آزادكیش
 
نویسندگان
در باباامان بژنورد، امامزاده ای بود كه گنبد و بارگاه ساده و كوچكی داشت. پارسال زمستان كه گذرمان به آنجا افتاد، دیدیم محوطه ی دور و بر امامزاده را زیر و رو كرده، چنارهای تناور اطرافش را درآورده و دارند صحن مطهر را توسعه میدهند. چند روز پیش كه باز هم گذرمان افتاد، دیدیم یك اتاق بزرگ چهار ضلعی با دیوارهایی بسیار بلند كه از درون و بیرون آجر سفال بندكشی شده بود، دور قبر مطهر درانداخته اند. درِ بی قواره ی آهنی و شیشه ای بزرگی نیز برای ورودی گذاشته اند و پنجره های فلزی هم بزرگند و در ارتفاع. بالای پنجره ها هم حالت گنبدی دارد.
باباامان دره ای است در شمال بژنورد كه از دیرباز تفریحگاه بوده. باغهایی داشته و چشمه هایی در آن میجوشیده. آن چه از چند دهه پیش به این سو، آنجا برقرار بوده و توسعه یافته است، یك محیط جنگلی ساخته ی انسان با درختان عموما برگ ریز و چنارهای بزرگ و بسیار كه توی چشمند و همچنین چند حوض آب بزرگ و... است. هنوز هم آنجا چشمه های آبی میجوشد، اگر چه نه به سرزندگی گذشته ها. در آن محیط كوهستانی و شیب دار، درختان بزرگ، با شاخه های در هم تنیده، به لطف كم بودن نور خورشید، فضا را انبوه و شلوغ جلوه میدهند. چنین محیط بسته و تنگ و تاریكی، مانع از به چشم آمدن عظمت ساختمان جدید امامزاده -كه گویی تنها ویژگی درخور این بنای بی روح است- میشود! این امامزاده پیشتر فضای محقر و روحانیی داشت. رفت و آمد و عنایت مردم به آن نیز در همان حد بود. رنگ سبز همان اتاق كوچك، خودش یك حس و حال صمیمی القا میكرد. اكنون یك اتاقِ بی روحِ دراندشتِ بی خودی پهن و الكی سقف بلند علم كرده اند كه یعنی بله، عزت و احترام امامزاده را آنگونه كه شایسته است، به جای آورده اند. نباشد این ارادت و احترامشان كه سادگی، صمیمیت و روحانیت امامزاده را نیز ذایل كردند. اكنون خلوتی و بی رونقیش بیشتر به چشم میآید. در چنین حال و روزی نخستین چیزی كه به ذهن مریض چون منی میرسد، مَثَل چراغی است كه به خانه رواست و به مسجد نه. بعد از آن وجود پلید شكاك من گمان میبرد كه ساختن این ساختمان نو كه از ظرافتهای معنوی و روحانی تهی است، بیشتر ناندان بوده است تا كوششی مقدس برای آستان مبارك.
یكی از خویشان كه ساكن شهر بارسلون -از بلاد كفر- است، مدعی است دولت و شهرداری آنجا نظر به حفظ بافت تاریخی و سنتی شهرشان، نمیگذارند صاحبان املاك در خانه هاشان (به گمانم دست كم در نمای ساختمان) دست ببرند. حال ما بدون آن كه نیازی باشد و از توسعه ی فضای چنین امامزاده ای ناگزیر باشیم، خودمان را از داشتن یك بنای قدیمی و یادگار گذشتگان نیز محروم كردیم. اگر آن امامزاده به همان حالت میماند، بعید میدانم كه مایه ی كسر شأن مومنان میبود. شكوه و عظمت جلوه ها دارد و همه اش در بزرگی و دراندشتی نیست.

[ سه شنبه 1 دی 1394 ] [ 10:33 ق.ظ ] [ سروش ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب