرا من نداشته باشم؟!نگران آینده جایی باشم که به من و امثالم زندگی بخشیده است.
مشکل اینجاست که انسان های امروزه تنها به خود فکر می کنند. ذهن ها را بازتر کنیم خواسته هایمان را کم و عاقلانه کنیم. به امید زمینی سالم و زیباتر!
سروش :
بله، به نظر من هم منافاتی ندارد. چقدر نظرهای شما به من نزدیك است!
سه شنبه 6 بهمن 1394 01:31 ب.ظ
سلام
در مورد این پست با زریماه کاملا موافقم.
اصلا هزار ساله دیگه برام مهم نیست چه بر سر بشر میاد.به نظرم زندگی تو کرات دیگه هیچوقت محقق نمیشه چون انسان رو همین کره با شرایطی که براش پیش بیاد سازگار میشه.
اینها رو نظر شخصی بدونید که اصلا دوست نداره به مشکلی که هنوز پیش نیومده فکر کنه و به خودش استرس وارد کنه.حال رو دریاب برادرمن!
سروش :
ولی برادر من دریافتن حال به معنای غافل بودن از مسئولیت در برابر آیندگان نیست. از اینها گذشته، چه بخوایم چه نه، انسان ذاتا به چنین مسائلی فكر میكنه و بهش میپردازه.
من با شما موافق نیستم. سرعت تغییرات از سرعت سازگاری انسان خیلی بیشتره و روز به روز با نرخ تصاعدی بیشتر میشه.
سه شنبه 6 بهمن 1394 11:16 ق.ظ
سلام. تصور اینکه آیندگان ما رو با اجداد میمونمون(!) یکی کنند خیلی دردناکه!!!
سروش :
چرا دردناكه؟
البته من نگفتم ما ر با میمونها یكی كنن. بلكه گفتم نسبت خودشون به ما ر مثل نسبتی كه از دید ما، ما با میمونهای انسان نما داریم ببینن.
دوشنبه 5 بهمن 1394 10:08 ب.ظ
سلام
همین دو سه روز پیش اخبار داشت از انسانهایی میگفت که داوطلب شده اند برای منجمد شدن در دمای بالای منفی 90 درجه سانتی گراد، تا در سالهای آینده مجددا به زندگی برگردانده شوند، این را برای آن قسمت از این مطلب گفتم که نوشته اید شاید در آن زمان دیگر مرگ دغدغه ی بشر نباشد.

من هیچ نگرانی ای راجع به آینده ی بشر و آینده ی زمین و ... ندارم، در واقع هیچوقت نداشته ام، دلیلش را نمیدانم.
سروش :
خوش به حالتان. من از بچگی دغدغه ی ذهنیم روند تباهی اجتماعی و زیستیی بود كه به گمان من گریبان بشر و زمین را گرفته!
بشر سالهاست به فن آوری كه به آن اشاره كردید دست یافته. و نمیدانم، شاید همین انسانهایی كه اشاره كردید، نخستین فسردگان این روش باشند.
دوشنبه 5 بهمن 1394 08:48 ب.ظ
درود
یعنی در کرات جدید مورد کشف انسان دوپا، نیاز به یک آدم و حوا خواهد داشت؟

جالب بود آخر مقاله به طنز جدی کشیده شد.
سروش :
اگر به روند تكامل آشنایی داشته باشید، میتوان مدعی بود كه یك گروه از ویژگیها و پدیده ها، وقوعشان قطعی است اما خیلی چیزها هم محصول تصادف و چیزهای دیگر است كه تغییر پذیرند. مثلا در استرالیا، پستانداران از یك شاخه ی مجزا كه در هیچ جای دیگر دنیا یافت نمیشوند تكامل یافته اند؛ كیسه داران. اما از میان همین كیسه داران هم موجوداتی پیدا شده اند كه دیگر موجودات را شكار میكنند و میخورند. از میان همین كیسه داران موجوداتی تكامل یافته اند كه در صحراهای كم آب و گیاه، نشخوار میكنند. این ویژگیها در پستانداران دیگر دنیا هم به وجود آمده.
با این مقدمه گمان نمیكنم دانشمندان را باور بر آن باشد كه ما در كرات و جاهای دیگر عالم لزوما باید به دنبال انسان دو پا بگردیم. باید دید تكامل در آنجاها در چه مرحله ای است و چه پدیده هایی را باعث شده. اصلا شاید گونه هایی از حیات آنجاها باشد كه تفاوتهای اساسی با حیات زمینی دارند.
چند روز پیش یادم نیست كجا شنیدم كه به این درجه رسیدن تكامل در كره ی خاك، محصول ثبات نسبی شرایط این كره است. و این ثبات نیز احتمالا تا اندازه ی زیادی نتیجه ی فعالیتهای زیستی موجودات زنده بوده است. ما انسانها این شرایط را به سرعت داریم تغییر میدیم.
به شكل طنز نگاه نكرده بودم اما شما كه گفتین، دیدم بیراه نیست.
در باب پیام خصوصی هم خیلی جالب و خنده دار گفته بودین. ماشالا الان كلی هندوانه زیر بغل دارم!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر