آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : پنجشنبه 3 دی 1394 01:12 ب.ظ
نوشته ای است ناتمام. لكن در این چند روز كه نوشته امش، ذهنم قفل كرده و فراتر نمیرود.
از ركود خویش میگریزم به به روز شدن.
***
میهن ما، سرزمین فرصتهاست. اگر چه اینجا، فرصتها متنوعند و بسیار، اما در مقایس ملی همیشگی و پرتكرار نیستند و برای بهره بردن از آنها باید تیز بود و هشیار. همیشه دست نمیدهد درآمدهای نفتی دولت رویایی باشد و همزمان نیت كرده شده باشد این درآمدها سر سفره ی مردم آورده شود. آنان كه قدر این فرصت را -در هر عرصه ای- دانستند، اكنون در عرش اعلایند. اگر چه شاید همین چند سال پیش نان خشكی نیز بر سفره نداشتند. بیشتر مردم هم كه متأسفانه هنر استفاده از فرصتها را ندارند، هنوز سفره ی شان رونقی ندارد. كسی چه میداند، شاید دیگر ابر قدرتها پا ندهند مبادلات مالی و پولی ما را تحریم كنند. كو تا اجماع جهانیی دیگر! خوشا فرصت شناسانی كه از این مسئله ملی، وقتی مردم راه برعكس میرفتند و آسیب پذیرتر میشدند، هنرمندانه بهره بردند و تعالی كرده و میلیاردها اندوختند.
فرصتها همیشه كلان نیستند و دلیلی هم ندارد كه در زندگی از فرصتهای كوچك پرهیز كرد. مثلا وقتی چراغ سبز است، هر طور كه شده و با هر ترفندی باید از چهارراه گذشت. معلوم نیست كه دوباره چراغ سبز میشود یا نه. یا باید هر طور كه شده و در هر شرایطی به فكر بود تا از ماشین جلویی جلو زد، حتی اگر قرار است صد متر پایینتر پارك كنیم. دنیا معلوم نمیكند، شاید دیگر فرصت سبقت گرفتن در زندگی پیش نیاید.
مردم ما نیز به لطف مهیا بودن شرایط، در فرصت طلبی تا بدانجا مهارت یافته اند كه با طناب مفت، قابلیت خفه كردن خود را نیز دارند*. وقتی هر از گاهی، فرصتی دست دهد و محرمی شود و غذای نذریی در كار باشد، گنجایش شكمها، دوبرابر و گاه بیشتر میشود. فرصت است آخر؛ زندگی است و همین تك فرصتها. صفهای طولانی و عمومیتر از آن تجمعهای انبوه و بی نظم و ترتیب برای نذری گرفتن و گاه زد و خوردهایی كه من از بچگی در چنین بزنگاههایی شاهدش بوده ام، همه حكایت از آگاهی مردم ما به نقش حیاتی به كار بستن چنین فرصتهایی در زندگی دارد. مسئله را خیلی فلسفی نكنیم و خودمان را در این ویژگی سرآمد جهانیان ندانیم. جنگ زدگان و قحطی زدگانی كه در تلویزیون و رسانه های تصویری میبینیم هم وقتی غذا میرسد، از دریدن همدیگر ابایی ندارند. این میرساند كه آدمی به صورت فطری فرصت شناس است.



* اشاره به ضرب المثل "طناب مفت، خودت را خفه كن.". برابر ضرب المثل "مفت باشد، كوفت باشد.".


دوشنبه 7 دی 1394 02:18 ب.ظ
استفاده از فرصت ها فی نفسه کار بسیار عالی است دعا کنیم که دچار سو استفاده از فرصتها نشویم
سروش :
إن شاءالله تعالی چنین باشد.
شنبه 5 دی 1394 11:46 ق.ظ
دقیقا همینطوره
سروش :
إن شاءالله كه همینطور باشد.
شنبه 5 دی 1394 12:52 ق.ظ
سلام
پست خوبی بود در خور توجه و تفکر...
سروش :
خوشحالم از توجه و درنگ شما.
جمعه 4 دی 1394 12:56 ق.ظ
هیچوقت نخواسته ام از این فرصت ها.گر چه هر روز سرکوفت میشنوم که فلانی یک ذره از هوش ترا هم نداشت و حالا ببین چه وضع وزندگی.
سروش :
مینوی گرامی، پیام شما ناقص است ولی اگر منظورتان این بوده باشد كه هرگز نخواسته اید از چنین فرصتهایی بهره ببرید، درود بر شما میفرستم.
پنجشنبه 3 دی 1394 12:35 ب.ظ
درود
درست یا غلطش را نمیدونم اما ما یاد گرفتیم این پول های زحمت نکشیده ی یامفت اگه بیان توی زندگیمون یه جایی بالاخرا راه خودش رو باز میکنه و مکافاتش رو باید پس بدیم حالا حتی اگه روزگارم زورش نرسه یه جایی خودمون هر جور شده فرصت میدیم که تقاصشو پس بدیم (حداقل توی فکرمون که این طور میچرخه)
خلاصه :خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو!!!
سروش :
بله، تو فرهنگ ما اینجوری جا افتاده. اما عمل خلافش هم كم اتفاق نمیافته. ضمن این كه من باور دارم باید یك ربط منطقی و علی بین اون كار و آنچه ادعا میشه تبعات اونه، برقرار بشه. وگر نه مثلا این كه طرفی با قاچاقفروشی به ثروتی رسیده، دلیل نمیشه كه فردا بچه ش سرطان بگیره.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر