آزادكیش
 
نویسندگان
هفته گذشته مطلبی خواندم با محتوای "جذب بی سابقه ی گرمای زمین توسط اقیانوسها". در این مطلب كه بر اساس نتایج یك پژوهش معتبر بود، اطلاعات و آمار تكان دهنده ای ارائه شده بود؛
بر اساس این تحقیقات 90 درصد از گرمای زمین توسط اقیانوس ها جذب می شود؛ اما این قابلیت اقیانوس ها دارای محدودیت است و اگر این رویه ادامه یابد، در اثر افزایش دمای جهانی و در پی آن افزایش دمای آب اقیانوس ها، چرخه دریا و اتمسفر برهم می خورد و الگوهای آب و هوایی غیرقابل پیش بینی ایجاد خواهد شد.
همچنین عنوان شده بود كه از شروع انقلاب صنعتی كه هنوز 300سال هم از آن نگذشته، تا كنون آب دریاها یك چهارم اسیدیتر شده است. پیش بینی هم شده كه دمای هوای كره زمین در سده ی حاضر میلادی به اندازه ی 4درجه افزایش خواهد یافت كه این فاجعه ای است.
من با خواندن این مطلب و ناامیدیی كه از بشر برای كنترل شرایط دارم، به این نتیجه رسیدم كه در آینده ای كه كره ی زمین دچار مشكلات یاد شده در این مقاله میشود، انسان ناچار زندگی گلخانه ای خواهد داشت. یعنی محوطه های بزرگی را به شكل گلخانه و دارای شرایط زیستی میسازد و جمعیتهای محدودی در آن زندگی خواهند كرد. و این یعنی كم شدن شدید و البته شاید ناگهانی جمعیت بشر. همین الان هم جمعیت بشر زیادتر از حد توان منابع كره ی زمین است. بشر جانوران و گیاهان و آب و زمین كره ی خاك را در خدمت خود به كار گرفته است. آن هم به سنگینترین نمونه ی تاریخ وجود موجود زنده. این وضعیت نمیتواند دوام یابد، دست كم برای این اندازه ی جمعیت.
دو روز بعد از خواندن مطلب نخست، به مطلبی برخوردم كه حاوی نظرهای "استیون هاوكینگ"، فیزیكدان و آینده پژوه نابغه ی معلول بریتانیایی بود. موضوع مطلب، "مسكونی كردن" كرات دیگر برای تداوم نسل بشر بود. او به درستی -به باور من- پیش بینی كرده است كه پیشرفت فنی بشر، كره ی زمین را در آینده نابود خواهد كرد. و بشر باید پیش از این نابودی، كره ای دیگر را مسكونی كرده باشد تا نسلش منقرض نشود. این مطلب مرا به فكر فرو برد. وضع از آنچه تصور میكردم هم بدتر است؛ گلخانه های مسكونی ما در زمین هم راه حل بقای ما نیستند. گلخانه های كرات دیگر این بقا را تضمین خواهند كرد.
فكرش را بكنید چند هزار سال دیگر بشر چه تغییراتی كرده. بی شك همانگونه كه دانشمندان پیشبینی میكنند، دستكاریهای ژنتیك و مجهز بودن بدن به انواع ابزارها و تراشه ها و... از ویژگیهای بشر آینده است. اما آن موقع دیگر معنای بشر و معنای زندگی، چیز متفاوتی است. انسان با محدودیتها و ویژگیهایش معنا میابد. كیفیت بشری است كه هنرها، فنون، ادبیات، جامعه، روابط و... را شكل میدهد و تعیین میكند. وقتی این كیفیت تغییرات بزرگی بكند، بی شك همه چیز عوض میشود. شاید آن وقت دیگر داستانها و افسانه های امروزین ما كه قرنها و شاید هزاره ها دوام آورده و معنا داشته اند، دیگر بی معنا باشند و نپایند. بی شك آن روز بشر به چیز دیگر میاندیشد. شاید آن زمان دیگر "مرگ" دغدغه ی بشر نباشد. نمیدانم چنان بشری نسبت خودش به ما را مثل نسبت كنونی ما به میمونهای انسان نما یا انسان نئاندرتال ارزیابی میكند یا چیز دیگر! حس همخونی نمیكنم با بشر آینده. از هم اكنون احساس غربت دارم.

دنبالک ها: جذب بی سابقه گرمای زمین توسط اقیانوسها، نجات بشر، فقط با مسكونی كردن كرات دیگر،  
[ دوشنبه 5 بهمن 1394 ] [ 07:31 ب.ظ ] [ سروش ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب