تبلیغات
آزادكیش - دستشویی

آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : شنبه 26 دی 1394 10:30 ق.ظ
مدتی است در دستشویی پاساژمان كه دو چشمه* دارد، دقت كرده ام كه خیلیها پس از قضای حاجت -كه نمیدانم از نوع 1 است یا 2- به آب كشیدن دستهایشان در روشویی بسنده میكنند. یا من بیش از استاندارد توقع دارم یا این كه معیاری در این زمینه نیست و اگر هم هست، همه گیر نیست! من حتی در خانه ی خودمان، بر همان چشمه ی شخصی (!) هم كه مینشینم، بعد از فراغت، دستها را با آب و صابون صفا میدهم. 1 و 2 ش هم تفاوتی ندارد.      

*مرسوم بودن چنین واحد شمارش پاك و زلالی برای خلا هم خود شاهكاری است، اگر چه چندش آمیز! شاید فرح بخشی مراجعه به هر دو، وجه چنین تسمیه ای بوده باشد!!


یکشنبه 18 بهمن 1394 12:21 ق.ظ
یک وقتی به مناسبت چیزی در باره دستشویی یا همین سرویس های بهداشتی می نوشتم دستم نمی رفت واحد شمارش به قول شما مرسوم(....) را بیاورم. بنا براین دست بکار شدیم و خودم واحد تازه ای برای شمارش دستشویی ابداع فرمودیم.(قلاده) چطوره؟!
سروش :
چرا قلاده؟! وجه تسمیه ش چیه؟!
دوشنبه 28 دی 1394 09:56 ب.ظ
درود

یقلمله = گریه آور

گیلمله = خنده آور

سروش :
سپاسگزارم. آیا معنی اینها نمیشود؛ گرییدنی، خندیدنی؟ مثل "ایچمله" كه میشود نوشیدنی، "یئمله" كه میشود خوردنی و...
یکشنبه 27 دی 1394 06:53 ب.ظ
درود
به اون آدرس رفتم و نظرات رو هم خوندم دیدم نمیشه خودم رو قاطی بحث کنم چون بقول بلوت:
"تفاوت لهجه در همه جا هست"
حالا خوب است که شما و بلوت روی کلمه داش= سنگ اتفاق نظر دارید همین شیروانی های بیخ گوشمان به سنگ(داش) میگن تاش!
پس نمیشه بحث رو ادامه داد و همه حول محور لهجه متفاوت می چرخد.

حالب است بدانید علاوه بر اینکه لهجه یک روستایا شهر هم زبان با شهر و روستای مجاورش تفاوت دارد. لهجه برخی محلات همین بجنورد خودمان با محله دیگر تفاوت دارد.چه برسد به نقاط دور دست.
سروش :
آقای منظور من این نبود كه شما در آن بحث نظر دهید. وانگهی تفاوتهایی چون داش با تاش محلی از اعراب ندارد. منظور همان ساختاری بود كه در واژه "چاتدادان" به كار رفته و توضیح داده شده بود. میخواستم ببینم آیا ما این ساختار را در تركی منطقه خودمان داریم یا نه. یعنی مثلا واژه هایی چون "گریه آور، خنده آور و..." را در تركی ما چگونه میسازند؟
یکشنبه 27 دی 1394 10:53 ق.ظ
سلام. شکلک چندش!!!!!!
سروش :
خدا قبول كنه!
شنبه 26 دی 1394 09:55 ب.ظ
درود
حال صحبت از دستشویی شد بد نیست بگویم که در این باره من یک اخلاق خوب و یک اخلاق بد دارم.
اخلاق خوبم اینکه صبح که می رم دستشویی تا شب دیگه نمی رم.
اخلاق بدم اینکه اگر بنا بر ضرورت پیش بیاد که بین روز احتیاج پیدا کنم حتمن باید خودم را به دستشویی منزل خودمان برسانم مگر خارج از شهر خودمان باشد که خیلی اذیت می شم.
باورش سخت است اما تا جایی که یادم میاد طی 12 سال تحصیلم از دستشویی هیچ یک از مدارسم استفاده نکردم!
عجیبم نه؟
سروش :
علی اكبرخان، شما در هر دو بخش -بد و خوب- عجیبین! خوش به حال دستشویی منزلتان كه چنان مشتری وفاداری داره!
خیلی شنیدم كه میگن فرهنگ یك خانواده ر از دستشوییش باید شناخت! به قطعیت این سخن باوری ندارم اما بی شك میشه اهمیت خانواده به نظم و پاكیزگی ر از دستشوییشون حدس زد. همینطور میشه از دستشوییهای عمومی هم به اهمیت عرصه ی عمومی به طور كل، و اهمیت بهداشت عمومی به طور خاص، در یك جامعه پی برد.
شنبه 26 دی 1394 04:15 ب.ظ
وای مسواک ... دستشویی اه نه
سروش :
متأسفانه واقعیت داره!
شنبه 26 دی 1394 12:58 ب.ظ
ببخشیدا ولی حال ما بسی بد شد(شکلک چندش)
سروش :
ببخشید دیگه! ولی در عوضش این بیت خوشبو ر تقدیم میكنم شاید جبران بشه؛
ز خاك كوی تو هر دم كه دم زند حافظ
نسیم گلشن جان در مشام ما افتد.
شنبه 26 دی 1394 11:55 ق.ظ
سلام
کار خوبی میکنید در هر دو شماره دستهاتونو با آب و صابون میشویید.
مهدیار ما با آب و صابون و خمیر دندون میشوره.البته خمیر دندون رو موقع شماره ی دو استفاده میکنه.
سروش :
ماشالا به مهدیار! این ر كی بهش یاد داده؟!
نمیدونم چرا یاد یكی از خویشان افتادم كه بچه ی كوچیكش مسواكها ر برمیداشته و كاسه ی توالت ر باهاش میشسته! اینها بعد از مدتها فهمیده بودن كه بچه شون این كار ر میكنه!!!
شنبه 26 دی 1394 11:54 ق.ظ
مسلمه که بالاتررفتن.
ازنظردرگیرشدن بابیماری هاگفتم،وگرنه ازنظر پذیرش، این مساله خوب مطمئنن ،هم برای ما قابل پذیرش نیست (نشستن دست ها ورفتارهای مشابه)،هم ازنظر خود آدم های قدیمی هم وقتی در بین اجتماعی بافرهنگ زمان کنونی زندگی کنند ،کم
کم،جامیوفته که کاردرستی نیست.
سروش :
سپاسگزارم از توضیح شما.
یك فیلم مستندی ر مدتها پیش دیدم درباره ی شیعیان اسماعیلی كوهستانهای تاجیكستان؛ میهن ناصرخسرو قبادیانی. همزمان از یك ظرف خوراك میخوردند و همه به نوبت از یك قاشق در همان ظرف استفاده میكردند. برای من و شما حال به هم زن است اما هنوز خیلی نگذشته از آن زمانی كه در مراسمها، دو نفر از یك قاشق استفاده میكردند! من به شخصه بشقابهای دونفری مراسمها را به یاد میآورم. خورشهای دونفری هم كه تا همین اواخر بود و شاید هنوز جاهایی باشد.
شنبه 26 دی 1394 11:50 ق.ظ
عجب!!!
واقعا؟!! چقد کثیف!! براشون کلاس بهداشت بذارید!
سروش :
من گمان میكنم این یك رویه ی عامه و مختص اهل و عیال پاساژ ما نباشه. تو سربازی و دانشگاه هم این حالت ر زیاد دیدم. تو دستشوییهای عمومی جاهای دیگه هم همین حالت برقراره. برید طرف مردانه، دقت كنین.
شنبه 26 دی 1394 11:44 ق.ظ
روحیه مان را هم بهبود بخشید
سروش :
شما بزرگوارین
شنبه 26 دی 1394 11:17 ق.ظ
سلام
سروش :
به به، خواهر زریماااه! رسیدن به خیر. میبینم كه "دستشویی" شما ر به وجد آورده! (جسارت من ر ببخشید)
شنبه 26 دی 1394 10:39 ق.ظ
آب کشیدن دست ها ،مخصوص زمان پدربزرگ ها و مادربزرگ های ماست؛ که فکر میکردن هرچیزی باید حلال باشه وآب کشیدن راه حلال کردن است.
اما اونا از نظر جسمی ،قوی تر ازما بودن , ودرمقابل میکروب هامقاومت بیشتری داشتن.
زمان ما هم قدرت جسمی پایین تراومده, هم به علت استفاده بی رویه از انواع داروها ,میکروب ها قوی ترن ,و هم تعداد بیماری های جور واجور زیادتره ،اینه که آب کشیدن به تنهایی شاید فقط بعضی آدم ها رو از نظر روانی متقاعدکنه ،که دست ها تمیزشدند.
سروش :
ضعیفتر شدن ما و قویتر شدن میكربها، نكته ی قابل تأملیه كه میفرمایین. اما آیا به نظر شما "استانداردهای زندگی" هم بالا نرفتن؟ یعنی حتی اگر مردمان دكترندیده و قوی بنیه ر به دنیای امروز بیاریم، رفتارهای بهداشتیشون از دید من و شما درست در شمار میاد یا نه؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر