آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : سه شنبه 22 دی 1394 10:20 ق.ظ
دوستان لطفا نظر دهند:
در وبلاگ یكی از دوستان مجازی، اشاره ای شده بود به نامگذاری كودك نورسیده ی یكی از آشنایانشان و این كه پدر و مادرها امروزه به دنبال نامهای خاص و كمیاب برای بچه هایشان میگردند، عموما هم با گرایش به ایران باستان. برایم جای سوال شد كه این گرایش والدین به برگزیدن نامی برای فرزندشان كه دیگران نداشته باشند، چرا و چگونه در این سالها همه گیر شده است؟
با سپاس.

*عنوان مطلب مورد اشاره در وبلاگ یادشده است.


شنبه 26 دی 1394 04:03 ب.ظ
نام نیکو یکی از مهمترین وظایف پدرو مادر است که باید برای فرزندانشان انتخاب کنن ولی اینکه این پدر و مادرها چه اصراری دارن که اسامی عجیب غریب انتخاب کنن جای سوال دارد به صرف تک و یا خاص بودن نباید این کار را کرد و بعد بچه بنده خدا یک عمر تحمل کند ، درست است که جهان شده دهکده کوچک و لی به نظر من نام های خاص قومیتی هم باید خوش اهنگ یا لا اقل با معنی مصتلح باشد یکی از همکاران من مدتی درکش و قوس نامگذاری فرزندش بود و نام کودکش را گذاشت ستین وجالب این بود که معنی اش را هم نمیدانست فقط چون خانمش از این نام خوشش امده بود ایشان هم بالاخره موافقت ثبت و احوال را گرفت ودر این گیر و دار تازه متوجه شد که این یک نام لری است .
سروش :
خب، خدا ر شكر كه مربوط به "لُرَل خومون بی".
نظر شما درباره ی علتِ انگیزه ی انتخاب نام خاص و گسترش این انگیزه در جامعه ما چیه؟
نظرتون در مورد نظر شبگرد چیه؟
جمعه 25 دی 1394 04:28 ق.ظ
با نظر جناب شبگرد هم تا اندازه زیادی موافقم.چون عده ای هم میخواهند به معنی اسم ها توجه کنند.خانواده من اسم تمام دخترها را از گل و باع گرفته اند.چون دلشان میخواسته دخترانشان مثل گل باشند..
دوران قبل از اسلام هم یکپارچگی قومی نبوده.لشکرکشی ها خواه ناخواه موجب اختلاط شده.
این را هم بگویم که من شخصا اسمی را ترجیح میدهم که ساده باشد و خوش اهنگ و تلفظش راحت باشد و از نظر معنایی هم یا اسم خاص فردی باشد که برایش احترام قایلم یا معنای مناسبی داشته باشد.
سروش :
گل مینو، سپاسگزارم از توضیحهای شما. شبگرد به علت مد شدن انتخاب اسامی نیست در جهان توسط والدین پرداخته. این موضوع اصلی است كه كمتر به آن پرداخته شد.
پنجشنبه 24 دی 1394 06:52 ب.ظ
گروههایی در جامعه,سلیقه مردم را شکل میدهند.چه بپوشند؟چه بخورند؟چه نامی انتخاب کنند؟ بقیه هم پیروی میکنند.
اگر منظور ایران باستان است که از ان گستره تقریبا چیزی نمانده.فعلا هم که اقوام گوناگونی در ایران زندگی میکنند.انقدر هم عرب و ترک و تاتار و ترکمن و مغول بر این سرزمین حکمرانی کرده و فرزندانی بوجود اورده اند که به گمانم از نظر نزادی نمیشود گفت ما واقعا فارس ایرانی هستیم..بنابراین جز اینکه میخواهیم در هر کاری هم پیرو مد روز باشیم و هم جزو عوام به حساب نیاییم دلیل دیگری نمیبینم.
در شهر ما ,در نسل قبل اسمهایی مثل کیهان,خورشید,حشمت,رواج داشت.این روزها هم این اسمها.
سروش :
اشاره ی شما به گروههای مرجع است. گروه مرجعی كه جامعه ما دست كم در مورد نامگذاری فرزندان اون ر پیروی میكنن، شامل چه كسانی یا چه طبقاتی میشود؟
آیا به نظر شما پیش از ورود اعراب و ترك و مغول، سرزمین ما از نظر قومی و فرهنگی و زبانی یكدست به شمار میآمد؟ (دست كم در همین حوزه ی جغرافیای سیاسی ایران امروز)
نظر شما در مورد نظر "شبگرد" چیست؟
پنجشنبه 24 دی 1394 01:28 ب.ظ
درود
بله درسته ابوالقاسم کنیه پیامبر اسلام است. اما فراموش نکنیم بحث بین وجه تمایز ایران باستان و اعراب است.مسائل را در هم قاطی نکنیم بهتر است.
ابوالقاسم عربی است.
البته پاسخ مرا بهتر بود اینطور می دادید:
فردوسی خودش نام خودش را انتخاب نکرده است بلکه والدینش انتخاب کرده اند.

و علت اینکه خیلی امروزه در ثبت احوال صف می کشند برای تغییر نام همین است که خودشان نام خودشان را انتخاب نکرده اند.
سروش :
علی اكبرخان، اگر مطایبه ی من بر شما گران آمد، بر من ببخشایید.
پنجشنبه 24 دی 1394 09:09 ق.ظ
... از چه چیزی یا چه کسی داریم انتقام می گیریم؟ چرا اینقدر عاشق اول بودن و پیروز بودن و رهبر بودن و کعبه توجهات بودن هستیم؟ چرا هنر فقط نزد ما است و بس؟ چرا ما باهوش ترین مردمان جهان تشریف داریم؟ چرا تمام دنیا جمیع امورات خویش را رها نموده و شبانه روز منتظرند تا ما نوابغ را به محض رویت در آسمان بی فروغشان روی هوا زده و از قبل ما به جایی برسند؟ مگر در طول تاریخ این گونه نبوده؟ مگر علم و دانش و تمدن امروز بشری مدیون ما نیست؟ اصلا همین فیزیک پلاسما را در قرن بوق هجری دانشمندان ما پایه گذاشتند و بعدا این کفار جنایتخوار از ما دزدیدندش. (چند وقت پیش ظریف که نه پت و پهنی پشت تریبونی این مدعا می فرمود). اگر ما نبودیم دنیا الان این که هست نبود. حالا دیدید! ما کلا یه چیز ویژه ای هستیم. اون جنبه فردی و این سویه جمعی و ملی قضیه. حالا آیا جای تعجب دارد که امروز وارد مسابقه ای شویم که در آن به اسم فرزندمان هم مباهات نمائیم؟
در طول تاریخ برای غلبه بر شکست های سهمگین و عقب ماندگی های هولناک که اتفاقا مهمترین علتش هم غقلت و سستی خود مردم و حاکمان این سرزمین بود انده، گفتمان های مای نازنین، مای هنرمند، مای قدرتمند، مای دانشمند، ما را خوشدل کرده و قرار بوده موتور محرک جبران مافاتمان شود که البته تاثیرش بیشتر به همان دل خوش کردن به افتخارات داشته و نداشته مان محدود شده و از مشروطه به این ور که دنیا را غرق در پیشرفت یافتیم و فاصله اش را با خودمان چند سال نوری پس زوری بیش از پیش بر گفتمان های گفته شده گذاشته شد تا مثلا کمبودها زودتر مرتفع گردد ولی باز هم فقط در افخارات و مباهات به همان داشته ها و نداشته ها گیر کردیم و روز به روز فقط غرورمان زیادتر و دماغمان بادش بیشتر شد. (این هم علت این همه عمل جراحی بینی).
هر چه این گفتمان ها در سطح سیاسی و ملی پررنگ تر شد به زندگی فردی هم نفوذ بیشتری کرد. انگار که همیشه از همه عقبیم و باید با برجسته کردن همه چیزمان، خودمان را به هم بیشتر اثبات و مسلط کنیم. همه فکر و ذکر ما امروز اینست: بقیه باید بدانند که ما برتریم.
سروش :
واقعا درود بر شما. یكی از بدیع ترین نظرهایی كه تا كنون در وبلاگم داشته ام، این فرمایش شماست. دری دیگر بر من گشودید. من پیشتر زبانی و ثبت شده، در نظرهای وبلاگی و شاید هم نوشته های وبلاگم گفته بودم كه از ویژگیهای فرهنگی ما ایرانیها "تمایل به تسلط بر غیر" در روابط و مناسبات است: كنترل دیگران. در حالی كه حتی اگر در یك رابطه لزوما نیازی به حالت سلطه هم نباشد، این روحیه در ما ایرانیها وجود دارد. شما این نكته را بازتر مطرح كرده اید؛ اول بودن، پیروز بودن، رهبر بودن... . گیر كردن در افتخارات و مباهات و... . این كه تكرار و پررنگتر شدن این گفتمان در سطح كلان، فكر و شخصیت مردم را نیز تحت تأثیر قرار داده. اثبات و برجسته كردن خودمان.
پیشنهاد میكنم حول محور فرمایشتان بیشتر قلم بزنید تا برای چون منی بیشتر جابیفتد. سپاسگزارم.
پنجشنبه 24 دی 1394 09:09 ق.ظ
نمی دانیم چرا ما هی داریم گمان می کنیم که پرسش در ابتدا چیز دیگری بود و بحث در ادامه چیز دیگری شد. شاید هم طبق معمول ایراد از فاهمه ناقصه جناب ماست که از درک صواب عاجز و هم به صراط ضلالت هادی و شخص شخیص ما نیز چونان رمه گان انگار گریز و گزیری جز متابعت از چنین قوه قاهره آمره ناطقه محبوبه نداریم، پس عنان انگشتان و دستان خویش را به دست مبارک فاهمه نازنینمان (نفسی فداها) می سپاریم و چنین مرقوم می فرمائیم:
اگر پرسش اصلی را همانا "این گرایش والدین به برگزیدن نامی برای فرزندشان كه دیگران نداشته باشند، چرا و چگونه در این سالها همه گیر شده است؟" بگیریم، با اینکه ارتباطات مهمی با بحث ناسیونالیسم، پان ایرانیسم، تعصب، ابراز خشم تاریخی و حتی نژادپرستی می تواند داشته باشد لکن افتراقات قابل توجهی هم با این قضایا دارد و خود می تواند بحت مستقلی محسوب شود. لذا ما نیز به دور از حواشی و متعلقات، مستقلا به اصل مسئله می پردازیم باشد که مقبول افتد.
این گرایش به خاص و برجسته بودن، روز به روز شدیدتر و افراطی تر جوانب بیشتری از زندگی مردمان این مرز و بوم را در می نوردد. یک روز تفاخر به نمره و معدل تحصیلی، یک روز به مدرک دانشگاهی و نام دانشگاه محل تحصیل، یک روز به هنرها که چون یافت می نشود پس به کلاس های هنری ثبت نام شده، روزی به دماغ سربالا شده، به لباس مارک، به خودروی فلان و محله و خانه و حتی ناهار دیروز و کپ شکلاتی خورده شده توی اون مغازه هه و خلاصه با همه چیزمان به همه کسمان (به فتح کاف) می خندیم و تفاخر می کنیم. چرا؟ واقعا چرا؟ ...
سروش :
-شبگرد گرامی، حضور شما مایه ی اعتبار وبلاگ من است.
-من منظور شما را خوب درنیافتم؛ یعنی در نوشته ی من سوالی مطرح شد كه در بحثها و نظرهای نوشته از آن منحرف شدیم؟ اگر منظورتان چنین است، پاسخ من آن است كه ایرادی در پرداختن به زوایا و موضوعات مرتبط با موضوع اصلی نمیبینم.
-من از دعایی كه در حق "فاهمه نازنین"تان كردید و ضمیر چسبان "ها" را به كار بردید، تفقه كردم ایشان مونث تشریف دارن!
-از این زاویه كه شما به اصل موضوع نگریسته اید، هرگز ننگریسته بودم!! واقعا موضوع مهم و جالبی ر مطرح كردین.
چهارشنبه 23 دی 1394 06:44 ب.ظ
رعایت اصول نگارش فارسی، سخت هم که باشه باید رعایت بشه.
نظر دوستان رو خوندم و نکات مثبت و منفیشون رو تا حدود زیادی قبول دارم .
اما من به این مساله، خوشبینانه نگاه میکنم.به نظرمن،جوونا بیشتر به این دلیل این اسامی رو انتخاب میکن که؛به تاریخ ایران بیشتر ازقبل اهمیت میدن،و یه جور عربی گریزی حاد رسوخ کرده ،که اونم طبیعیه.
واما" نیست درجهان بودنش "بیشتر به خاطر اهمیت زیادیه که این روزا ،برخلاف دوران گذشته،برای تعداد اندک بچه هامون قائلیم.
شاید اون قدر که میبایست پدران و مادرانجوونای امروز ارزش قائل نبودن ، وحالا جوونا دارن اینطوری خودشون روتعدیل میکنن.
سروش :
خوبه كه شما هم به رعایتش اعتقاد دارین.
بله. گویا شما نیمه پر لیوان "خودآگاهی" ملی ر میبینین و من و دوستان نیمه ی خالیش (خودآگاهی ناقص) ر دیدیم!
این كه شما خاص بودن اسم ر نشانه ی توجه خاص والدین به فرزندشون میدونین هم نكته ی بدیعیه. تا حالا اینجوری مسئله ر درنیافته بودم!
چهارشنبه 23 دی 1394 03:41 ب.ظ
درود
من با نام های ایران باستان موافقم هرچیه از عربی بهتره.
هرچند جناب فردوسی 30 سال زحمت کشید تا عجم زنده کند بدین پارسی! اما یادش رفت نام خودش"ابوالقاسم" را یک دستی به سروصورتش بکشد!
سروش :
والا من هم حسی مثل شما دارم ولی خیلی دوست ندارم منطقی جلوه ش بدم.
"ابوالقاسم" كنیه ی پیامبر اعظمه! علی اكبر خان، یك چیزی میفرمایین ها!
چهارشنبه 23 دی 1394 01:35 ب.ظ
به اکثر حرف های آنان
به اینکه اسلام باعث عقب ماندگی ما شد
به اینکه اعراب فقط غارت می کنند و تهاجم، و این با روحیه ما ایرانی ها سازگار نبود
به اینکه همه مشکلات جامعه الان را در ورود اسلام به ایران می دانند
به اینکه مخالف این هستند که اسلام دین کامل و برتر است
من با این نوع اندیشه ها مشکل دارم
این فرهنگ ماست که باعث عقب ماندگی ما می شود
و فرهنگ ما ربطی به دین ما ندارد!
البته اگر که قبول کنیم عقب مانده ایم
سروش :
چند نكته:
-اگر به موزه ها سر بزنید، دست كم در باب هنرهای تجسمی و دست سازه ها، تفاوت فاحشی میان آثار دوره ی باستان و اسلامی متوجه میشین. هنر در دوره ی اسلامی متأسفانه به نام دین با تنگ نظریهایی روبرو شد و عموما از رشدش باز ماند.
-به گمان من دستآورد بزرگ فتح ایران به دست اعراب، برای ایرانیان همانا برچیده شدن نظام طبقاتیِ تباری و امكان "تحرك اجتماعی" بیشتر بود.
-ریشه و شكل گیری دولت-ملت ایران ر عموما به دوره ی ساسانی نسبت میدن. در دوره ی اسلامی تاریخ ایران، این "دولت-ملت ایران" دچار یك تشتت چند سده ای شد و تا دوره ی صفویه گویا در كما بود.
-اعراب مسلمان در حمله به ایران و دیگر جاها، در درجه ی اول نیت مسلمان كردن ملل مفتوح ر نداشتن. به گواهی تاریخ، هدف كشورگشایی و انگیزه های مالی بوده. این كه دیگران ر تشویق به اسلام آوردن میكردن، گویا برای جذب متحدانی از مردم مغلوب بوده و بس.
-اگر چه پس از برافتادن جهانشانی ساسانی، قدرت در دست اعراب و مسلمانها بوده، اما قرنها طول كشیده تا مسلمانان در جامعه ی ایران اكثریت جمعیتی پیداكنن.
-قبایل و جماعت بسیاری از اعراب چه پیش از اسلام و چه به ویژه پس از ورود اسلام به ایران، در سرزمینهای ایران ساكن شدن.
-به گمانم استیلا و كوچ قبایل ترك در تثبیت اسلام در ایران بسیار موثر بوده.
-به باور من ما ایرانیان امروزی تركیبی از سه عنصر عمده ی قومی ایرانی و ترك و عرب استیم و نباید به ورطه ی نژادپرستی و قوم پرستی و اصالتهای غیرانسانی دربیفتیم. فردوسی پیشبینیی داره كه خود من نمونه ی بارزش استم؛
ز ایران و از ترك و از تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
نه دهگان (ایرانی)، نه ترك و نه تازی بود
سخنها به كردار بازی بود
چهارشنبه 23 دی 1394 01:18 ب.ظ
در راستای بار تاریخی نظرم رو پس میگیرم. من هیچ وقت درک نکردم مردم با چه روحیه ای اسم بچه هاشون رو آتیلا، چنگیز یا ... میذارن. البته منظورم از بعد تاریخی توی نظر قبلیم بیشتر تکیه بر همون قضایای فلان سردار ایرانی و بهمان کنیز بوده...
سروش :
اگر امكانش هست، این نظرتون ر باز كنین تا من بهتر بفهمم. سپاسگزارم.
چهارشنبه 23 دی 1394 12:23 ب.ظ
به نظر من یکیش فراگیر شدن فضای مجازی و آگاهی بیشتر جامعه و در نتیجه خارج شدن از کلیشه های نامگذاریه,قدیم کسی که کتاب میخوند یا صرفا تقلید از اسم بزرگی که دیده بود ,نامگذاری میکرد,یکی هم برمیگرده به اعتقادات درونی آدمها و مقدساتشون/نه لزوما مقدسات مذهبی/.همه دوست دارند نام فرزندشون بامسما باشه,یعنی یادآور صفات کسی یا ویژگی خاص اون شخص باشه,یکی شجاعت,یکی تقوا,یکی مهربانی ووو.ولی ی دلیل هم داره که شاید غالب شده در همه موارد و نه فقط نامگذاری و اون هم حرکت اکثر ما درجهت موجهای جامعه است,از اینور اونور اطلاعات ناقص در مورد فلان سردار ایرانی یا فلان سردار منفور عرببه دست میاریم,بدون فکر و فقط تحت تاثیر اون حرفها جوزده میشیم و شور میگیریم و کل ی سری اسامی رو پسندیده و بقیه رو به شدت نفی میکنیم,اسامی ایرانیها هم بیشتر بخاطر مقدساتشون اسمهای مذهبی بوده ,میخوایم ادای روشنفکرها رو دربیاریم از سوی دیگه ی بوم میفتیم.
ب نظر من اسم باید به جنسیت بچه بخوره,یادآورم شخص باشعور باشه و البته تلفظش مشکل نباشه که با تلفظ ناصحیحش از کسان دیگه ناراحت بشیم.
سروش :
سحر2 گرامی، سپاس از حضورتان در این درگاه و ای كاش ردی از خود به جا میگذاشتین.
خیلی فشرده نكته های خوبی ر بیان كردین. اشاره هایی مثل "مقدساتشون/ نه لزوما مقدسات مذهبی..." هم حرفها از تفكر شما در خود داشت كه برام جالبه. جوگیر شدن و اداهای روشنفكری مردم ما با تكیه بر اطلاعات ناقص و گاه متناقض و مغرضانه ر قبول دارم. معیارهاتون هم برای انتخاب اسم، كلیدی و مهمن.
چهارشنبه 23 دی 1394 11:41 ق.ظ
سلام
دیشب در مورد این پست کلی اظهار نظر کردم ،و چقدر سخت از نقطه و ویرگول استفاده کردم،اما به قول خودتون : امان از این گوشی!ثبت نشد هرچه نوشتم ، سر فرصت دوباره مینویسم.
سروش :
شكیبای گرامی، امیدوارم حساسیت من به نقطه و ویرگول شما را در تنگنا نگذاشته باشد. این چیزی نیست كه من بخواهم. شما هر جور كه هستید، همانجور مقبولید. با سپاس
چهارشنبه 23 دی 1394 11:33 ق.ظ
حرف هایی که بین کوچه بازار رد و بدل می شود و صرفا به جهت جذاب بودنشان مخاطب خویش را می یابد، و دیگرانی که آن را می شنوند بدون تفکر سعی بر انتقال آن دارند، بدون کسب آگاهی بیشتر در این زمینه!! این ها تفکر عوامانه است. من مطلقا نمی گویم که اشتباه می کنند اما این دسته از افراد در صحبت هایشان بسیار بی منطق هستند و حاضر نیستند استدلال های طرف مقابل را بشنوند حتی!
صرفا یک سری حرف ها را که در نگاه اول زیباست حفظ کرده و می گویند و چه بسیار انسان هایی که با شنیدن از این دست سخنان تمجید و تعریف کرده و به رحتی می پذیرند
شاعری می گفت:
عاقبت عشق مترسک به کلاغ ، مرگ یک مزرعه بود
وای از دست عوام!!!
سروش :
دوست گرامی، فرمایش شما كاملا متین اما پرسش من باز هم پابرجاست. باز هم اشاره ای به محتوای استدلالهای آنها نكردید. من میخواهم ببینم به كدام قسمتهای نظرهای ایشان انتقاد دارید. اگر امكانش هست، به آن مسائل بپردازید. سپاسگزارم.
چهارشنبه 23 دی 1394 10:32 ق.ظ
سلام خوب طبیعیه از بس گفتن سمیه 10 نفر باهم گفتن بله گفتن زهرا 12 نفر گفتن چیه؟ گفتن علی 18 نفر .محمد 28 نفر... حالا اینا حق ندارن یه اسم خاص رو بچه شون بذارن که به درد خودشون گرفتار نشه؟
سروش :
والا چی بگم؟!
این سالها خیلی مد شده نامهایی با وزن آرمیتا بذارن؛ آرشیدا، آرتینا، آرمیلا...
چهارشنبه 23 دی 1394 10:12 ق.ظ
به فلسفه اینکه چرا بعضی چیزها در جامعه باعث افزایش کلاس می شود نیندیشیده ام!!!
خیلی از چیزها در جامعه مد و کلاس می شود که گاها هیچ دلیلی هم ندارند و فقط متابعت از روی عدم آکاهی از این رویه منجر به همه گیر شدن آن خواهد شد
اما با ایران باستان گرایان همیشه بحث هایی این چنین داریم که آنها معتقدند اگر اعراب وارد ایران نمی شدند وضعیت کنونی ایران بهتر بود و ما هر چه می کشیم از آن هاست و ...
و من مخالف این طرز تفکرم و آن را عوامانه می پندارم!
سروش :
شنیده ام گروههایی كه دست بالا را در جامعه دارند -گروههای قدرت- شكل دهنده ی سلیقه ها و مدهای جامعه اند.
شنیده ام 90درصد رفتار انسان تقلیدی است.
من سخن شما را رد نمیكنم، چه بسا هم نظرم. اما چرا آن تفكر را عوامانه میپندارید؟
سه شنبه 22 دی 1394 06:55 ب.ظ
به نظر من اسم فرزند باید یه جوری باشه که تاریخ انقضا نداشته باشه.یعنی تو تمام طول عمرش زیبا و با مسما باشه فک کن یه پیرزن اسمش باشه مثلا عسل..یه به قول پدرشوهرم بره حج و بخوای پیشوند حاجی بهش اضافه کنی مثلا حاج آرتمیس....
در کل بعضی ها بخاطر این دنبال اسمهایی هستند که کمیابه یا مثلا ایرانی بودنش براشون مهمه چون کمبودها و عقده اشونو اینجوری می خوان بروز بدن.
البته این نظر منه و شاید هم اشتباه باشه.
سروش :
به نظرم فرمایش شما در لحظه یا زمان ایستا بیشك درسته اما همه چیز این جهان متغیره. اسم من (سروش) برای فك و فامیل عموما روستایی ما،در دو سه دهه ی پیش یك اسم جدید و قلمبه بود، قرتی بازی بود. اما الان دیگه عادی شده.
"حاج سروش" چطوره به نظرتون؟ یا "كله سروش"؟
یكی از آشنایان هست كه دهه ی ششم عمر ر به پایان رسونده. مكه هم رفته و الان "حاجی داریوش" تشریف دارن!
سه شنبه 22 دی 1394 01:45 ب.ظ
سلام. انتخاب اسم به نظر من یه کار سخت و پر مسئولیته. به شخصه هیچ علاقه ای به گذاشتن اسمهایی که نام فلان سردار ایرانی، کنیز فلان امام و ... است، ندارم...به نظرم هر اسمی باید محتوای معنایی درست داشته باشه و نه صرف اینکه کسی در طول تاریخ با این اسم فلان کرده و بهمان کرده!
سروش :
فلان سردار و بهمان كنیز كه گفتین، خیلی جالبه. تقریبا دو انتهای دو فكر هم شكل اما در راستاهای متفاوت ر نشون میده.
خیلی موافق نیستم كه یك اسم فقط بار معنایی داره. بی شك بار تاریخی و آوایی و... هم داره.
سه شنبه 22 دی 1394 11:19 ق.ظ
این که یک اسمی تک باشه خیلی هم فکر بدی نیست بشرطی که لااقل خوش لفظ و زیبا باشه، من خودم به شخصه اسم عربی رو نمی پسندم نه این که دشمنی با اعراب داشته باشم!!! نه به این خاطر که فارسی بنظرم اینقدر غنی هست که نیاز به زبان بیگانه ای نباشه،
سروش :
خوش لفظی و معنی زیبای یك نام، از معیارهای امروزی جامعه ماست و با پیشرفت فرهنگی و اجتماعی و باسواد شدن مردم ما نسبت مستقیم داره. اگر به اسمها و وجه تسمیه های نسلهای گذشته ی خودمون دقت كنیم، متوجه میشیم كه گذشتگان نه چندان دور ما مثل ما فكر نمیكردن.
گمان میكنم یك خودآگاهی نسبی در ما ایرانیان باعث شده كه عرب گریز یا حتی عرب ستیز بشیم. یك عصیان ناخودآگاه بر سنتها و باورهای سنتی -كه از قضا با دین عربی در پیوندند- در رویكرد امروزین مردم ما هست. و این به عرصه ی نامگزاری هم كشیده شده. همون جور كه الان نامهای اروپایی هم بین مردم ما رواج پیداكرده، فكر میكنم ما به یك سیستم نامگزاری بین المللی نزدیك میشیم.
سه شنبه 22 دی 1394 10:48 ق.ظ
سلام
فارغ از بحث فراگیرشدن نام های اصیل ایرانی در سال های اخیر، بحث تعریف و تمجید از ایران قبل از اسلام و زرتشت نیز بسیار گسترده شده است، عده ای چنان نفرت از اعراب دارند که تنها عامل بدبختی جامعه را ورود اعراب به ایران می دانند. از نظر آنها مدیریت و توان مندی در رهبرانی که تاکنون بر مسند قدرت نشسته اند هیچ مهم نیست و صرفا هرآنچه مربوط به ایران باستان است نیکو می باشد. من خود با اشخاص بسیار زیاد این چنینی تا به حال وارد جدل شده ام اما این ها حتی در جدل نیز سفسطه کرده و به هیچ طریق اقناع نمی شوند !
من گمان می کنم به خاطر این طرز تفکر است که تمایل به انتخاب نام اصیل ایرانی این اواخر گسترش یافته است
اما اینکه نامی گذاشته شود که تک باشد و بعد از ده بار تکرار در ذهن مخاطب بماند، تازه اگر که مثلا یک ماه نوزاد تازه رسیده را نبینی ، اسمش نیز از یادت خواهد رفت! بحث دیگری است. من فکر می کنم یک اپیدمی شده و بدون هیچ عقیده خاصی این اتفاق می افتد! شاید صرفا "کلاس گذاشتن" !!!
سروش :
با شما هم نظرم كه گرایش به فر و شكوه ایران باستان، در ایران معاصر گسترده شده. همچنین موافقم كه خودآگاهی ملی-تاریخی ایرانیان امروز ناتمام و ناقص است. اما ای كاش بگویید كه با ایران باستان گرایان چه بحثهایی را مطرح كرده و میكنید.
این كه نام كمیاب گذاشتن نوعی كلاس شده و مُد شده، هم نظر من را به شما نزدیك میكند. اما چرا چنین كلاس گذاشتنی مد شده؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر