آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : شنبه 21 آذر 1394 08:39 ب.ظ
در احوالات داوینچی، نابغه ایتالیایی، نقل است که طرحها و نقشه ها و نقشهای ناتمام و رهاشده بسیار داشت. اینها جز آنهایند که به پایان رسیده و عملی شده اند. تشبه به بزرگان، خود مرتبه ای است لاجرم که چون منی نیز ناتمامهایم بسیارند. اما آنچه داوینچی را آن میکند که هست، تمامهایشند که من از آن بی بهره ام. سودای نام نیست که مرا چنین آشفته میدارد. حسرت تخصص است، غم کیفیت است. این مرتبه را نیز همتی باید. در حق خویش همواره روا دیده ام این سخن آشنا را؛ در همه کار ناتمامی.*


* سخنی است در تاریخ بیهقی منسوب به بونصر مشکان (استاد بیهقی) خطاب به بوسهل زوزنی (وزیر حکومت غزنوی).


سه شنبه 24 آذر 1394 04:10 ب.ظ
سلام
گمان می کنم بخشی که مربوط به خودمه و ویژگی های ذاتی خودم تغییر چندانی نکنه اما بخشی که مربوط به محیط هست پس در مملکت دیگه هم مطمئنا تغییر میکنه، اگر چه که نمی شود منکر تاثیر محیط بر خود شخص هم شد.
این چیزی بود که به ذهن من رسید.
سروش :
بله، دقیقا؛ نمیشود منكر تأثیر محیط بر خود شخص شد.
یکشنبه 22 آذر 1394 09:49 ب.ظ
نمیدونم واقعا! تا حالا بهش فکر نکردم.
سروش :
پس فكر كنین.
یکشنبه 22 آذر 1394 06:15 ب.ظ
نمیدونم اسمش چیه؟ اما فک می کنم این نارضایتی از خود و کاری هم براش نکردن همیشه اذیتم کرده.
سروش :
آیا همین من و شما با همین شخصیت و وضعیت اگر در یك مملكت دیگری بودیم، باز هم همین احساس را داشتیم؟ یا دست كم شدت و ضعفش همین قدر بود؟
شنبه 21 آذر 1394 08:14 ب.ظ
سلام

یاد همان بحث میانمایگی افتادم...

جمله اخر با من هم هست.
سروش :
یعنی توقع شما هم از خودتون بالاست؟!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر