آزادكیش
 
نویسندگان
آمده اند دست به كار شده اند، جدولهای انتهای بولوار تازه ساخت و تر و تمیز چمنكاری و نهالكاری شده ی خیابان نزدیك خانه ما را مشغولند میكَنند! چند ماه پیش كه داشتند این بولوار را میساختند، همین انتهای خیابان كه اكنون در آن سرگرم كارند، خطكشی و بُرشكاری برای كاشت جدولهای بولوار، نشان میداد كه انتهای بولوار، پهنتر از بقیه اش است. اما موقع اجرا، بولوار سرتاسر یكدست شد و عرضش یكسان! حالا آمده اند و جدولهای كناره ی بولوار را میكنند و میخواهند از روی همان خط برشكاری، جدول گذاری كنند! نمیدانم حساب و كتابی در كار هست یا نه؟ مثلا میآیند بررسی كنند كه همین چند ماه پیش چرا این كار نشده است؟ و اگر باید میشده و نشده، مقصر كیست و چه كسی باید جریمه شود و چه كسی باید كیفر ببیند؟ یا اگر از اول قرار نبوده كه با نقشه ی فعلی اجرا شود، چه كسی میآید جواب میدهد كه مسئول این هزینه ی دوباره كاری كیست؟ و چگونه باید تقاص پس بدهد؟
شهردار شهرمان (بژنورد)، دستش درد نكند، در زیباسازی برخی خیابانها و ایجاد فضاهای فرهنگی، كارهایی كرده كه توی چشم است. زمزمه هایی هست كه میگویند این كارها برای جلب نظر مردم جهت راه یافتن به مجلس در همین انتخابات پیش روست، الله اعلم. چند ساعت پیش در پیاده روی یكی از خیابانهای مركزی شهر، بنر بزرگی دیدم با امضای كسبه ی محل كه از زحمات شهردار -به گمانم به خاطر همین ساخت و سازها كه گفتم- تقدیر و تشكر كرده بودند. راستش كمی چندشم شد كه در جایی كه انتقادكردن خیلی پرهزینه است و دشوار، مجیز گفتن و تقدیر كردن، اصلا به دل نمینشیند. اما آیا واقعا كسی هست كه وزنی داشته باشد و خالصانه بخواهد و بتواند از شهردار و دستگاهش حساب و كتاب بگیرد كه این پیاده روها كه هر از گاهی برای انواع لوله گذاری و كابل كشی كنده میشوند و بعد پینه میشوند، چرا باید هزینه های گزاف صرفشان كرد تا مدتی شیك و تر تمیز و از جنس اعلاء باشند؟ یعنی در شهر ما، مسائل مهمتر از ساختن پیاده روهای شاهانه نبود؟ در كنار همین پیاده روهای اعیانی كه اكنون چشمها را در خیابانهای مركزی شهر مینوازد، جای خالی بسیاری از درختان -كه احتمالا روزگار نه چندان دوری برپا بوده اند- را احساس نمیكنند؟ همین دیروز بود كه در پیاده روی شمالی، خیابان شرقی-غربی میدان شهید به چهارراه مخابرات (از خیابانهای مركز شهر) نظر میكردم؛ جای خیلی از درختها خالی بود. و البته بدگمانی من به سوی تبانی مغازه داران با شهرداری رفت؛ مغازه هایی كه میخواهند مغازه هاشان هر چه بیشتر در دید باشد و دستگاه اداری مسئولی كه میزان مسئولیت پذیریش در حد هر اداره ی دیگری است. به سزای این بدگمانی گرفتار شوم اگر ناراست بوده باشد. لحظه ای به مغازه ای چشم دوختم و با خود گفتم اگر من مثلا آن مغازه را داشتم، آیا میگذاشتم جلویش بی درخت بماند؟ آیا دو درخت زیبای سرو جلوی مغازه نمینشاندم و به آنها رسیدگی نمیكردم؟

[ سه شنبه 3 آذر 1394 ] [ 05:55 ب.ظ ] [ سروش ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب