آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 12:29 ب.ظ
از آشغالدانی درش آوردم و به پسرداییم دادم. داشتم آشغالهای مغازه را توی كیسه ی پلاستیكی جمع میكردم. با پوزخندی گفتم، از آشغالدانی درش آوردم، میشناسیش؟ نگاه كرد و شناخت. گفت چند سال مدیر كل فلان اداره بوده. گفتم دیروز با چند نفر دیگر آمده بودند توی پاساژ و مغازه به مغازه میرفتند و گفتگو میكردند. اینجا آمدند و گفتگوی ما طولانی شد. آخر سر، این كارتهای تبلیغات را دادند و من همه ش را انداختم توی آشغالدانی.
دقایق نسبتا طولانی، با همراهانش اینجا منبر رفتند. من هم در سخن راندن و مخالف خوانی كم نمیاوردم. ضعیف بود به باور من. جذبه ای درش احساس نكردم. جدای از خیلی مسائل كه دقیقا نقطه ی مقابل هم بودیم، راه حلهایش برای مسائل و مشكلات، اصلا انسانی و اخلاقی و منطقی نبودند. نمونه اش راه حل ایجاد باند قدرتمند بژنوردیها برای كسب مناصب استانی در برابر باند شهرهای اطراف بود. من اصل این تفكر را زیر سوال میبردم. میگفت شما آرمانگرایید! باید در فضای موجود فكر كرد و راه حل ارائه داد. نمونه اش راه حل ایجاد باند خراسان شمالی برای حضور پررنگتر در مركز بود. مثالش هم اصفهانیها بودند كه در همه ی اركان حكومت نفوذ دارند و خرشان میرود. من باز اصل این باندبازی را زیر سوال میبردم. به شفافیت فضا و رسانه های آزادِ منتقدِ قدرتمند برای رو شدن دست رانت خواران و سوء استفاده كنندگان معتقدم و اینها را گفتم. گفت نشر خبر دزدی و گرگی، جامعه را آرام میكند یا ملتهب؟ تا ته خواندم ذهنش را و...
ننوشتنش اولیتر. نه زبان سرخ میخواهم و نه سر سبز. به اندوه خویش میخزم.


جمعه 18 دی 1394 10:00 ب.ظ
همیشه میام با اجازه (نه بی اجازه درست تره)جواب کامنت ها رو میخونم چون خیلی جالب جواب میدی شما
راستش خیلی حوصله ی نوشتن ندارم بعضی از مخاطب ها هم آزار میدن آدمو، آدم انگیزه نوشتن رو از دست میده
سروش :
شما بزرگوارین و لطف دارین.
امیدوارم من کسی باشم که در قسمت نظرهای وبلاگتون، به شما انرژی مثبت بدم.
جمعه 18 دی 1394 06:00 ب.ظ
درود با توجه به کورد بودن شهرهای قوچان شیروان بجنورد سبزوار چناران و مناطق تابعه ایا نظر شما در مورد کرمانجیها چیست
سروش :
با توجه به ساختار سوال شما که با حرف پرسش "آیا" همراهه، باید بگم بله یا نه! ولی من میگم خداوند تعالی توفیق دهاد انشاءالله!
جمعه 18 دی 1394 03:24 ب.ظ
هرکه بامش بیش برفش بیشتر...
البته این منطق لیبرالیستهاست در اقتصاد
سروش :
معرفی نکردین!
پنجشنبه 17 دی 1394 09:56 ب.ظ
دقیقا از سیاست چه انتظاری دارید؟ جر باند بازی؟ همیشه همین طوری بوده. جز این باشه دیگه اسمش سیاست نیست. من و شما هم نماینده بشیم فکر نکنیم جز این بشیم.
سروش :
از سیاست انتظار شفافیت دارم.
جالبه که کسی به سلامت این قوم ایمان نداره!
پنجشنبه 17 دی 1394 09:04 ب.ظ
چیزی که درد ناکه اینه که مردم ما یه اشتباه رئبارها انجام میدن
خیلی از همین نماینده ها بیشتر از یه باره که راهی مجلس شدن
اما ما جی ازشون دیدیم؟
سروش :
شکیبای گرامی، آیا به نظر شما مردم ما انتخاب دیگه ای هم دارن؟
پنجشنبه 17 دی 1394 11:37 ق.ظ
سوال سختی بود
بهش فکر نکردم تا به حال
افسوس هنوز جوانم و کام ها در دل دارم وگرنه خود عامل انتحاری می شدم!!!
بی شک اما این مردم هستن که می توانند هرکاری انجام دهند اگر که آکاه باشند و متحد
سروش :
انتحار! شهید راه مجلس! الله تعالی قبول كناد انشاءالله.
پنجشنبه 17 دی 1394 10:28 ق.ظ
درود
ممنونم از حضور و نظرتون و ذوق بداهه سراییتون
خوندم
چیزی ندارم که بگم
جز درد
سروش :
دردی است غیر مردن كان را دوا نباشد
پس من چگونه گویم كاین درد را دوا كن؟!
پنجشنبه 17 دی 1394 09:19 ق.ظ
از نظر من مجلس حال حاضر را باید باری دیگر به توپ بست
که در آن هر چیزی دغدغه شان است به جز "مردم"
سروش :
كی باید این كار ر بكنه به از نظر شما؟
چهارشنبه 16 دی 1394 07:34 ب.ظ
سلام
شما رو به خوندن این مطلب دعوت میکنم
بی ارتباط با مطلب شما نیست ...
www.hamsadehha.blogsky.com

آدمکهای انتخاباتی در المپیک پارلمان ایران چه می کنند؟

بقول مینو جان چه بگویم که ناگفتنم بهتر است ..

سروش :
یادم نمیرود كه اسوه ی اخلاق و راستی و درستی در عرصه ی سیاست، حضرت حداد عادل، همان اوایل كه گروه آبادگران راه افتاده بود، حتی بعد از نشستن بر كرسی مجلس (اگر اشتباه نكنم)، بحث ساختن ژاپن اسلامی را مطرح میفرمودند! من بیمار دل فكر میكردم كلاشی است كه دروغ میبافد و خودش هم به حرفش ایمان ندارد و... . نمیدانستم كه این سخنان نقل و نبات عالم سیاست است و نباید به ساحت مقدس ایشان خرده گرفت!!!
خواندمش و نظر دادم. دست شما درد نكنه. قلم توانایی دارن.
چهارشنبه 16 دی 1394 06:36 ب.ظ
درود
بله! امروزها باز به خیابون ها و کوچه پس کوچه ها می روند برای......! کمک کنید..به من عاجز یک رای کمک کنید!خدا ایشالا یک در صندوق، هزار در مجلس به شما عوضی بدهد!!..کمک کنید..

راستی ماچ نگرفتند؟ چون برخی معتقدند این روزها:
هر ماچ=یک رای
سروش :
والا خیلی اصرار داشتند كه من خیلی خوب حرف میزنم و خیلی جوان فهمیده ای استم و دغدغه دارم و این چقدر خوب است و... و حتما باید به ستادشان سر بزنم. "حالا شما بیا ستاد، اونجا بیشتر حرف میزنیم...". نمیدانم، شاید میخوان اونجا ما ر خفت كنن و از اون كنج لباشان ما ر ماچ مالی كنن!
چهارشنبه 16 دی 1394 06:25 ب.ظ
بقول معروف چه گویم که ناگفتنم بهتر است.اگر قرار بود واقعا بفکر بهبود اوضاع و چاره جویی باشند که وصع این نبود.
سروش :
به اعتراف كاظم جلالی، نماینده ی چندین دوره ای شاهرود در مجلس، "عنصری به نام مردم در دعواهای سیاسی مغفول مانده است."
چهارشنبه 16 دی 1394 04:23 ب.ظ
درود
12هم شد
به روزم
دعوتید
هماره انوشه بزی
سروش :
از حضرتعالی كمال امتنان را دارم كه تشریف آورده و حسن عنایت دارید.
إن الله یحب المحسنین.
چهارشنبه 16 دی 1394 03:07 ب.ظ
برادر عزیز متاسفانه دست ما کوتاه است و خرما بر نخیل .... وقتی ارزش ها شده ضد ارزش ، وقتی هیچ پست و مقامی بر اساس شایسته سالاری نیست ، وقتی همه خودشان را به خواب زده اند وقتی مصاحبه های نزدیک انتخابات افرادی را انتخاب میکند که در دیگر موارد جزو مغضوبینن معلوم است که صحبت های شما را ارمانگرا میدانن ....انچه به جای نرسد فریاد است
سروش :
شما هم در خود فرو میرین؟
چهارشنبه 16 دی 1394 01:53 ب.ظ
سلام خوبی خیلی قشنگ بود مطلب اصلا وبت قشنگه من که حال کردم

ممنون
سروش :
قربانت، خوبم. خواهش میكنم، شرمنده میكنی، قشنگی از خودته. منم حال كردم. خدا خیرت بده.
من ر یاد احوال پرسی این آقایی كه دیروز با هیئت همراه اومده بودن مغازه م و شرحش ر اینجا نوشتم، میندازی.
منم ممنون.
چهارشنبه 16 دی 1394 01:39 ب.ظ
بعضی جمله هاتون برام واضح نبود باید دوباره برگردم و بخوانم
سروش :
نمیخوام خیلی واضح بنویسم. نمیخوام به عقوبتش گرفتار بشم. ننوشتن اولیتر.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر