نویسنده :سروش
تاریخ: جمعه 2 بهمن 1394 01:10 ق.ظ
چندی پیش مطلبی با عنوان "جدانویسیوسرهمنویسی" در وبلاگم نوشته بودم که به جدا یا سرهم نویسی واژگان و عبارات در نوشتار فارسی دری پرداخته بودم. در آن نوشته بیشتر جانب "سرهمنویسی" را گرفته بودم. در یکی دو روز اخیر نکته ای توجهم را جلب کرد که باعث شد در نتیجه گیری پیشین تجدید نظر کنم.
***
من با توجه به این که یک واژه ی مرکب را دارای معنی و در نتیجه شخصیت مستقل میدانستم، باور داشتم که باید شکلش هم مستقل و منحصر به خودش باشد. مثلا واژه "بیدینتر" از سه قسمت "بی، دین، تر" تشکیل شده است. این واژه معنایی به جز اجزای سازنده اش دارد و اگر چه خواص نفی را از "بی"، صفت تفضیلی را از "تر" و حوزه ی معنایی را از "دین" میگیرد اما خودش مفهوم دیگری دارد و یك كلمه مستقل است. با چنین استدلالی، من برای شکل واژه هم استقلال قائل بودم. اما اخیرا فهمیدم که استقلال شخصیت شکل نوشته شدیدا تحت تأثیر استقلال شکل حروف است. چیزی که در دبیره (رسم الخط) ی مثلا انگلیسی هست و در دبیره ی فارسی و عربی نیست. در انگلیسی، حروف هیچگاه به هم نمیچسبند اما در فارسی و عربی بعضی از پیش میچسبند، بعضی نیز از پس و پیش. چشم نیز کم کم عادت میکند که در هنگام خواندن به جای آن که حروف را یک به یک بخواند، شکل کلمات را به ذهن سپرده و کلمات را بخواند. "استقلال شکل" کلمات مرکب به این شکل که من باور داشتم، باعث میشود املای واژگان پرتعدادتر باشد و در خط پردندانه ی فارسی  (که این نیز خود مشکلی است در نوشتن و خواندن)، خواندن و نوشتن مشکلتر شود. اگر بنویسیم "بی دینتر" یا "بی دین تر"، از آنجا که املای این واژه ی مرکب با املای اجزای تشکیل دهنده اش تفاوتی ندارد، چشم آن را سریعتر بازشناخته و سریعتر خوانده میشود. همینطور سرهمنویسی باعث میشود واژگان طولانیتری بسازیم و بنویسیم كه دست كم از بابت زیباشناسی، زیبا نیست.
با این تفاسیر، نظر پیشین را پس گرفته و اكنون هیچ معیار و قانون درست و دقیقی برای جدا نویسی یا سرهمنویسی نمیتوانم ارائه دهم.


ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :