آزادكیش

نویسنده : سروش
تاریخ : سه شنبه 3 آذر 1394 06:20 ب.ظ
این دبیره (رسم الخط) زبان دری (فارسی دری) هم خود مرا غمی افزوده بر غمها*. از هر كجایش كه بگذریم، جدانویسی و سرهم نویسی، برای من و همه ی فارسی نویسان معضلی بوده و است. قصه از آنجا آغاز میشود كه برخی حروف الفبای این زبان، چسبانند (ب، س، ی...) و برخی فقط از یك سو میچسبند (ا، د، ر...). آن وقت شما میخواهید بنویسید "جدانویسی" و بین "جدا" و "نویسی" فاصله ای نیست، اگر چه آنها به هم نچسبیده اند. حالا وقتی با این قاعده میخواهیم بنویسیم "سرهم نویسی"، شك به دلمان میافتد كه آیا میشود بین "سرهم" و "نویسی" هم فاصله ای نباشد؟ و وقتی میبینیم كه نوع تركیب و همچنین تلفظ هر دو عبارت یك جور است و این قانون باید در نوشتنشان رعایت شود، یادمان میآید كه "م" حرف چسبان است و اگر بخواهیم بنویسیم "سرهمنویسی" هم بلند بالا میشود و هم در دبیره ی بی اِعراب (فتحه، ضمه، كسره) ما، خواندنش مشكل.
بحثی دیگر در این موضوع، استقلال معنایی واژه هاست. "سر"، "هم" و "نویسی"، هر كدام واژه ای معنادار و مستقلند اما "سرهم" نیز واژه ای تركیبی اما مستقل است و همچنین "سرهم نویسی" واژه ای تركیبی اما دارای مفهوم مستقل است و یك تركیب اضافی یا وصفی به شمار نمیرود. یعنی "سرهم نویسی" یك مفهوم جدید است كه نه "سر" است نه "هم" نه "سرهم" و نه "نویسی". حال چرا باید دراین واژه ی مستقل، "م" به "ن" نچسبد، خود از آن دست ماجراهای پرتكرار دبیره ی پرنقص ماست. البته این نظر من بود، بی شك هستند كسانی كه بر جدانویسی تأكید دارند و استدلالهایی نیز دارند و مثلا مینویسند "جدا نویسی"، "سر هم نویسی" و... اما آنها نیز مشكل را حل نكرده و بر نقص دبیره چیره نگشته اند.
مینویسم "بندكشی" و بعید میدانم چندان كسی معارض این گونه نوشتنم باشد. اما اگر بنویسم "بٌرشكاری" و مدعی باشم كه این یك واژه ی دارای معنای مستقل است، كسانی هستند كه جورهای دیگر فكر میكنند و مینویسیند "برش كاری". اما وقتی میخواهم بنویسم "خطكشی"، خودم هم شك دارم كه این شیوه ی نوشتن این واژه، درست باشد. نمیدانم چشم ما عادت نكرده كه "ط" وسط یك واژه ی به هم چسبیده باشد یا چیز دیگری است.
در دوره های مدرسه، چند مدل دستور نوشتن، هر یك در دوره ای و عموما هم سراسری، برای ما صادر شد؛ یكی بر سرهم نویسی تأكید داشت و دیگری بر حفظ استقلال واژه ها و جدانویسی. و این یكی حتی "ها"ی جمع را نیز برنمیتافت كه چسبان باشد و "كتابها" اشتباه نویسی در شمار میآمد. نمیدانم چرا برای "ان"ِ جمع این قاعده صدق نمیكرد. یعنی نمیدانم چرا املای "درختان" درست بود؟! و من نیاندیشیده نبودم اما برعكس امروز بر استقلال واژه ها تأكید داشتم و تا همین چندی پیش نیز بر جدانویسی تأكید غلیظی كرده و به رساله ی زعمای این قوم عمل مینمودم. اینك استدلال من آن است كه كلمه ای چون "گردنكش" مفهومی اگر چه وابسته به "گردن" و "كش" است، اما استقلال معنایی دارد و شكلش نیز باید این استقلال و پیوستگی را داشته باشد. خلاصه، میان گیر و دار سرگردانی علمای دستور زبان فارسی دری اندر بیابان جدایی و سرهمی، چون منانی (امثال من) نمره ها از دست دادیم.
مشكلهای دبیره دری، بسیارند. تقریبا زبانهایی كه تاریخ ادبیات كهن دارند، وجود استثناءها و تناقضها و انواع مشكل برایشان چیز طبیعیی است. چرا كه در طول تاریخ شكل گرفته و یك ابرذهن شامل و كامل نبوده كه آنها را بی نقص به وجود آورد. برخی از امروزیان، چون من در اندیشه ی تغییراتی و ایجاد یكدستیهایی در این دبیره بوده و استند. برخی نیز انقلابیتر نگریسته مثلا از هر واج، یك شكل آن را برای نوشتن به كار برده اند**؛ مثلا "ز" به جای "ز، ذ، ض، ظ" كه همه در فارسی دری یك صدا را میدهند.


* بخشی از شعری از سهراب (...سایه ای از سر دیوار گذشت / غمی افزود مرا بر غمها...)
** به گمانم دانشمند ارجمند معاصر، داریوش آشوری، كتابی با این قاعده نوشته اند.


چهارشنبه 4 آذر 1394 10:07 ق.ظ
چه پارادوکس جالبی ساختی: جدانویسی, سرهم نویسی.
تا به حال به این موضوع جدی فکر نکرده بودم. جالب بود
سروش :
سه شنبه 3 آذر 1394 11:21 ب.ظ
اگر بخواهم به این موضع هم فکر کنم 'میشوم مثل ان هزار پا که از او پرسیدند اول کدام پایت را زمین میگذاری؟چنان گیچ شد که دیگر نتوانست راه برود.
سروش :
متأسفانه من به این هم فكر میكنم و همان میشود كه شما میگویید!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر