تبلیغات
آزادكیش - دغدغه
نویسنده :سروش
تاریخ: شنبه 28 آذر 1394 11:01 ق.ظ
از همان بچگی دغدغه ی ضایع شدن حقمان را داشتیم. وقتی میرفتیم نانوایی، هم بهمان سپرده بودند و هم خودمان میدانستیم كه باید حواسمان جمع باشد، كسی نوبتمان را نگیرد! در همه كارهایمان تقریبا این حساسیت وجود داشت. اكنون اگر چه صفهای نانواییها منظمتر شده اما فشار زندگی، رقابت را شدیدتر كرده و حواسمان را بیشتر جمع میكنیم. مثلا در رانندگی تمام تلاشمان را میكنیم كه یك وقت كسی زودتر از ما از چراغ سبز نگذرد. در چهارراه كه میخواهم مستقیم برویم و حق تقدم با ما است، باید سرعت عمل به خرج دهیم تا یك وقت ماشین خط مخالف زودتر نپیچد و برای ثانیه ای راهمان را بند نیاورد و پیوستگیمان را نگسلد. یا در میدان، یك وقت آنهایی كه ما بر ایشان مقدمیم، جلو نزنند. به فروشگاهی میرویم كه چند مشتری سر دخلش منتظر حساب كتابند. صف و ترتیب در ذات فرهنگ ما نیست و اصلا هم دلمان نمیخواهد كسی كه دیرتر از ما آمده، زودتر كارش راه بیافتد و حق هم داریم. هنگام سوار شدن به اتوبوس برون شهری، دغدغه داریم كه صندلیمان با بلیطمان تطابق كند و كس دیگری جایمان ننشسته باشد یا ننشانده باشندش. در یك استخدام اگر نمره مان خوب باشد و شرایطمان مناسب، خاطرمان مشوش است كه نكند دیگری را جایگزینمان كنند.
اینها همه آن روی سكه ای استند كه روی دیگرش، شهوتِ خوردن و پایمال كردن حق و نوبت دیگران است.
اما شاهكار ما آنجاست كه برعكس همه ی آن چیزها، وقتی چند نفریم و از یك در میخواهیم بگذریم، خیلی حواسمان جمع است كه مبادا زودتر از دیگران بگذریم. نهایت مروت خود را در چنین مسائل بی اهمیتی به خرج میدهیم.


ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :